در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پولها را توی کیف دستیات میگذاری و دسته آن را دور مچت میاندازی خودش را هم زیر بغلت میگذاری و از بانک خارج میشوی. کمی آن طرفتر دو جوان به سمت تو میآیند و یکی محکم به تو تنه میزند و تعادلت را به هم میزند و در حالی که کیف از مچت آویزان است، آن دیگری کیف را از مچت میکشد و با یک تیغ بندش را میبرد و میدود و تو روی زمین پرت میشوی.
ترس و درماندگی به وجودت چنگ میزند. از شدت اصابت با زمین کمرت درد گرفته است. تا میآیی به خودت بجنبی و مردم را صدا کنی دو تا موتوری میآیند و هر یک از کیفقاپها سوار یکی از موتورها میشوند و ردشان گم میشود.
تو میمانی و یک عالم رویای بر باد رفته دم عید و بدهیها و خریدها و عیدیهای نداده و درد کمر که حالا پیچیده توی دلت.
انگار چنان سنگین شدهای که نمیخواهی از جایت بلند شوی. باورت نمیشود قربانی شکارچیان سالمندان شده باشی، اما واقعیت همین است.
هر روز سالمندان زیادی قربانی شکارچیان و شیادانی میشوند که مترصد سالمندان نشستهاند.
از نظر آنان سالمند انسانی است که ضعیفتر از دیگران است زیرا با بیماری و دردهای اسکلتی و جسمی و شاید فشار خون و دیابت و مشکلات قلبی دست و پنجه نرم میکند و احتمالا همپای یک جوان نمیتواند بدود.
ممکن است ضعف بینایی داشته باشد و چهره شکارچیرا تشخیص ندهد، ضعف شنوایی داشته باشد و متوجه نزدیک شدن ضارب یا سارق نشود. فراموشی داشته باشد و یادش نیاید که شیاد را میشناسد یا نه و همه اینها او را به طعمهای مناسب برای شکارچیان سالمندان تبدیل میکند. آنها منتظر فرصت میمانند تا یک سالمند مناسب را شناسایی کنند، پس باید مراقب باشید.
چند راهکار
اگر از کیفقاپها میترسید بهتر است پول نقد جابهجا نکنید و همه چیز را با کارتهای الکترونیک دریافت و پرداخت کنید و آن را نیز در جیب داخلی کت خود بگذارید.
اگر ناچار هستید پول نقد همراه ببرید آن را به شکل یک چک پول درشت در جیب داخلی خود بگذارید و اگر رقم زیادی است سعی کنید تنها نباشید و با یکی از جوانان خانواده برای دریافت پول بروید و حتیالمقدور از دسته چک استفاده کنید.
رانندههای ناباب
همه رانندهها قابل اعتماد نیستند. این را از خبرهایی که در رسانهها میخوانید میشود فهمید. زنان سالمندی که در دستانشان النگو بوده و ربوده شدهاند و طلاهایشان را بردهاند و مردان سالمندی که به بهانه کمک به آنان تا پشت در آپارتمانشان رفتهاند و خانه آنها را شناسایی کرده و از تنهایی او اطمینان حاصل کرده و در فرصتی مناسب برای سرقت وارد شدهاند. اگر شما نیز یک بانوی سالمند هستید توصیه میکنم هنگام خروج از منزل طلاهای خود را خارج کنید یا روی آنها را با ساق دست بپوشانید.
هنگام رفت و آمد در صورت امکان از آژانسی که به صورت ثابت با شما کار میکند و رانندهای که میشناسید استفاده کنید و اگر در خیابان ماندهاید حتیالمقدور فقط با تاکسیهای خطدار و رسمی شرکت تاکسیرانی مسیر خود را طی کنید و با هر وسیله نقلیهای تردد نکنید.
اگر توان راه رفتن دارید وقتی با خودروی دربستی به خانه برمیگردید کمی دورتر از خانه خود از ماشین پیاده شوید و مطمئن شوید ماشین قبل از شما حرکت میکند و دور میشود.
هرگز از رانندهای که نمیشناسید نخواهید شما را تا آپارتمانتان همراهی کند. این را از همسایههایتان بخواهید تا با خیال آسودهتری زندگی کنید.
در خانه را به قفل ایمنی زنجیردار پشت در و چشمی مجهز کنید.
اگر اشیای قیمتی به همراه دارید بگذارید مسافر دیگری غیر از شما هم در ماشین باشد این طور خیالتان آسودهتر است تا اینکه کاملا دربست ماشین بگیرید.
مراقب سارقان باشید
زن و شوهر سالمندی یکی از همین روزهای زمستان تصمیم به خانهتکانی گرفتند. آنها به یک شماره تلفن که در روزنامه نوشته شده بود زنگ زدند و خانمی به خانه آنها آمد تا خانه را تمیز کند. او زنی زرنگ و قابل اعتماد به نظر میرسید، اما هنگام تمیز کردن منزل فرصت کافی داشت تا از وضعیت این زن و شوهر مطلع شود و از نمونه کلیدهای آنها کپی بگیرد.
او همه اطلاعاتی را که به دست آورده بود در اختیار آنان گذاشت و آنها با زیر نظر گرفتن خانه این زوج سالمند در فرصتی مناسب به خانه آنها وارد شده و به سرعت تمام اشیای قیمتی آنان را به سرقت بردند. حتی هنگامی که فرشهای دستباف آنها را میبردند در پاسخ به سوال همسایهها گفته بودند داریم فرشهای خانه آقای فلانی را میبریم که بشوییم. ما از فرششویی آمدهایم!
اسم صاحبخانه از چیزهایی بود که آنان از زن همدستشان شنیده بودند.
حوادث تلختری هم با همدستی کارگران قلابی به وجود آمده است بنابراین توصیه میشود اگر میخواهید برای خانه پرستار یا کارگر بیاورید حتما سوابق او را چک کنید و ترجیحا از کسانی که مدتها برای آشنایان شما کار کردهاند و به قول معروف حساب پس دادهاند کمک بگیرید.
اگر در خانه کارگری حضور دارد مطلقا در مورد برنامهها و ساعات حضور و ورود و خروج خود صحبت نکنید و قبل از آمدن آنان اشیای قیمتی را جمع کنید و در جایی مطمئن و خارج از دید بگذارید.
از هر غریبهای که در کوچه برای خانهتکانی، برفروبی و فرششویی فریاد میزند نخواهید که به خانه شما بیاید و کارهایتان را انجام دهد. شاید سالها پیش این کار مرسوم بود، اما حالا خیلی وضع پیچیدهتر شده است و به راحتی نمیشود اطمینان کرد.
غریبههای آشنا
چندی پیش یکی از همسایهها در معرض سرقتی عجیب قرار گرفت.
زن جوانی که او را احتمالا در یک مجلس ختم یا روضه شناسایی کرده بود و از فراموشی او اطلاع داشت و میدانست تنها زندگی میکند به خانه او آمد و خواست که در را برایش باز کند. بعد از اینکه بانوی سالمند در را باز کرد به او گفت که برای خرید بیرون رفته بوده و خیلی خسته است و دختر یکی از دوستان قدیمی است و آدرس او را مادرش داشته و چند بار به خانه پیرزن آمده بوده. بانوی سالمند که میدانست دچار فراموشی است تصور کرد دختر راست میگوید و خجالت کشید به او بگوید که تو را نمیشناسم. او را به داخل راه داد و برایش چای آورد، اما وقتی از آشپزخانه خارج شد متوجه شد زن جوان دارد تندتند خانه او را میگردد. بانوی سالمند به آرامی او را به حال خود گذاشت و سریع همسایهاش را خبر کرد و به اتفاق مچ زن کلاهبردار را گرفتند. این همسایه که سالها بود پیرزن فراموشکار را میشناخت با سوالاتی که از زن جوان پرسید مطمئن شد که او دروغ میگفته. آنها با خبرکردن پلیس جلوی ادامه کلاهبرداری زن جوان را گرفتند.
توصیه میشود اگر شما هم دچار فراموشی هستید یا اسامی در ذهنتان نمیماند حتما خانه خود را مجهز به آیفون تصویری کنید و یک خاطره مهم و خصوصی را از کسی که ادعا میکند شخصی است که شما را میشناسد بپرسید.
اگر مطمئن نیستید کسی آشنای شماست از او بخواهید با فرزندانتان تماس بگیرد و اگر آنها به شما زنگ زدند و هویت او را تایید کردند اجازه بدهید وارد شود.
اگر در محلهای خلوت و در آپارتمانی به تنهایی زندگی میکنید برای کسانی که میگویند همسایه شما هستند و آنها را نمیشناسید و نمیتوانند مشخصات دقیقی بدهند در را باز نکنید.
اگر مامور آب و برق به منزل شما مراجعه کرد از او کارت شناسایی مطابق با کارت ملی بخواهید تا مطمئن شوید که کارت جعلی ارائه نمیدهد.
پیکها را به پشت در آپارتمان خود راه ندهید و خود تا ورودی آپارتمان پایین بیایید یا از او بخواهید بسته شما را به سرایداری بسپارد.
این روزها شیادی به حوزه درمان نیز کشیده شده. خبرهای زیادی از جراحیهای دروغین در مورد برخی سالمندان شنیده میشود و یک مورد را نیز خود شخصا شاهد بودهام که اگر بررسی مجدد پزشکی دیگر را نخواسته بودیم با ادعای پزشک اول بیمارمان بیهوده مورد جراحی قرار گرفته بود تا هزینهای چند میلیونی به خاطر هیچ بپردازد.
اگر یک پزشک یک درمان پرهزینه مثل جراحی به شما پیشنهاد کرد حتما نظر دو متخصص دیگر را نیز کسب کنید و بعد از عمل بخواهید شواهد دال بر بهبود شما ارائه شود. مثلا اگر قرار است یک تومور از بدن شما خارج شود اسکن قبل و بعد از عمل را بخواهید.
امیدواریم که هیچ وقت گذرتان به شکارچیان سالمندان نیفتد.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: