در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، روز 17 شهریور 84، مأموران کلانتری 127 نارمک، از فقدان مشکوک یک زن از طریق همسایههای وی باخبر شدند که برای اطلاع از جزئیات موضوع به خانه وی رفتند.
مأموران کلانتری با حضور در محل، به همراه مأموران آتشنشانی وارد خانه زن جوان به نام معصومه شدند و بعد از ورود به اتاق خواب وی، جسد وی را در حالی که با سیم تلفن به قتل رسیده بود، کشف کردند.
مأموران اورژانس در محل حادثه حاضر شدند و معلوم شد که معصومه حدود 3 روز قبل، به قتل رسیده است. تحقیقات برای شناسایی عامل این قتل آغاز شد و حدود 20 مظنون در رابطه با قتل معصومه که بعد از طلاق از شوهرش، به تنهایی زندگی میکرد، دستگیر شدند.
سرانجام، با اظهارات همسایههای مقتول و شناسایی مخاطبان تلفن همراه وی، مرد جوانی به نام سامی دستگیر و به ارتکاب قتل وی اعتراف کرد.قرار مجرمیت سامی از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده وی برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ 19 اردیبهشت امسال، در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی محمدسلطان همت یار برگزار شد.
ذبیحزاده، نماینده دادستان، کیفرخواست صادره را اینگونه قرائت کرد: سامی، 32 ساله، متهم به مباشرت در قتل عمدی، سرقت اموال مقتول و رابطه نامشروع است که با توجه به مدارک موجود در پرونده مانند، شکایت اولیایدم، گزارش مرجع انتظامی، نظریه پزشکی قانونی و اعترافات متهم بزه انتسابی به وی، محرز است و تقاضای مجازات وی را دارم.
بعد از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان، اولیایدم در جایگاه قرار گرفتند و تقاضای خود را قصاص متهم عنوان کردند.
در ادامه جلسه، سامی، (متهم به قتل) در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه هیچیک از اتهامات را قبول ندارم، گفت: شب حادثه مقابل خانه مقتول رفتم ولی او در را باز نکرد، من هم به آژانس رفتم و با همکارم شام خوردیم و صبح زود یک محموله سیمان را به مقصد عسلویه بردم.
روز حادثه، برای دریافت طلبی که از مقتول داشتم به خانه او رفتم ولی او به من چک داد که من قبول نکردم. به همین خاطر مقداری از طلاهای او را به زور گرفتم و خارج شدم.
وی با بیان اینکه اظهارات و اعترافات قبلی خود را قبول ندارم، گفت: راننده آژانس بودم و از سال 81 او را میشناختم. تا سال 83 از تهران خارج شدم ولی وقتی برگشتم دوباره با او رابطه برقرار کردم. او برای تعمیر خانهاش یک میلیون و 500 هزار تومان از من پول گرفت ولی برای برگرداندن آن همیشه بهانه میآورد.
مادر مقتول در پاسخ به این اظهارات متهم گفت: دختر من از نظر مالی مشکلی نداشت و در زمان قتل، حدود 20 میلیون تومان پول در حساب بانکی او بود.
قاضی خطاب به متهم گفت: طلاهای مکشوفه نشان میداد که آنها بر اثر فشار وارده کج شده است و بیانگر سرقت با زور بوده است.
متهم در حالی که اظهارات خود در دادگاه مبنی بر اینکه طلاها را به زور از مقتول گرفته است، تکذیب میکرد، گفت: من طلاها را از روی میز برداشتم.
قاضی به اظهارات و اعترافات متهم در پرونده اشاره کرد و گفت: در تحقیقات مدعی شدی که شب حادثه مقابل خانه مقتول رفتن که در را باز نکرده و مجبور شدی از تلفن عمومی با او تماس بگیری. مقتول با بیان اینکه مهمان دارد از تو میخواهد ساعتی بعد به خانه بروی. ساعتی بعد وارد خانه وی شدی و بعد از شام او را داخل اتاقش با سیم تلفن به قتل رساندی.
متهم در پاسخ به اظهارات قاضی گفت: اظهارات خود را قبول ندارم و همه آنها را تحت فشار گفتهام.
سامی در حالی ادعا میکند که تحت فشار اقرار کرده است که در اولین تحقیقات و در حالی که تنها مظنون بوده است، بدون اینکه از او سؤال شود، به رابطه با مقتول اعتراف کرده بود.
نماینده دادستان در پاسخ به اظهارات متهم که مدعی بود تحت فشار اعتراف کرده است، گفت: در این پرونده 20 نفر به عنوان مظنون دستگیر شدند، چرا فقط شما تحت فشار به قتل اعتراف کردی. در صورت صحت ادعایت، چرا به بازپرس و قاضی ناظر زندان نگفتی که تو را تحت فشار قرار دادند.
متهم در جواب اظهارات نماینده دادستان فقط سکوت کرد و حرفی نزد.
در انتهای جلسه، پدر مقتول با بیان اینکه اظهارات متهم دروغ است، گفت: فکر میکردم در جلسه دادگاه، متهم با صداقت حرف خواهد زد و به همین دلیل رضایت خود را برای گذشت از قصاص نوشته بودم ولی وقتی در دادگاه دیدم که چگونه دروغ میگوید، از تصمیم خود منصرف شدم.
متهم در جایگاه قرار گرفت و در بیان آخرین دفاع گفت: اتهام را قبول ندارم و دفاعی هم ندارم.
یک هفته بعد از جلسه محاکمه، قاضی همتیار متهم را به خاطر ارتکاب قتل به قصاص، به دلیل سرقت جواهرات مقتول به یک سال حبس و رابطه غیراخلاقی با مقتول و شرب خمر به 179 ضربه شلاق محکوم کرد.
بعد از صدور حکم، پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که قضات دیوان عالی کشور بعد از مشورت و بررسی پرونده، حکم صادره را نقض کردند؛ گفتنی است اولیایدم مدتی بعد از صدور حکم، اعلام رضایت کردند.
بعد از اعلام رضایت اولیایدم، جلسه محاکمه از جنبه عمومی جرم امروز در شعبه 113 برگزار شد و متهم با بیان اینکه اتهام را قبول دارد گفت: به قدری تحت فشارهای روانی بودم که مدتی در بیمارستان بستری شدم تا اینکه موفق به جلب رضایت شدم؛ از دادگاه خواستار رأفت اسلامی هستم.
قاضی همتیار ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: