گفت‌وگو با مسعود دلخواه ، کارگردان نمایش خانمچه و مهتابی

جشنواره تئاتر فجر‌ ما را انتخاب کرد

نمایش «خانمچه و مهتابی» نوشته اکبر رادی در بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در دو سئانس در تالار چهارسو‌ روی صحنه رفت. محبوبه بیات، اشکان صادقی، حمیدرضا هدایتی، ایمان افشاریان، رویا بختیاری، الهام شکیب و افسون دلخواه ازجمله بازیگران این نمایش هستند.
کد خبر: ۳۸۶۳۸۰

این نمایش اردیبهشت سال آینده در تالار چهارسو اجرای عمومی خواهد شد. اجرای نمایش «خانمچه و مهتابی» به پیشنهاد بنیاد رادی انجام شده است. با مسعود دلخواه، کارگردان این نمایش گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:

چه شد جشنواره تئاتر فجر را برای ارائه اثرتان انتخاب کردید؟

جشنواره فجر ما را انتخاب کرد. این نمایش را برای اجرای عمومی انتخاب کرده بودم که از ما خواستند پیش از آن دو اجرا هم در زمان برگزاری جشنواره تئاتر فجر داشته باشیم. البته فاصله افتادن بین دو اجرای عمومی و جشنواره همیشه به گروه‌ها ضربه وارد می‌کند. چون یک عده مجبورند بروند سر کارهای دیگر و همین خود باعث عوض شدن بازیگران می‌شود و همین تمرین‌ها را تکراری می‌کند و بسیاری از وقت صرف همان بازآفرینی اولیه می‌شود. در صورتی که اجرای بلافاصله گروه را با انرژی بیشتر در جشنواره و بعد از آن اجرای عمومی مواجه خواهد کرد.

سال‌های قبل هم در جشنواره حضور داشته‌اید؟

بله. این تقریبا برایمان یک سنت شده که ابتدا در جشنواره فجر باشیم و بعد اجرای عمومی! البته اجرای جشنواره فرصتی برای محک زدن و نقد شدن فراهم می‌کند تا گروه پس از آن بتواند با آمادگی بیشتر خود را در اجرای عمومی پیش روی تماشاگران قرار بدهد. مثلا ما آنچه از نمایش خدا در آلتونا حرف می‌زند در جشنواره و اجرای عمومی داشتیم کاملا با هم فرق می‌کرد. نگاه تماشاگران در جشنواره برایمان خیلی اهمیت دارد و همین باعث شد تا بر کاستی‌ها درزمان اجرای عمومی غلبه کنیم.

پروسه تمرین‌ها را تا اجرای جشنواره فجر چگونه پشت‌سر گذاشته‌اید.

از آبان‌ ماه تمرین‌ها را شروع کردیم و هفته‌ای 3 یا 4 جلسه با روزی 5 ساعت را برای آماده‌سازی این اجرا در نظر گرفتیم. البته این وسط اختلالاتی به خاطر تعویض بازیگران وارد تمرین‌ها شد.

چطور شد که‌ سراغ متن خانمچه و مهتابی رفتید؟

در واقع سال گذشته بنیاد اکبر رادی یک سلسله سخنرانی درباره آثار این نمایشنامه‌نویس گذاشته بود. من هم یکی از سخنرانانی بودم که دعوت شده بودم پس از نمایشنامه‌خوانی خانمچه و مهتابی درباره‌اش سخنرانی کنم. این خود زمینه‌ساز علاقه‌مندی من برای اجرای خانمچه و مهتابی شد. البته بنیاد رادی از من برای انجام این کار نیز دعوت کرد. این مصادف شد با کار هادی مرزبان. او هم قرار بود متن دیگری را کار کند که با انجام نشدن آن به سراغ خانمچه و مهتابی آمد. من البته دوست داشتم نمایش خانمچه و مهتابی پس از جشنواره فجر بلافاصله در تالار چهارسو اجرا شود چراکه همزمان هادی مرزبان همین متن را پس از پایان اجراهایش در تالار برج آزادی در سالن اصلی اجرا می‌کند. همزمانی این دو اجرا فرصت خوبی بود برای آن که مخاطبان با یک نگاه کنجکاوانه تفاوت‌های نگاه در دو اجرا را پیدا کنند. متاسفانه به دلیل آن که اجراهای عقب مانده در طول سال باید اجراهای خود را پشت سر بگذارند اجرای ما به اریبهشت سال 90 موکول شد.

شما با توجه به کارهایتان علاقه به آثار مدرن دارید آیا این نکته انگیزه‌ای برای این اثر غیررئالیستی رادی نبوده است؟

بله. رادی در خانمچه و مهتابی برخلاف دیگر آثارش، در زمینه رئالیسم ساختار شکنی می‌کند و اثری متفاوت را پیش روی مخاطبانش می‌گذارد. ما در این متن یک چارچوب رئالیستی نمی‌بینیم بلکه اثر یک ساختار روایی نوپردازانه دارد و این یعنی رادی در مسیر آثار قبلی‌اش حرکت نمی‌کند. همین خود امکان می‌دهد تا کارگردان با خلاقیت سراغ خانمچه و مهتابی برود.

در متن رادی چه ویژگی‌های ساختاری هست که شما را جذب خود کرده است؟

دلخواه: رادی در خانمچه و مهتابی برخلاف دیگر آثارش، در زمینه رئالیسم ساختار شکنی می‌کند و اثری متفاوت را پیش روی مخاطبانش می‌گذارد. همین باعث‌‌شدتا من با دست باز وخلاقیت سراغ خانمچه و مهتابی بروم‌

متن اساسا در خانه سالمندان می‌گذرد. داستان یک پیرزن 80 و چند ساله است. این خود تبدیل می‌شود به نگاهی تاریخی درباره جایگاه زن ایرانی و یکصد سال رابطه‌اش با مرد ایرانی که مورد کنکاش قرار می‌گیرد. رادی در خانمچه و مهتابی جایگاه زن و مناسبات او در جامعه مردسالارانه را بررسی می‌کند. از اینجا متوجه می‌شویم که کار نمادین است. در آن نشانه، سمبل و نماد موجود است. همین عاملی است تا اثر را از روند رئالیستی دور کند. در شیوه روایت هم زمان‌ها در هم تداخل می‌کند و مدام مکان‌ها جابه‌جا می‌شوند. باز هم با این حرکت‌ها متن به سمت یک اثر تجربی به شیوه سیال ذهن می‌رود. همین ویژگی‌ها باعث شده رادی تجربه‌ای را پیش‌روی داشته باشد تا یک راه نرفته را برود. او در اینجا نسبت به بقیه آثارش خلاق‌تر و ساختارشکن‌تر است! البته ما در اجرای جشنواره خود هنوز در میانه‌های راه هستیم تا به ایده‌آل‌های اجرای خود نزدیک شویم.

چرا به متن وفادار نمانده‌اید؟

تنها دلیل ساختارشکنی متن نبوده است. بلکه وقتی اپیزودها را می‌خوانیم درمی‌یابیم در 7 تابلوی موجود سه فصل هم خواب و کابوس هست که با صحنه‌های همایون و لیلا، آموتی و گلین، سامان و ماهرو همخوانی ندارد و اینها قابل حذف شدن هستند. مونولوگ‌های خانجون بسیار خلاقه است که می‌تواند در کنار این سه اپیزود ـ‌ زوج‌ها ـ‌ قرار بگیرد. با حذف صحنه‌های کابوس که به ریشه‌های تاریخی ارتباط زن و مرد می‌پردازد، لطمه‌ای به مابقی اثر نمی‌خورد. پس حذفشان کردم. حتی در متن احساس کردم با آن که رگه‌های پست‌مدرنیستی وجود دارد، اما در دل اپیزودها بیشتر دیالوگ‌ها شکل رئالیستی به خود می‌گیرد. بنابراین بهتر دیدیم که کمی هم در این اپیزودها دخالت کنیم. برای آن که من در اجراهایم چندان علاقه‌ای به ادبیات و کلام ندارم. اگر هم ادبیات مد نظرم باشد سعی می‌کنم با ایجاد کنش‌هایی بر وجوه نمایش اثر بیفزایم. این خود زمینه‌ساز بسیاری از حذف و اضافه‌ها خواهد شد.

انتخاب بازیگران بر پایه چه ملاک و معیاری بود؟

محبوبه بیات را از همان آغاز مناسب برای نقش خانجون می‌دیدم. چراکه رمانتیک بودن خانجون بسیار به خود محبوبه بیات نزدیک است. بنابراین انتخاب بیات قطعی بود. 3 نفر از این بازیگران هم جزو اعضای گروه 18 نفره هستند. حمیدرضا هدایتی (همایون)، ایمان افشارین (آموتی) و گیلدا حمیدی (ماهرو) که در اصل کار مال خودشان هست، اما ما برای انتخاب برخی از نقش‌ها مجبور بودیم به سراغ برخی افراد حرفه‌ای و شناخته شده برویم که برخی چون متن و نقش‌ها را درک نکردند از پذیرفتن آن طفره رفتند. یک عده هم آمدند و در وسط کار سراغ کارهای دیگر رفتند. من در اینجا از اینان انتقاد و گلایه دارم چون به سراغ آثاری رفته‌اند که اصلا فرهنگی نیستند و این اصلا برای تئاتر ما خوب نیست. در ضمن رویا بختیاری (گلین)، الهام شکیب (لیلا) و اشکان صادقی (سامان) وارد تمرین‌ها شدند و خودشان رادر اختیار گروه گذاشتند تا بتوانیم نمایش را به اجرا برسانیم.

بازتاب کار در زمان اجرای جشنواره چگونه بوده است.

در این باره می‌توانم بگویم که ما 3 گونه متفاوت مخاطب تئاتر داریم. اول گروهی از مخاطبان عام که با تواضع و به سادگی نظر خود را درباره کار می‌گویند. مثلا می‌گویند خوشمان نیامد یا کار را نفهمیدم وباید یکبار دیگر ببینم. گروه دوم فرهیختگان و افراد باسواد و کارشناس و متخصص تئاتری هستند که با نگاه عمیق‌تر کارها را می‌بینند. اینان می‌توانند تاویل و تفسیرهای خود را درباره هر اثری ارائه کنند. گروه سوم حد وسط این دو گروه هستند. کسانی که سواد دارند، اما در حد کارشناسی ارشد یا در همین حد هستند. به نظرم مخاطب خانمچه و مهتابی باید خیلی صادقانه این اثر را ببیند تا درباره‌اش اظهارنظر کند. باید مخاطب تمام نشانه‌های آن را بشناسد تا بتواند به عمق آن پی ببرد. این نمایش می‌تواند با مخاطبانی از قشرهای مختلف ارتباط برقرار کند. هدف هم رسیدن به آن حرف و پیام مدنظر اکبر رادی است. ما هم سعی کردیم به فحوای کلام رادی وفادار بمانیم هر چند در فرم و شکل این وفاداری را رعایت نکرده‌ایم.

رضا آشفته 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها