jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۳۸۶۰۳۲ ۲۸ بهمن ۱۳۸۹  |  ۰۹:۰۱

جذام در ایران به قدمت تاریخ ایران سابقه دارد. به نوشته هرودوت (سده پنجم پیش از میلاد) در ایران جذامیان الزاما در خارج از شهرها زندگی می‌کردند و حق ورود به شهرها را نداشتند. او در کتاب خود می‌افزاید که در آن زمان جذام به هر گناهی که علیه خورشید صورت می‌گرفت نسبت داده می‌شد.

سال‌های دهه 20 تا اواخر دهه 40، جذام به عنوان خوفناک‌ترین بیماری دوران، کابوس ایرانیان محسوب می‌شد. این بیماری سایه شوم خود را بر کشور بویژه خراسان و آذربایجان افکنده بود، به طوری که دوسوم بیماران جذامی کشور در این خطه زندگی می‌کردند.

کمبود بهداشت، نبود پزشک متخصص و نایاب بودن داروی جذام روزگار سختی را برای جذامیان فراهم کرده بود. بخصوص این که در آن زمان اعتقاد بر قرنطینه کردن و حبس بیماران جذامی بود. به تعبیر ساده‌تر جذامیان همچون دیگران از حق حیات برخوردار نبودند. جذامخانه‌های محقر تنها نقطه‌ای بود که جذامیان می‌توانستند دور از انظار مردم کوته‌نظر در آنها سکنی گزینند و چند صباحی از عمر خود را در آرامش و آسایش سپری ‌کنند.

در زمان پادشاهان قاجار مبتلایان به جذام که از سایر شهرها به قصد شفایافتن بتدریج به مشهد مقدس آمده و ساکن می‌شدند در شهر پراکنده بودند، در این زمان والی خراسان دستور می‌دهد کلیه جذامی‌ها را از داخل شهر جمع‌آوری کرده و در قلعه محرابخان که ساختمان قدیمی و مخروبه‌ای بوده جای دهند. حدود سال‌های 1320 بناهای متعددی که در حدود 38 واحد بوده برای بیماران ساخته می‌شود. در این مجموعه ساختمان بخش یا حیاط مستقلی برای اسکان بیماران بهبود یافته و خانواده آنها ساخته می‌شود.

در سال 1310 شمسی آسایشگاه «باباباغی» به اسکان بیماران جذامی شمال، غرب و شمال غرب کشور اختصاص یافت. در سال 1312 با کوچاندن قریب 76 نفر جذامی مرد و زن به قریه باباباغی تشکیل شد. در آن زمان بیماران مذکور در 40 اتاق محقر 3×4 مترمربع اسکان داده شدند.

دور تا دور باباباغی را آن روزگار دیوار 4 متری به پهنای یک متر احاطه کرده بود که محـوطـه زنـدان را تـداعـی می‌کرد. غـذای این افراد شامل چغندر، سیب‌زمینی و مـاسـت و خیار بود. باباباغی از آب و برق محروم بوده و آب مجتمع توسط ماشین‌های ارتشی از تبریز تـامـین می‌شده است. بنابراین زمانی که به دلیل شرایط جوی جاده بسته می‌شد بیماران حتی از آب آشامیدنی نیز محروم می‌شده‌اند.

«خانه سیاه است» نام فیلمی مستند است که فروغ فرخزاد در دهه 1340 درباره جذامخانه بابا باغی ساخت و نام این مکان را به جشنواره‌های فیلم برد.

در سال‌های بعد و با پیشرفت‌های علم پزشکی سازمان جهانی بهداشت پیشنهاد کرد که بیماران جذامی در محل زندگی و محیط آشنای خود درمان شوند ولی اهالی روستا یا شهرها آن را نپذیرفتند. سپس قرار بر این شد که برای بیماران جذامی شهرک بسازند و آنها را در آن شهرک سکنی دهند و با کمک به آنها بتدریج بیماران بتوانند از نظر نیازهای زندگی خودکفا بشوند. با این راه‌حل دولت خواست که به مردم نشان دهد که بیمار جذامی مانند مردم سالم می‌تواند سازنده باشد. دهکده راجی (رضوی) در دشت گرگان که دهکده‌ای سبز و خرم و نوبنیاد بود در سال 1356 برای جذامیان پاک شده و درمان شده در ایران ساخته شد. جالب این که حتی در آن زمان نیز مردم نظر مساعدی نسبت به جذامیان نداشتند. اما در حال حاضر سال‌هاست که این بیماری در ایران به مرحلة حذف رسیده و ریشه‌کنی بیماری نیز امکان‌پذیر شده است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

میان هیکل بود. با صورتی جدی و چشم‌هایی عمیق. صبح‌ها اصرار داشت حتما با اکسیمتر، اکسیژن خون را چک کنم و بعد هم افشانه ضدعفونی کننده را می‌گرفت و چندتا پیس می‌زد و می‌گفت روز خوبی داشته باشید.

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

ماه‌هاست ستاد ملی مقابله با كرونا مشغول آزمون و خطاست. این ستاد از همان هفته‌های اول شیوع بیماری طوری تصمیم گرفت و رفتار كرد كه گویی سرگرم خرید وقت است تا ببیند چه پیش می‌آید و كارها چگونه پیش می‌رود.

پیامبر زلالی

پیامبر زلالی

کلاس‌های دکتر تهرانی نسب را می‌رفتم به شوق این که بعدش فاصله کلاس که طبقه چهارم بود تا طبقه هم‌کف را حرف بزنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر