با میرمسعود حسینیان، معاون سابق دفتر نمایندگی ایران در مصر

خط آمریکایی با رفتن حسنی مبارک شکست خورد

وقتی که بن‌علی به طور ناگهانی از تونس فرار کرد و ناآرامی‌های این کشور به مصر کشید، بیشتر کارشناسان غربی اعلام کردند که مصر، تونس نیست و حسنی مبارک که سال‌ها بر مصر حکمرانی کرده، ناآرامی‌ها را سرکوب می‌کند و می‌ماند؛ اما ماجرا شکلی دیگر به پیش رفت.
کد خبر: ۳۸۵۷۹۲

انتظار 30 ساله مردم مصر به پایان رسید، رئیس‌جمهور 82 ساله مصر در هجدهمین روز از اعتراضات مردم این کشور مجبور شد تا از پست ریاست جمهوری کناره‌گیری کند. حالا دیگر چگونگی ادامه تحولات در مصر راهی است که باید مردم این کشور بپیمایند. میرمسعود حسینیان، کارشناس مسائل سیاسی و معاون سابق دفتر نمایندگی ایران در مصر در مصاحبه با «جام‌جم» بر این اعتقاد است که با رفتن مبارک، تمام کشورهای دیگر منطقه مانند یک دومینو از این حرکت تبعیت خواهند کرد و کشورهای غربی به دنبال این هستند که تحولات مصر را به نفع خودشان مدیریت کنند. وی می‌گوید: قدم اول رفتن مبارک است و باید دید این تحول چگونه مدیریت می‌شود.

ریشه تحولات مصر کجاست؟

برای این‌که به این سوال جواب بدهم، باید یک شناخت نسبی از جامعه مصر داشته باشیم. مصر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای عربی در شمال آفریقا و خاورمیانه قرار دارد. بیش از یک میلیون مترمربع مساحت و نزدیک به 80 میلیون نفر جمعیت دارد. تقریبا 96 درصد از خاک مصر را صحرا تشکیل می‌دهد و تنها 4 درصد مسکونی است، به همین دلیل در شهرهای مسکونی آن تراکم جمعیت شدید است و 70 میلیون نفر از جمعیت مصر در این 4 درصد جمع شده‌اند. مثلا حدود 10 تا 12 میلیون جمعیت ساکن در قاهره داریم و قاهره عظما یا قاهره بزرگ که شامل قاهره قلیوبیه و جیزه که اهرام سه‌گانه و اکثر مراکز سیاحتی و زیارتی این شهر در آن واقع شده، تقریبا حدود 16 میلیون نفر جمعیت در روز دارند. همچنین در کنار صحرا بودن این شهر‌ها باعث می‌شود که آلودگی هوا و گرد و خاک در قاهره بسیار زیاد باشد که این آلودگی در ترکیب با رطوبت رود نیل بشدت هوا را آلوده کرده است. پیش‌بینی‌های آماری نشان می‌دهد که در سال 2050 جمعیت مصر به 117 میلیون نفر می‌رسد و مصر جزو یکی از 15 کشور پرجمعیت دنیا محسوب می‌شود. 90 الی 95 درصد مردم این کشور مسلمان شافعی و بین 5 تا 10 درصد مسیحی قبطی هستند. نظام مصر تا حدود 60 سال گذشته نظام پادشاهی بود و در انقلاب سال 1952 مصر که به عنوان انقلاب افسران آزاد معروف است با کودتای یک گروه از افسران نظام جمهوری در این کشور روی کار می‌آید. محمد نجیب، اولین رئیس‌جمهور مصر و بعد از آن عبدالناصر روی کار می‌آید، بعد از فوت عبدالناصر، سادات به ریاست‌جمهوری می‌رسد که با ترور سادات، مبارک جانشین وی می‌شود. مصر از نظر تاریخی کشوری بسیار قدیمی است که حدود 5000 سال سابقه تاریخی و تمدنی دارد. از نظر اجتماعی متاسفانه بسیاری از مردم مصر فقیر هستند، طبق آمار بالای 40 تا 50 درصد مردم مصر در فقر شدید و حداکثر با درآمد روزی 2 دلار زندگی می‌کنند و اگر این مقدار را در کنار آماری که از ثروت خانوادگی و عظیم مبارک که حدود 40 تا 70 میلیارد دلار اعلام شده، بگذاریم می‌توانیم متوجه یکی از دلایل نارضایتی مصریان شویم. افراد بسیاری در مصر به دلیل کمبود شدید مسکن در مقبره قبرستان‌ها زندگی می‌کنند. تنها در قاهر ه نزدیک به 2 تا 3 میلیون نفر حداقل 2 نسل در قبرستان‌ها ساکن هستند که این نشان‌دهنده فقر شدید مردم مصر است. اگرچه کشور مصر از نظر رسانه‌ها و مطبوعات در میان کشورهای عربی آزادی بیشتری دارد و نشریاتی چون الاهرام در این کشور منتشر و شخصیت‌های بزرگی در تاریخ معاصر این کشور دیده می‌شود؛ ولی این رشد با توجه به تجربیات شخصی من در بین 5 تا 10 درصد مردم این کشور دیده می‌شود و بقیه مردم در فقر فرهنگی قرار دارند. منابع درآمدی در مصر متعدد است. یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی مصر توریسم است که بالای 5/3 میلیارد دلار درآمد برای مصر ایجاد می‌کند. همچنین منبع دیگر درآمدی در مصر، دریافت عوارض از عبور کشتی‌ها در کانال سوئز است که در سال حدود 5/4 میلیارد دلار عاید مردم مصر می‌کند. این کانال که سابقه تمدنی آن به روابط ایران و مصر می‌رسد و گفته می‌شود توسط داریوش، شاه ایران برای آنان ایجاد شده است، 200 متر طول دارد و بین دریای سرخ و دریای مدیترانه قرار گرفته که در جابه‌جایی انرژی و کالا نقش مهمی ایفا می‌کند. حضور کارگران و مهندسان مصری در کشورهای حوزه خلیج‌فارس از جمله دیگر منابع درآمدی مصر به شمار می‌رود. همچنین صادرات میوه و مرکبات، نفت و گاز این کشور قابل توجه است.

اما درباره این‌که چه اتفاقی افتاده که اکنون ما شاهد این تحولات در مصر هستیم، باید بگویم که در کشور مصر حاکمیت و مردم در یک خط قرار ندارند. یکی از مسائل مهم مطرح در جریان مصر رابطه این کشور با رژیم صهیونیستی است که حدود 30 تا 35 سال در جریان است. ما در مصر شاهد تنفر و انزجار مردم از این رابطه هستیم، حتی سفارت رژیم صهیونیستی از ترس مردم در طبقه چهارم یک ساختمان قرار دارد تا مبادا عملیات استشهادی در آن صورت گیرد. همچنین خیابانی که سفارت رژیم صهیونیستی در آن قرار دارد، از سوی شورای شهر قاهره به نام محمد الدوره شهیدی که توسط نیروهای صهیونیست به شهادت رسیده، نامگذاری شده است. این امر نشانه روحیه ضدصهیونیستی است که در میان مردم مصر بشدت جریان دارد و باعث ایجاد اختلاف با حکومت مبارک شده است، مردم به علت رابطه با رژیم صهیونیستی احساس ضعف و ذلت می‌کنند. غزه با مصر مرز مشترک دارد و این امکان وجود داشت که مصری‌ها کمک‌های فراوانی را به مردم غزه داشته باشند؛ اما حکومت مصر مرز رفح را بست. در موارد بسیاری حکومت مبارک سپر بلای اسرائیل شده است که یکی از آنها صادرات گاز به اسرائیل است. 40 درصد از گاز مورد نیاز رژیم اشغالگر قدس را مصر تامین می‌کند و این گاز را به قیمتی پایین‌تر از قیمت جهانی می‌فروشد.

مردم مصر اگرچه اسما از حکومت عثمانی استقلال پیدا کرده‌اند؛ اما در حال حاضر وابستگی شدیدی به آمریکا و غرب دارند. مردم این وابستگی به غرب را درک می‌کنند.

حکومت مبارک برای مقابله با مردم و حفظ امنیت خود از نیروی امنیتی و پلیسی استفاده می‌کند. حدود 30 سال است که بعد از ترور سادات در مصر، حالت فوق‌العاده برقرار است. این به آن معناست که دادگاه‌ها خود می‌توانند افراد را دستگیر کنند و بدون محاکمه در هر مدتی در زندان‌ها نگهداری کنند.

ماجرای تونس و شهادت آن جوان تونسی، جرقه‌ای بود که آتش را در مصر روشن کند. حاکمان بسیاری از این کشورها فکر نمی‌کردند که جایگاه آنان در معرض خطر باشد؛ اما انقلاب تونس روشن کرد که می‌شود در مقابل این حاکمان از جمله مبارک ایستاد و سران این کشورها نیز فهمیدند که مردم بیدار شده‌اند.

آیا با خروج مبارک، عمر سلیمان این ظرفیت را دارد که به عنوان جانشین وی و رئیس‌جمهور مطرح شود یا خیر؟

شما می‌دانید که عمر سلیمان از زمان پیمان کمپ دیوید به بعد رئیس سازمان امنیت مصر و از نظر مردم این کشور منفورتر از مبارک است. وی کارنامه درخشانی در همکاری با اسرائیل دارد و در تمام ماجراهایی که در مصر پیش آمده است، به طور مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشته اشت و اگر او جایگزین مبارک شود برای اسرائیلی‌ها، فرصت خوبی خواهد بود. این امکان وجود ندارد که مردم وی را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کنند؛ اما در حال حاضر با توجه به اهمیت مصر در صحنه خاورمیانه، آمریکا و دولت‌های غربی جمع شده‌اند تا این ماجرا را کنترل کنند. با رفتن مبارک تمام کشورهای دیگر منطقه مانند یک دومینو از این حرکت تبعیت خواهند کرد و کشورهای غربی به دنبال این هستند که تحولات مصر را به نفع خودشان مدیریت کنند. کشورهای غربی می‌خواهند مردم مصر را به عمر سلیمان راضی کنند؛ اما چنین پذیرشی در مردم مصر بعید به نظر می‌رسد. اصلاحات و رفرم‌هایی که عمر سلیمان انجام داد، در راستای برنامه جایگزینی حسنی مبارک صورت گرفت. تعویض قانون اساسی مصر یکی از این اصلاحات بود. 30 سال بود که قانون اساسی مصر تغییر نکرده بود. در این قانون بندهایی در رابطه با رئیس‌جمهور آمده است که می‌گوید رئیس‌جمهور باید مصری و از حزب حاکم باشد. مدت ریاست جمهوری مصر 6 سال است که این دوره قابل تمدید است و این یکی از دلایلی بود که مبارک مرتب دوره ریاست جمهوری خودش را تمدید می‌کرد. همچنین باید یک‌سوم اعضای مجلس مصر، ریاست جمهوری وی را تایید کنند تا به مردم معرفی شود. در زمان مبارک به دلیل این‌که همه اعضای مجلس شورای مصر از حزب حاکم بودند، در حقیقت انتخابات ریاست جمهوری تنها به رای آری یا نه محدود می‌شد؛ یعنی این‌که مبارک رئیس‌جمهور باشد یا نه، شخص دیگری برای ریاست جمهوری مطرح نبود؛ اما با شروع اصلاحات، برای مبارک که 30 سال معاون نداشت، معاون تعیین شد و کمیته‌هایی برای تعویض قانون اساسی، بررسی مطالبات مردمی، بررسی علل خشونت‌ها و افزایش 15 درصدی درآمد تشکیل شد. این اقدامات رفرمیستی برای این صورت ‌گرفت که فضا مقداری سبک شود و غرب بتواند شخص مورد نظر خود را جایگزین کند و کسی انتخاب شود که بتواند سیاست‌های مبارک و دیکته شده از طرف غرب یعنی تابعیت از آمریکا و حمایت از رژیم صهیونیستی را برای مصر ادامه دهد. این داستان در تونس هم در حال اجراست؛ یعنی زین‌العابدین بن‌علی، رئیس‌جمهور تونس برکنار شد و حالا همان نخست‌وزیر او نخست‌وزیر زمان انقلاب شده است. در مصر هم چنین برنامه‌ای را در سر دارند و مدیریت به این سمت پیش می‌رود.

با خروج مبارک از صحنه سیاست مصر، چه تغییری در منطقه و جایگاه ایران در خاورمیانه پیدا می‌شود؟

از منظر غرب، 2 جبهه در منطقه وجود دارد که جبهه اعتدال و جبهه تندرو است. جبهه اعتدال شامل کشورهایی چون اردن، مصر، عربستان و جبهه تندرو از کشورهایی چون ایران، سوریه، حماس و حزب‌الله لبنان تشکیل می‌شود. در حقیقت در منطقه خط آمریکایی و ضدآمریکایی داریم. با رفتن مبارک، خط آمریکایی شکست ‌خورد و این امر حتی اگر عمر سلیمان بیاید که نمی‌آید، اتفاق می‌افتد. نفس برکنار شدن مبارک از ریاست جمهوری مصر و این‌که مردم مصر که از زمان فرعون برده بودند و ملتی انقلابی بشمار نمی‌رفتند، حالا علیه مبارک و سیاست‌های وی اقدام و حرکت کردند، شکست بزرگی برای غرب بشمار می‌رود. شما مشاهده کنید همزمان با تحولات مصر، در اردن سریع نخست‌وزیر را عوض می‌کنند و در الجزایر قانونی که 19 سال حکومت نظامی برقرار بود را لغو می‌کنند. در یمن علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور این کشور اعلام می‌کند در دوره آتی نامزد ریاست جمهوری نمی‌شود. بسیاری از کشورهای عربی از جمله عربستان، اصلاحات داخلی از جمله اعطای آزادی بیشتر به زنان و شفاف‌سازی عملکرد‌های سیاسی را آغاز می‌کنند. اینها تماما تاثیراتی است که از انقلاب تونس و قیام مردم مصر بر این کشورها وارد شده و اگر این اتفاقات روی دهد، نقش ایران نه به عنوان نقش یک کشور بلکه به عنوان یک اندیشه و تفکر که باید در برابر استبداد و استکبار ایستاد، پررنگ می‌شود و خط ضدآمریکایی و مقابله با استکبار و استبداد که ایران نیز در آن تعریف شده است، پیشرفت خواهد کرد.

با رفتن مبارک و برگزاری انتخابات در ماه سپتامبر، آیا می‌توانیم شاهد تغییر در روابط ایران و مصر باشیم؟

باید ببینیم که شرایط در چه مسیری پیش می‌رود. اگر به سمت مثبت پیش برود و تحولات در جهت مطلوب ما باشد، مسلما در روابط شاهد ارتقا خواهیم بود. در این صورت روابط سیاسی مستحکم‌تر خواهد شد. در حال حاضر روابط سیاسی ما با مصر در حد دفتر حافظ منافع است کمترین روابطی است که از نظر سیاسی بعد از قطع رابطه می‌توان داشت. شرایط فعلی مصر چندمجهولی و مبهم است، باید منتظر گذر زمان و نتایج تحولات بود.

ما برای رسیدن به نتایج تحولات نباید زیاد عجله کنیم. انقلاب تونس بسرعت و در طول 28 روز روی داد؛ اما در مصر با توجه به اهمیت این کشور و بیداری مردم از یک سو و حرکت غرب و تلاش آن در مصر از سوی دیگر نباید توقع داشت که تحولات بسرعت صورت پذیرد.

روی کارآمدن گروه اخوان‌المسلمین به عنوان تاثیرگذارترین گروه اسلامی در مصر چه تاثیری در سطح روابط ایران و مصر خواهد داشت؟ در صورتی که البرادعی یا عمرو موسی روی کار بیایند، این تغییر در چه جهتی خواهد بود؟

موضوع اخوان‌المسلمین قابل بررسی است؛ اما مشکل بزرگی که در مصر وجود دارد، عدم رهبری واحد است. دیدیم که در انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام رهبری انقلاب را به عهده گرفت. اخوان‌المسلمین تجربه بالای 90 سال دارد؛ اما نیروی جوان و فعالی ندارد، ضمن این‌که سیاست اخوان المسلیمن تاکنون سیاست‌های محافظه‌کارانه بوده است، یعنی در چارچوب نظام مبارزه می‌کردند و سیستم فکری و انقلابی براندازنده نداشتند. آنها روز اول می‌گفتند که با عمر سلیمان مذاکره نمی‌کنند؛ ولی در شرایطی که پیش آمد، رفتند و مذاکره کردند و توجیه کردند که این مذاکره برای ابلاغ سیاست‌ها و خواست‌های مردم به طرف مقابل بود. بنابراین باید شرایط را دید که آنها چگونه عمل می‌کنند.

میرمسعود حسینیان: با رفتن مبارک، تمام کشورهای دیگر منطقه مانند یک دومینو از این حرکت تبعیت خواهند کرد و کشورهای غربی به دنبال این هستند که تحولات مصر را به نفع خودشان مدیریت کنند

البته گروه اسلامگرای اخوان‌المسلمین تاکنون روابط خوبی با ایران داشته است و باید دید که در آینده چگونه عمل می‌کنند. آقای البرادعی در گذشته رویکرد مثبت نسبت به ایران و رویکرد منفی نسبت به رژیم صهیونیستی داشته است. روابط شخصی البرادعی و عمرو موسی با ایران خوب بود؛ اما این‌که در چارچوب نظام مصر چگونه عمل کنند، باید یک مقداری تحمل کرد. الان نمی‌توان پیش‌بینی کرد که چه مواضعی را نسبت به ایران خواهند داشت.

افرادی که شما به آنها اشاره کردید، برای رهبری مصر مطرح هستند؛ اما باید دید آیا در آینده فردی در صحنه ظهور خواهد کرد یا خیر و آیا این فرد می‌تواند محور قرار بگیرد یا نه؟

با رفتن مبارک، رابطه مصر به اسرائیل را چگونه پیش‌بینی می‌کند؟ آیا دولت مصر به پیمان‌هایی که با این رژیم بسته است، متعهد خواهد بود؟

در شرایط فعلی مصر هر کسی که بر سر قدرت بیاید، به ضرر اسرائیل است. مبارک 30 سال سپر بلای اسرائیل بوده و ضمن حمایت از این رژیم، امنیت آن را نیز حفظ می‌کرده و در خدمت اسرائیل بوده است. حالا هر کسی که به جای مبارک بیاید، تا زمانی که شرایط به حالت عادی برگردد، موقعیت اسرائیل به خطر می‌افتد. 40 درصد از واردات گاز اسرائیل از مصر است و اسرائیل از نظر موقعیت امنیتی در خطر می‌افتد. با توجه به این اوضاع، طرف فلسطینی آزادتر عمل خواهد کرد. بسته بودن مرز رفح و محدودیت‌هایی که مصر برای فلسطینان ایجاد کرده، به نفع اسرائیل است و اگر دولتی در مصر سر کار بیاید که این محدودیت‌ها را رفع کند، موازنه به سمت طرف فلسطینی برمی‌گردد، حتی اگر عمر سلیمان هم بر سر کار بیاید، مجبور است تا حد زیادی نسبت به خواسته‌های مردم مصر نرمش نشان دهد و در شرایط انتقال نمی‌تواند جدای از خواست مردم عمل کند که این به ضرر اسرائیل است.

این‌که اخوان‌المسلمین به رهبر ایران امام خامنه‌ای می‌گوید و از بیاناتی که ایشان در نماز جمعه راجع به مصر فرمودند تشکر می‌کند، نشان‌دهنده نزدیکی مواضع این گروه با ایران است. آیا این مواضع اعتقادی است یا صرفا یک روش تاکتیکی است؟

در مجموع اخوان‌المسلمین ریشه اسلامی دارد و مقام رهبری نیز از اول خطبه خطاب به آنها فرمودند که ما قصد دخالت در امور داخلی مصر را نداریم؛ بلکه تجربیاتی را داریم که آنها را برای شما بیان می‌کنیم. بنابراین اگر آنها از ایران تشکر می‌کنند، به این دلیل است که ایران تجربیات خود را به آنها منتقل کرده است. اخوان مسلمین گروه مسلمانی است که خواستار اجرای قوانین اسلامی است، این گروه اجرای قوانین اسلامی را در ایران دیده است و نزدیکی اهداف خود را با ایران احساس و ما را به خود نزدیک می‌داند.

با توجه به واکنش‌های ایران بخصوص فرمایشات رهبر معظم انقلاب درخصوص تحولات مصر، واکنش آمریکا به تحولات مصر چگونه خواهد بود؟

جالب این است که آمریکا خودش در همه کارها دخالت می‌کند و از آن سوی دنیا به عراق و افغانستان لشکرکشی می‌کند، ولی ایران را به دخالت در امور سایر کشورها متهم می‌کند. زمانی که نماینده ویژه آمریکا در قاهره می‌گوید مبارک باید بماند، از سوی دیگر اوباما می‌گوید باید برود، این نشان‌دهنده اختلافات میان آمریکا و اسرائیل است. در حال حاضر برای کشورهای غربی مسلم شده است که در کشورهای عربی تحمل ملت‌ها تمام شده است و سیستم‌های حکومتی این کشورها پایدار نخواهند ماند و سرنگون خواهند شد. بنابراین آمریکایی‌ها خواستار تغییر این حکومت‌ها به نفع خودشان هستند، در صورتی که اسرائیلی‌ها مخالف این نوع تغییر هستند. در تحولات مصر، آمریکا می‌خواهد این قضیه را به نفع خود مدیریت کند و می‌داند اگر آن را به نفع خود مدیریت نکند، شکست می‌خورد. آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر بخواهند در مصر کوتاه بیایند، اتفاقی خواهد افتاد که مدنظر آنها نیست، بنابراین به هر طریق ممکن می‌خواهند این جریان را مدیریت کنند.

بسیاری از مسوولان کشور می‌گویند که تحولات مصر نشأت گرفته از انقلاب اسلامی است. به نظر شما این تحولات از چه جهاتی با انقلاب اسلامی در ایران شباهت دارد؟

95 درصد مردم مصر مسلمانند و دین اسلام مساله مشترکی بین ما و آنهاست. قضایایی که در رابطه با مبارک روی داد، شما در رابطه با شاه هم دیدید. هر دو آنها رابطه محکمی با آمریکا و اسرائیل داشتند. رابطه ایران و مصر دوبار تاکنون قطع شده است که هر دو به خاطر فلسطین بوده است. بار اول زمانی است که شاه با اسرائیل پیمان بست که در آن زمان مصری‌ها روابط را با ایران قطع کردند و بار دیگر زمانی بود که مصری‌ها قرارداد کمپ دیوید را امضا کردند و ما با آنها قطع رابطه کردیم.

وجود شکاف طبقاتی و خفقان هم در زمان مبارک و هم در زمان شاه محسوس بود. در مصر سابقه نداشت که به یکباره 2 میلیون نفر با یکدیگر نماز جماعت بخوانند و این نشان می‌دهد که مردم مصر مانند مردم ایران به دنبال احیای ریشه‌های مذهبی خود هستند.

این‌که ما می‌گوییم انقلاب مصر، پس‌لرزه‌های انقلاب ایران است، به این دلیل است که نباید منتظر بود که نتایج یک اتفاق بلافاصله بعد از آن روی دهد. زمان لازم است تا مردم تحولات یک انقلاب را مشاهده و آن را با فشاری که بر آنهاست، مقایسه کنند و به درجه‌ای از سختی برسند که بخواهند عکس‌العمل نشان دهند. شرایط انقلاب مصر با شرایطی که ما در زمان انقلاب داشتیم تا حدود زیادی مشابه است. صحبت‌هایی که مبارک با مردم مصر داشت، مثل صحبت‌هایی بود که شاه با مردم ایران داشت. مبارک اصلاحات و افزایش حقوق را به مردم وعده کرد و گفت که نه من و نه پسرم به قدرت بازنمی‌گردیم. در زمان شاه، حکومت نظامی اعلام کردند و نخست‌وزیر نظامی ازهاری بر سر کار آمد. مبارک هم احمد شفیق که فرمانده نیروی هوایی است را بر سر کار گذاشت یا این‌که انتخاب عمر سلیمان مانند انتخاب بختیار بود. عمر سلیمان نقش انتقالی بختیار را بازی می‌کند که با اخوان‌المسلمین مذاکره می‌کند یا وعده تغییر قانون اساسی را می‌دهد.

این موج فراگیری تحولات که از تونس شروع شده، چقدر می‌تواند در کشورهای دیگر منطقه موثر باشد؟

بستگی دارد شرایط چگونه پیش برود. با رفتن مبارک از مصر این دومینو کم‌کم اثرات خود را نشان خواهد داد. اگرچه تحولات در کشورهای دیگر هنوز شروع نشده؛ ولی نگرانی‌های بسیاری در آنها به وجود آمده است. در بحرین که 80 درصد مردم شیعه هستند و یک حکومت سنی بر آنها حاکم است و 40 سال است که نخست‌وزیر این کشور تغییر نکرده است، فضا نگران‌کننده است. در عربستان سعودی زنان برای رسیدن به خواست‌های خود دست به تظاهرات زدند و جوانان تظاهرات کردند. آنها خواسته‌اند که حکومت در خدمت مردم باشد؛ انتخابات فرمایشی نباشد، ثروت به شکلی عادلانه تقسیم، مشکل بیکاری حل و حقوق بشر رعایت شود.

در فیس‌بوک برای راهپیمایی در کویت فراخوان شده و همه اینها هم نشان‌دهنده سرایت این موجی است که آغاز شده و دولت‌ها اگر بخواهند خودشان را حفظ کنند، حتما باید یکسری اصلاحاتی را در کشورهایشان انجام بدهند.

واکنش اعراب به تحولات مصر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر بین مردم و دولت‌ها تفکیک قائل شویم، اکثر مردم کشورهای منطقه از چنین رویدادی خوشحال هستند؛ ولی نگرانی در بین سران وابسته منطقه وجود دارد و عکس‌العمل‌های آنها به این تحولات حکایت از میزان نگرانی دولت‌ها دارد. در اردن نخست‌وزیر عوض می‌شود، در الجزایر حالت فوق‌العاده و حکومت نظامی لغو می‌شود، در یمن علی عبدالله صالح از مواضع خود کوتاه می‌آید؛ این نشان می‌دهد که کشورها نگران وضعیت خود هستند.

در حال حاضر چه مانعی وجود دارد که انقلاب مصر به یک انقلاب اسلامی تبدیل نشود؟

صحبت مانع نیست؛ صحبت مدیریت بحران است. در چند شب گذشته، سیدحسن نصرالله به نکته قشنگی اشاره کرد و گفت آمریکا از استمرار وجود مبارک خیلی راضی نیست؛ چون می‌داند که وجود افرادی چون او موجب انفجار مردم می‌شود و آنها به دنبال این هستند که جلوی این انفجار را بگیرند.

آمریکا سعی می‌کند موقعی که این تحولات توسط مردم آغاز شده، به میان آمده و آن را به سمت خودش بچرخاند. موضع مردمی اوباما در چند روز اخیر حکایت از چنین برنامه‌ریزی دارد و همه حکومت‌های غربی وارد صحنه شده‌اند که نگذارند چنین اتفاقی یعنی ایجاد حکومت اسلامی در مصر صورت پذیرد. 95 درصد مردم مصر مسلمانند و شعارهای آنان نشان می‌دهد خواستار حکومتی براساس موازین اسلام هستند. قدم اول رفتن مبارک بود که انجام شد؛ اما باید دید که این تحرک آنها چگونه مدیریت می‌شود. با این حال شرایط فعلی نشان می‌دهد که این مدیریت تا حالا موفق نبوده است.

تحلیلی دیگر وجود دارد که بر مبنای آن، این تغییرات در پشت پرده از جانب آمریکا و با هدف ایجاد خاورمیانه بزرگ صورت می‌گیرد. نظر شما در این رابطه چیست؟

آمریکا به دنبال ایجاد خاورمیانه بزرگ است، این موضوع از قدیم هم در جریان بوده است. در مسیر این جریان استمرار وجود افرادی چون مبارک ایجاد اشکال می‌کند. اگر مبارک بر سر کار بود و مردم با وی مقابله می‌کردند، جریان از دست آمریکا خارج می‌شد. زمانی که مبارک مریض بود، صحبت از رفتن او در جریان بود. آمریکا مایل بود که مبارک برود؛ ولی این‌که این تحولات را آمریکا رقم زده باشد، چنین چیزی نیست. آنچه آمریکا می‌خواهد این است که سوار موج بشود و آن را مدیریت و به نفع خود مصادره کند.

خلأ رهبر در مصر چگونه باید جبران شود و آیا این خلأ باعث نمی‌شود که آمریکا حرکت انقلاب مردم مصر را به نفع خود به جریان بیندازد؟

در بعضی از مواقع ما می‌بینیم که رهبران به دنبال مردم می‌روند، یعنی حرکت‌های مردم به قدری سریع رشد و توسعه پیدا می‌کند که رهبران به دنبال آن حرکت می‌روند. در مصر هم احساس می‌شود چنین تحولی حاصل شده است. مشکل خلأ رهبری در مصر وجود دارد، با وجود اخوان‌المسلمین به عنوان قوی‌ترین گروه و گروه‌های دیگر، اما رهبری واحدی وجود ندارد و لازم است تا با حفظ وحدت و اتخاذ موضع مناسب، به بهبود شرایط کمک کرد. با توجه به اهمیت مصر، آمریکا منتظر است با رفتن مبارک، جایگزین مناسبی برای وی پیدا کند و این نگرانی که آمریکا بخواهد از این خلأ استفاده کند وجود دارد؛ ولی با توجه به حرکت‌های مردمی که شده است، من بعید می‌دانم که مردم مصر اجازه دهند بسرعت این اتفاق روی دهد.

کتایون مافی / گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها