نگاهی به برنامه‌ «کنترل نامحسوس»

محاکمه در بزرگراه

درصد قابل توجهی از برنامه‌های تلویزیونی را در همه‌ جای دنیا برنامه‌های فرهنگ‌ساز تشکیل می‌دهند. برنامه‌هایی که هدف اصلی‌شان آموزش مخاطب از طریق اطلاع رسانی یا هشدار رسانه‌ای در زمینه‌های تربیتی و بخصوص قانون‌گرایی است. با توجه به خطرات ناشی از تصادفات جاده‌ای که در دنیای امروز همه را ـ مقصر یا بی‌تقصیر ـ تهدید می‌کند، یکی از موضوعات مهم برای ساخت این ‌قبیل برنامه‌ها با محوریت قوانین و مقرارت راهنمایی و رانندگی است.
کد خبر: ۳۸۵۶۱۳

ساخت این قبیل برنامه‌ها در تلویزیون خودمان هم سابقه‌ دارد. مجموعه‌ انیمیشن‌های راهنمایی و رانندگی ساخته‌ بهرام عظیمی نمونه‌‌ای نسبتا موفق است. اما متاسفانه در ساخت کلیپ‌های تبلیغی در این زمینه ما هنوز کار چشمگیری انجام نداده‌ایم. آن مواردی هم که ساخته شده اغلب کپی‌برداری از نمونه‌های خارجی هستند. این در حالی است که ساخت کلیپ تبلیغی با موضوع راهنمایی و رانندگی در خارج از کشور تبدیل به یک سنت رایج شده و رقابت خاصی هم در این زمینه به ‌وجود آمده است. در میان این کلیپ‌ها گاه حتی به مواردی برمی‌خوریم که پروداکشن عظیم دارند و به اندازه‌ یک سکانس قدرتمند سینمایی برای آنها هزینه، وقت و خلاقیت صرف شده است. به عنوان نمونه می‌توان از کلیپی نام برد که درباره‌ عواقب استفاده از پیامک در هنگام رانندگی ساخته شده و با وجود مدت زمان کوتاهی که دارد، به شکلی باورنکردنی اثرگذار و تکان‌دهنده است.

در میان برنامه‌های تلویزیونی داخلی که با موضوع قوانین راهنمایی و رانندگی تولید و پخش شده‌اند یک نمونه‌ بخصوص هست که تا حدی خلأ ساخت کلیپ تبلیغی در این خصوص را جبران کرده است. برنامه‌ای با نام «کنترل نامحسوس» که همه احتمالا آن را دیده‌ایم و می‌شناسیم. سری جدید این برنامه به شکلی قابل توجه و تاثیرگذار است که نمی‌توان براحتی از کنارش گذشت و در این کمبود برنامه‌ جذاب و اثرگذار اشاره‌ای به آن نکرد. کنترل نامحسوس برنامه‌ بشدت ساده‌ای است و شاید برای همین کم‌تر مورد توجه نقدهای مطبوعاتی مربوط به برنامه‌های تلویزیون بوده است. ممکن است حتی گمان کنیم این برنامه اصلا کارگردانی بخصوصی ندارد. مجموعه‌ای از تصاویر ساده است که از داخل اتومبیل گشت نامحسوس پلیس گرفته شده و نمایش داده می‌شود. اما این‌طور نیست.

برنامه‌ کنترل نامحسوس برنامه‌ جذابی است که این جذابیت را مرهون ایده و ساختار هوشمندانه‌اش است. مشکلی که در ساخت اغلب برنامه‌های آموزشی وجود دارد، جذب مخاطبی است که ما قصد آموزش دادن به او را داریم. در بیشتر موارد برنامه‌های آموزشی مخاطب چندانی ندارند یا اگر دارند آن مخاطبی که باید باشد، نیست. این در حالی است که می‌توان ادعا کرد بیشترین مخاطب برنامه‌ کنترل نامحسوس همان متخلفان راهنمایی و رانندگی هستند که برنامه‌ قصد هشدار دادن به آنها را دارد. متخلفانی که می‌خواهند بدانند پلیس تا چه اندازه مراقب تخلفات آنهاست. راه‌و چاه فرار از قانون و به قول معروف دم به تله ندادن را آنها هستند که می‌خواهند بشناسند، اتفاقا کنترل نامحسوس هم برای همین گروه از مخاطبان ساخته شده است. منتها به گونه‌ای ساخته و پرداخته شده که احتمالا گزینه‌ فرار از قانون را برای مخاطبان منتفی می‌کند و قدرت خود را در نظارت بر تخلفات آنها به رخ می‌کشد. این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مثبت مجموعه برنامه‌ کنترل نامحسوس است.

تیتراژ برنامه‌ هم تیتراژ خوب و مناسبی است. یعنی باز در راستای همین جذب مخاطب اصلی قرار دارد. تصاویر انتخاب شده برای تیتراژ این مجموعه، تصاویری هستند که حس هیجان و جذابیت تخلف را به نمایش می‌گذارند و مناسب پسند مخاطب به اصطلاح ماشین‌باز هستند. در میان این تصاویر نمایی هست که در آن اتومبیلی به شکلی کاملا غیرمعمول (از سمت چپ و با انحرافی عجیب از مسیر مستقیم) با اتومبیل دیگر برخورد می‌کند، ولی ما ادامه‌اش را در تیتراژ نمی‌بینیم که چه شد و چه اتفاقی افتاد و چه عواقبی به بار آورد. یعنی سازندگان در انتخاب این تصویر آشکارا گزینشی برخورد کرده‌اند تا اگر خود برنامه به اندازه‌ کافی عبرت‌آموز و بازدارنده است، دست کم تیتراژ آن به‌گونه‌ دیگری باشد و روی هیجانی ماجرا را نشان بدهند نه روی فاجعه‌آمیز آن را. ممکن است تصور شود این نقض غرض است که ما برنامه‌ای بسازیم برای جلوگیری از تخلفات راهنمایی و رانندگی آن وقت در تیتراژ برنامه تصاویری به کار ببریم و برای این تصاویر هم از موسیقی پرتحرکی استفاده کنیم که آشکارا یادآور فیلم‌های حادثه‌ای و اکشن اتومبیلرانی است. اما راستش این فقط نوعی ظاهربینی منفی است که در کار تولید برنامه برای تلویزیون جایی برای طرح ندارد. هدف برنامه تاثیرگذاری است و برای این منظور طبیعی است که می‌باید در مرحله‌ نخست توجه مخاطبی را که قصد تاثیر گذاشتن بر او را دارد جلب کند. لازمه‌ اثرگذاری، ورود به لایه‌های درونی مخاطب است و جلب حس اعتماد و همذات‌پنداری او. این قاعده‌ای است که در همه آثار سینمایی و تلویزیونی و به ‌طور کلی در بسیاری از مناسبات اجتماعی لازم‌الاجراست. تا وقتی به احساس مخاطب نزدیک نشویم نمی‌توانیم به او انتقاد کنیم و در رفتار او تغییری به‌وجود آوریم. بدآموزی وقتی اتفاق می‌افتد که برنامه در کلیت خود جانب عملی ناپسند را بگیرد، نه این‌که در بخش‌هایی کوتاه به اقتضای اثرگذاری و جلب نظر مخاطب، کار ناپسند او را به ‌ظاهر مورد تایید قرار دهد و به او بباوراند که احساسش را شناخته و باور کرده است.

ویژگی دیگر برنامه، تصاویر با کیفیت آن است که با نظر به مخفی بودن دوربین و در حال حرکت گرفته شدن نماها نکته‌‌ای قابل توجه است. دوربین لرزش ندارد و وضعیت رنگ و نور تصاویر هم قابل قبول است. نماها به صورتی هم نیستند که بشود گفت ساختگی بوده و جنبه‌ استنادی ندارند. کاملا پذیرفتنی و باورپذیرند و از آن مهم‌تر شیک، جذاب و دیدنی. بخصوص تصاویر استفاده شدن در تیتراژ که بعد از مرحله‌ تصویربرداری روی آنها کار شده و حالتی سینمایی پیدا کرده‌اند. این در حالی است که اساسا در این قبیل برنامه‌ها اشکالات جزئی مربوط به تصویربرداری به دلیل محدودیت شرایط، کاملا پذیرفتنی و قابل اغماض است و عیب و ایراد مهمی به شمار نمی‌رود. پیداست که برای سازندگان این برنامه، کیفیت بصری مهم بوده و ایده‌ جذاب کار، آنها را از توجه به دیگر جذابیت‌های تعیین‌کننده در کار تولید تلویزیونی بی‌نیاز نکرده است.

و بالاخره یکی دیگر از وجوه جذابیت و موفقیت توامان این برنامه، استفاده از ایده‌ «داوری و محاکمه» است که هم در آثار سینمایی و هم در برنامه‌های تلویزیونی بسیار مورد توجه بوده و هست. سکانس‌ دادگاهی از فرط تکرار به یکی از المان‌های اصلی فیلم‌های پرمخاطب تبدیل شده است. در برنامه‌های تلویزیونی هم این ایده بخوبی مورد استفاده قرار گرفته که شاخص‌ترین نمونه‌ آن برنامه‌ «ناظر کبیر‌/‌ Big Brother» است. افسر پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی در برنامه‌ کنترل نامحسوس همان نقشی را ایفا می‌کند که ناظر کبیر در مجموعه‌ Big Brother بر عهده دارد. آنچه برنامه را جذاب‌تر و دیدنی‌تر کرده، انکار متخلفان است که حتی برای آن قسم هم می‌خورند. درست مثل سوگند شاهدان در صحنه‌ دادگاه. گاهی این دفاعیات متهمان برنامه به‌‌گونه‌ای است که کاملا حس اعتماد و ترحم مخاطب را برانگیخته و آنها را از صداقت حرف‌های متخلف مطمئن می‌کند. اما کبیر بودن ناظر در برنامه‌ کنترل نامحسوس از آن روست که کارنامه‌ عمل افراد را ثبت و ضبط شده دارد. برنامه بلافاصله بعد از حرف‌های متخلف برگ برنده‌اش را رو نمی‌کند و می‌گذارد با متهمان و دفاعیات آنها همراه شویم. وقتی باور کردیم حق با آنهاست آن وقت باورمان را به چالش می‌کشد و تعلیقی را که به‌ وجود آورده با نشان دادن عینی تخلف به پایان می‌رساند و این یعنی خود تاثیرگذاری.

محمد کامیار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها