در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا انگار نه انگار که مقابل دوربین نشسته و قرار است گفتههای او از تلویزیون پخش شود. او صادقانه از بازیگرانی مانند اکبر عبدی، امین تارخ، هدیه تهرانی، فریبرز عربنیا و کارگردانانی مانند مسعود کیمیایی، واروژ کریممسیحی، زندهیاد علی حاتمی و رخشان بنیاعتماد میگوید. بدون هیچ تعارفی میگوید که از کار با کدامشان لذت برده و از کدامیک گلایههایی دارد. اما در این بیان صادقانه هیچ حُب و بغضی دیده نمیشود. او دیگر به تعارف و تمجید نیازی ندارد. او تمام توان خود را به کار گرفته تا بهترین بازیهای خود را در تاریخ سینمای ایران به ثبت برساند و از طرفی تمام تلاش خود را کرده تا بار دیگر بتواند روی پا بایستد و با آرامش و طمأنینه بگوید: فراموشم نکنید.... این جمله آخر او مانند ابری سنگین بر دل و روح مینشیند و ناخودآگاه اشک را بر پهنه صورت میلغزاند. حق فریماه نیست که فراموش شود. حق اوست که از او دلجویی شود. بر زخم دل و روانش مرهم گذاشته شود و به او اطمینان داده شود که فراموش نمیشود... و دوربین برنامه هفت چنین کاری را انجام داد و فریمای عزیز را بار دیگر هم به مردمی که دوستش دارند و هم به فیلمسازان و همکاران قدیمیاش که انگار او را فراموش کردهاند، یادآوری کرد. فریماه فرجامی شکسته شده، پیرتر از سنش شده اما قلبش همچنان جوان است و دوست دارد با کارگردانان خاص همکاری کند. هنوز هم دوست دارد متفاوت باشد. همین خواستن و صداقت اوست که شاید برخی از همکاران قدیمیاش را برآشفت و آنها را واداشت که بگویند برنامه«هفت» اشتباه کرد که او را نشان داد. اما «هفت» نشان داد که سینما میتواند به گفته خیلیها گاهی ناجوانمردانه ستارههای خود را خاموش کند. اما تلویزیون میتواند به عنوان رسانهای فراگیر و مردم پسند این گفته را فریاد بزند که نمیتوان «ستارهها را خط زد». ستارههایی که مردم دوستشان دارند، ستارههایی که در حافظه مردم ماندگار هستند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: