موارد فوق ازجمله اعمال متداولی هستند که در جای جای ایران به چشم میخورند، اما آنچه بیشتر قابل توجه است تمرکز برخی آیینها و مراسم در بعضی از مناطق و شهرهاست. چراکه آیینها و مراسم، پدیدههای فرهنگی محسوب میشوند که در عین حفظ عناصر اصلی، به زیور خلاقیت و نوآوری جوامع و مناطق مختلف آراسته میگردند و اگرچه حامل مضامین واحدی است، اما به تبع اختلافات اقلیمی و حوزههای فرهنگی با نمودهای مختلفی پا به عرصه ظهور میگذارند.
نخلگردانی مرکز ایران
سیداحمد وکیلیان به عنوان مردمشناس و پژوهشگر فرهنگ عامه، در کتاب «محرم و فرهنگ مردم» درباره تاثیرات شرایط فرهنگی، عقیدتی و اقلیمی خرده فرهنگها در مراسم و آداب و رسوم ایام محرم مینویسد: «حادثه شهادت امام حسین(ع) به قدرى عظیم بوده که در 1400 سال پس از آن آداب و مراسم گوناگونى براى این واقعه شکل گرفته است... در نتیجه وقتى این حماسه به میان عامه مردم مىرود، با توجه به عقاید آنها شاخ و برگهایى پیدا میکند. از سوى دیگر وضعیت آب و هوایى نیز در چگونگى اجراى این مراسم تاثیر مىگذارد. همچنین تفاوت وضعیت اقلیمى در شمال، جنوب و قسمتهاى مختلف کشور باعث شده است که این مراسم در هر نقطه باتوجه به آب و هوا و فرهنگ آن منطقه انجام شد».
نمونههای بسیاری را میتوان به عنوان مصادیق این گفته ارائه کرد. مثلا عنصر «نخل» با فرهنگ عاشورایی مردم مناطق مرکزی، کویری و حاشیه کویری آنچنان عجین شده که گویی با حذف این عنصر، لطمه عمیقی به مجموعه عزاداری این مناطق وارد میشود.
«اصلیترین مراکز برگزاری رسم باشکوه «نخلبرداری» یا «نخلگردانی»، عمدتا در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران به چشم میخورد. یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نائین و... و در بین این مناطق شاخصترین نخلها در استان یزد متمرکزند . به گونهای که میتوان گفت در این منطقه، هیچ آبادی ای نیست که یک یا چند نخل امام حسین(ع) در آن یافت نشود.» و در پی این جایگاه، رسم است که درختانی را وقف مىکنند تا پس از کهنسال شدن، ساقههاى آنها را بریده و نخل را با آن مرمت کنند. هرچند به دلیل تشابه نخل، حجله، چلچراغ عزا، محفه و تابوت به یکدیگر، محدوده معنایی نخل نامشخص است، ولی در وهله نخست، نخل برای هر شنوندهای یادآور و تداعیکننده درخت خرما است. شاید مهمترین دلیل رواج این نام و رسم، علاوه بر تاثیر شرایط اقلیمی حاکم، «این باشد که در روایات و اعتقادات مردم، پیکر مقدس امام حسین(ع)، روی شاخههای درخت خرما قرار گرفته و به محل دفن حمل شده است.» با این وجود، صاحبنظرانی همچون دکتر اسلامی ندوشن نخل را بیشباهت به درخت نخل دانسته و بر این عقیده هستند که «با آن که نخل شباهتی بر درخت نخل خرما ندارد، آن را به نام این درخت مینامند. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگعامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی که یادآور روحیات و خصایص امام حسین(ع) است».
شیدانه خوزستان
«شیدانه» در مناطقی همچون خوزستان، از عناصر اصلی عزاداری محرم است. شیدانهها اتاقکهای چوبی تزیین شدهای هستند که در ایام محرم، در گذرگاهها بخصوص در مقابل مساجد، تکایا، هیاتهای عزاداری قرار میگیرند. شیدانه معمولا محل تجمع و توزیع نذورات مردم است که در قالب بستههای خوراکی در بین مردم پخش میشود. درخصوص تاریخچه ظهور شیدانه اینگونه روایت است از آنجا که در گذشته شرایط سفر به کربلا دشوار بود و همه توانایی زیارت ضریح امام حسین(ع) را نداشتند، در بین مردم ضریح کوچکی ساخته شد که مردم نذورات خود را در آن ریخته و به نیت ضریح امام حسین(ع) آن را زیارت میکردند و به آن «شیدانه» یا «شبیه دانه» میگفتند. مراسم چوب بازی یا «چلابزنی»/ «کربزنی» از دیگر مراسم شهرهای خوزستان است که به نماد صحنه جنگ کربلا برگزار میشود. این مراسم علاوه بر خوزستان، در مناطق مرکزی و شرقی کشور نیز مرسوم است.
«زار خاک» نیز از مراسم خاصی است که همه ساله در ایام محرم گردشگران بسیاری را به روستا گورتان (از توابع اصفهان) جذب میکند. این مراسم آداب بسیار ظریف و دقیقی دارد. کیفیت آن به این صورت است که نزدیک غروب، دستههایی مشتمل بر گروه سادات و گروه عامه مردم جهت عزاداری به راه میافتند که در آن، سادات با شالهای سبز جلوی دسته و عامه با شالهایی به رنگهای مختلف پشت سر سادات حرکت میکنند و ضمن «شالگردانی» با ترتیب و اصول خاص، ذکرگویان پیش میروند. مراسم زار طی دهه اول محرم انجام میشود. ولی در روز تاسوعا، 2 زار برگزار میشود. یعنی علاوه بر زار، زار خاک نیز برگزار میشود و در آن، عزاداران در حین حرکت، از کاههایی که در مسیر ریخته شده بر سر و روی خود میریزند.
گلاندودکردن سوگواران
از مراسم دیگری که در برخی مناطق دیده میشود مراسم «گل مالی» است. گل، نماد عزاداری و ماتم و یکی از عناصری است که در مراسمهای سوگواری اکثر مناطق حضور دارد. ولی بیشتر از همه، مراسم «گل اوفتان» (
Gel Uftân = گل افتادن) معرف عزاداری مردم لرستان میباشد. این مراسم به این شکل است که صبح روز عاشورا، قبل از طلوع آفتاب، با صدای ساز دهل (نوای «چمریونه») که در این منطقه، نوای اعلام سوگ و مرگ است، عزاداران در حوضچههایی از گل که با آب و گلاب تهیه شده، سر و صورت و لباس خود را گلمالی کرده و با ظاهری گلاندود به عزاداری میپردازند. درخصوص این رسم، اعتقاد مردم بر این است که ملائک در صحرای کربلا، در عزای شهادت امام حسین(ع)، خود را به خاک وخون کشیدند و همچنان تا قیامت در عزای واقعه کربلا، خاک آلودهاند. علاه بر این رسم، مراسم «تراش عباس»، «طوقبرداری»، «دختران چهل منبری» (چهل شمع) و... از دیگر مراسم مردم لرستان میباشد. مراسم چهل منبری در گیلان نیز به نوعی دیگر برگزار میشود.نکته: عاشورا در فرهنگ مذهبی مسلمانان همواره جایگاه خاص و برجستهای دارد و زمینهساز مجموعهای از سنتها و مراسمی است که در طول تاریخ به عنوان میراثی معنوی از نسلی به نسلدیگر منتقل میشود
مراسم ویژه آذریها
و اما عزاداری شهرهای آذربایجان و اردبیل با 2 رسم خاص «طشتگذاری» و دستههای «شاخسی، واخسی» معروف است که با مرثیهها و آداب خاصی برگزار میشود.
دستههای عزاداری «شاخسی، واخسی» (شاه حسین، وای حسین)، بنابر سنت دیرینه آذربایجانیان، همه ساله از دهه آخر ماه ذیحجه، فعالیت خود را شروع میکنند. به این شکل که دستههای عزاداری شاه حسین، وای حسین (شاخسی، واخسی)، از چند روز مانده به ماه محرم، شبها در حسینیهها و مساجد تشکیل شده و با حضور عزاداران، در صفهایی طویل و زنجیروار، راهی کوچه و خیابان گشته و مرثیهها و اشعار مذهبی در رثای سالار شهیدان و یاران ایشان سرمی دهند. اوج این مراسم در ظهر عاشورا و پس از اتمام عزاداری ظهر عاشورا است که عزاداران، با ذکر «شاخسی، واخسی»، پس از طی نمودن مسیری طولانی نهایتا خود را به خیمههای به آتش کشیدهشده (نماد خیمههای امام حسین(ع) و یارانش در کربلا) رسانده و به سوگ واقعه مینشینند.
رسم دیگر، «طشت گذاری» یا «طشتگردانی» است که منسوب به اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان به طور عام است. در این آیین، طشت، نماد مشک سقای کربلا، نماد آب، نماد رود و نماد فراتی است که به روی حسین(ع) و یارانش بسته شد. چراکه واقعه کربلا و بستهشدن فرات به روی امام حسین(ع)، یارانشان و ایثارگریهای سقای کربلا (حضرت ابوالفضل(ع)) برای رسانیدن آب به تشنگان و حماسهآفرینی آنانی که با لبانی تشنه به شهادت رسیدند، به یقین قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و بخصوص ایرانیان، بیش از پیشعمق بخشیده است تا بدانجا که انعکاس این امر را در فرهنگ مردم و بخصوص در شکلگیری آداب و رسوم و آیینهای آنان شاهد هستیم.
محمدعلی محراببیگی در مقاله خود تحت عنوان «کربلا، فرهنگ مردم، آب» که در نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم در سال 1379 ارائه نمودهاند، با تاکید بر تاثیر واقعه کربلا بر فرهنگ عامه مردم ایران و از جمله ادبیات شفاهی و باورداشتهای عامیانه مینویسد: «مردم ما معتقد به فراگیر و جهانشمولبودن قداست و اهمیت آب در واقعه کربلا میباشند که حتی تمام آبهای جهان، شوری و شیرینی خود را به خاطر حب و علاقه به سیدالشهدا دارند، به این شکل که دوستی حسین(ع) را بر همه آبهای عالم عرضه کردند، هر آب که قبول کرد، شیرین شد و هر آب که قبول نکرد شور شد و معتقدند حتی دریاها نیز به صدای شیون و ندبه مادر سیدالشهدا، خروشان و مواج میشوند چنان که اگر فرشتگان و ملائکه از طغیان آن جلوگیری ننمایند، عالم غرق خواهد شد.»
و در فرهنگ عاشورا در توضیح بیشتر این سنت آمده: «مراسم طشتگذاری مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتا در شهرستان اردبیل برگزار میشود و طشتهای آب را که رمزی از «فرات» است در مساجد و حسینیهها میآورند. این سنت به تاسی از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین(ع) در مقابل سپاه حر است که به روایتی، در روز 27 ذیحجه، آب مشکها را در طشتها ریخته و تمام لشکر حُر و اسبان آنها را سیراب نمودند... این مراسم از 3 روزمانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر اجرا میشود. طشتهای آب را بالای سرها میگیرند و مسجد را دور میزنند. مردم آب طشتها را در شیشههایی برای شفا و تبرک برمیدارند».
مواردی از قبیل نخلگردانی، طبقکشی، طشتگذاری، دستههای شاخسی واخسی، زارخاک، گِلمالی، بیلزنی و... که در این نوشتار به معرفی آنها پرداخته شد، تنها مشتی از یک خروار جلوههای عزاداری عاشورایی است که به زیور خلاقیت مردم مناطق مختلف ایران آراسته شده و با جذابیت بسیار برگزار میشود و بازگوی جایگاه ویژه عاشورا و حوادث پیرامون آن در فرهنگ عامه مردم است.
آمنه حسنزاده / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم