با عباس جدیدی قهرمان کشتی

دعوایم بر ‌سر‌ منافع ‌کشتی است، با کسی پدرکشتگی ندارم‌

عباس جدیدی قهرمان جهان و نایب قهرمان المپیک 96 آتلانتا با شماری از مدال‌های مختلف جهانی و آسیایی، بی‌پرده حرف دلش را در خصوص مسائل مختلف کشتی در میان می‌گذارد. در حقیقت به‌ هیچ‌وجه اهل خودسانسوری نیست و ابایی نیز از این ندارد که عده‌ای در مقابل نظراتش گارد بگیرند.
کد خبر: ۳۸۳۳۴۴

برای این کار خود نیز دلیل دارد و می‌گوید؛ من که هیچ چیزی را برای خودم نمی‌خواهم، اگر حرفی را می‌زنم در جهت منافع و اعتلای کشتی است. بی شک اگر من که 30 سال از عمرم را در کشتی بوده‌ام، نتوانم از کشتی و وضعیت حاکم بر آن بگویم، پس چه کسی می‌تواند حرف بزند . البته جدیدی در شرایطی این حرف‌ها را بر زبان می‌آورد که از بعضی بی‌توجهی‌ها نسبت به خود دل پری دارد، آنجا که می‌گوید اگر به جای پرداختن به کشتی به سربازی رفته بود اکنون و بعد از 30 سال، به مقام ارتشبدی رسیده بود. او با طعنه این حرف را بر زبان می‌آورد، از این حیث که در کشتی ایران عده‌ای همه چیز را برای خود می‌خواهند و توجهی به این ندارند که اگر بناست که تیم‌های ملی همواره موفق و پیروز باشند، نباید به تجارب کارشناسان و پیشکسوتان این رشته بی‌توجه بود. عباس جدیدی که همواره حرف‌های زیادی برای گفتن در کشتی دارد، با حضور در دفتر تحریریه جام‌جم، ساعتی در گپ و گفت ما شرکت نمود که این هم‌صحبتی در پی می‌آید.

به نظر می‌رسد که اقبال مردمی به کشتی کمتر از گذشته شده است. نمی‌خواهیم فعلا به دلایل این مساله وارد شویم، اما این را می‌شود در یک نگاه و در سالن‌های خالی از تماشاگر مسابقات لیگ دریافت. در این زمینه چه فکر می‌کنی؟

من هم این حس را دارم و فکر می‌کنم به واسطه سیاست‌های اشتباهی است که در این زمینه دنبال شده است. چند روز پیش وقتی در خلال یکی از مسابقه‌های لیگ چشمم به تلویزیون افتاد که رقابت کشتی گیران در سالن خالی از تماشاگر هفتم تیر تهران برگزار می‌شد، دلم بد جوری گرفت و افسوس خوردم. جالب این‌که محسن کاوه مربی تیم ملی و یکی از مربیان تیم نفت تهران گله‌مند بود که چرا به‌واسطه همزمانی با مسابقات فوتبال جام ملت‌ها، تلویزیون نباید مسابقات کشتی را مستقیم پخش کند. فرض را براین می‌گیریم که شبکه 3 مسابقه تیم نفت با تیم مشهدی را نیز مستقیم پخش می‌کرد، این‌که در صورت مساله تغییری ایجاد نمی‌کرد. یعنی باید بررسی شود که چرا با مردم از لیگ کشتی استقبال نمی‌کنند. آن هم در تهران که خوب به یاد دارم حتی با همزمانی مسابقات کشتی با بازی‌های فوتبال نیز، سالن هفتم‌تیر مملو از تماشاگر می‌شد و اصلا سالن جای سوزن انداختن نداشت. بی‌تردید اگر روز به روز از تماشاگران کشتی کاسته شده این را باید در عملکرد فدراسیون جست‌وجو کرده و از فرافکنی پرهیز کنیم. واقعا وقتی این صحنه را دیدم، تعجب کردم و با خودم گفتم آیا این سالن همان سالن هفتم‌تیر، قلب تپنده کشتی پایتخت است. این استقبال یا عدم استقبال تماشاچی که به پخش یا پخش نکردن مسابقات ربطی ندارد. بی‌شک هر علتی، معلولی دارد.

نمی‌خواهم ساز گله و گله‌گذاری از کسی را کوک کنم، چون به هر حال فدراسیون نیز دوست ندارد که کشتی به چنین حال و روزی بیفتد، اما حرفم این است که جایگاه کشتی این نیست که امروز هست. قبول دارم که هر مسوولی نیز آمده هدفش در درجه اول خدمت بوده، اما یک بحث نخواستن است و یک بحث نتوانستن و از این جنبه باید به موضوع نگریست. معتقدم کشتی ایران در این مبحث غوطه‌ور است و الا اصلا بحث فرد خاصی مطرح نیست.

یعنی معتقدی در کشتی راه را به غلط آمده‌ایم و نتوانسته‌ایم از سرمایه‌ها و پتانسیل‌های موجود به بهترین شکل استفاده کنیم؟

دقیقا، من فارغ از این‌که امروز چه کسی سکاندار کشتی است، به عملکردها نگاه می‌کنم و براین اساس به قضاوت می‌نشینم. سوال من این است که مگر در سال‌های گذشته مسابقات فوتبال روی آنتن نمی‌رفت، پس نباید خود را گول زد و دست به توجیه زد که چون فوتبال به جای کشتی پخش شده، کسی به سالن نیامده است. اصلا مگر بین این دو تناسبی هست،خب اگر بخواهیم استدلال آقایان را قبول کنیم باید انتظار داشته باشیم که با هر پخش مستقیمی، کسی زحمت رفتن به استادیوم‌ها و سالن‌ها را به خود ندهد. در گذشته اصلا اینگونه نبود و تنور کشتی و مسابقات آن آنچنان گرم بود که برای مثال با اعلام مسابقه انتخابی من و رسول خادم یا علیرضا حیدری، حرارت در کشتی به اوج خود می‌رسید. می‌خواهم بگویم هنر کشتی و جاذبه جذب تماشاگر آن کجا رفته است که دیگر ما بسان قبل با استقبال تماشاگران مواجه نیستیم. من طی این سالها و در جهت اعتلای کشتی نقطه نظرات خود را مطرح کرده‌ام، اما نمی‌دانم چرا این حرفها به مذاق فدراسیون‌نشین‌ها خوش نمی‌آید و آنان مرا در مقابل محمدرضا یزدانی‌خرم قرار داده و به عنوان دشمن کشتی فرض کرده‌اند. آخر من که با یزدانی خرم پدرکشتگی ندارم و او ارث پدری‌ام را نخورده است. من اگر حرفی را می‌زنم در جهت خود کشتی است و مثل بعضی‌ها عافیت‌طلب نیستم که بخواهم برای خوشامد مسوولان، از کنار ضعف‌ها عبور کرده و دم فرو بندم.

به هر حال بحث ما نیز ورای این‌که امروز چه کسی سکاندار و ناخدای کشتی است، این است که این رشته مدال‌آور و به تعبیر گوش شکسته‌ها ورزش اول ایران، از جایگاه حقیقی خود فاصله گرفته و از غنای کیفی‌اش کاسته شده است.

متاسفانه این سوالی است که برای عموم مردم نیز به وجود آمده است. جواب آن نیز تکان‌دهنده است و نمی‌توان چشم خود را روی حقایق امروز کشتی بست. بخش عمده‌اش نیز به این برمی‌گردد که تدوین‌کنندگان قوانین کشتی برای آسان نمودن شرایط مدال‌آوری برای دیگر کشورها و به اصطلاح جذاب‌تر نمودن مسابقات و حفظ این رشته در بازی‌های المپیک، مدام دست به انجام تغییراتی اساسی در بنیان کشتی زده‌اند. این تغییرات من درآوردی نه تنها کوچک‌ترین تاثیری در جهت جذب تماشاگر برجای نگذاشته، بلکه کشتی را نیز از حالت پهلوانی انداخته است. تنها در این بین کشورهایی که در خواب نیز نمی‌دیدند صاحب مدال شوند، در جمع کشورهای مدال بگیر قرار گرفته‌اند. چرا؟ چون کشتی از اصالت خود دور شده و هل دادن معیاری برای تعیین نفر برتر شده است. شاید مقام‌های فیلا (فدراسیون جهانی) با این استدلال که این کارشان در بین دیگر کشورها انگیزه ایجاد کرده است، تغییر قوانین را توجیه کنند، اما واقعیت این است که کشتی با خالی شدن از فنون اصیل خود و محدود شدن در یک زیرگیری و هل دادن، برای تماشاگران نیز جذابیت‌های خود را از دست داده است و این خطر بزرگی است که کشتی را تهدید می‌کند.

در مسابقات جهانی 2010 در مسکو به عینه دیدم که تحت شرایط جدید، کشورهایی چون برزیل، پرو و آرژانتین نیز در کشتی دست به سرمایه‌گذاری زده‌اند. می‌خواهم بگویم که با قوانین جدید مدال گرفتن به نوعی ساده شده است، شاید اگر قرار بود که در المپیک 96 آتلانتا نیز مسابقات با این شیوه برگزار شود، من کورت انگل آمریکایی را در فینال 20ـ هیچ شکست داده بودم و اجازه نفس کشیدن نیز به او نمی‌دادم. به نوعی با سیستم فعلی کشتی‌گیران به جای فن زدن، دنبال این هستند که با هر ترفندی شده حریف را از دایره قرمز به بیرون هل داده و صاحب امتیاز شوند. معتقدم اگر نیازی به تغییرات نیز دیده می‌شود این تغییرات باید مهندسی شده به مورد اجرا گذاشته شود تا کشتی از اصل خود دور نشود.

با تمام این تفاسیر قبول داری که کشتی‌های این دوره چنگی به دل نمی‌زند؟

قطعا، آن موقع آدم از دیدن کشتی‌ها لذت می‌برد. اما الان شرایط طوری شده که انگار از قبل می‌دانیم که مبارزات زیبایی را نمی‌بینیم و کشتی‌ها مهیج نیست.

هر چند که امروز و به‌واسطه برگزاری همزمان مسابقات مردان و زنان این امکان برایمان فراهم نیست که میزبان مسابقات جهانی باشیم، اما بر فرض که مثل جهانی 2002 میزبانی مسابقات کشتی مردان را به ما بدهند، بعید به نظر می‌رسد که مردم مثل قبل سالن 12 هزار نفری را پر کنند.

هر چند که ملاک ما نباید روی کمیت باشد و باید به کیفیت پرداخت، اما شاید پر شدن سالن نیز با این فرض که میزبان مسابقات جهانی شویم، نتواند بیانگر واقعیت‌های موجود کشتی باشد. به‌طور حتم وقتی پای مسابقات جهانی مطرح می‌شود، مردم هر سالنی را پر خواهند کرد، اما باید در چرتکه انصاف بررسی کرد که آیا آنها از وضعیت موجود راضی‌اند یا خیر. یعنی از دیدن کشتی‌ها راضی و خرسند راهی خانه‌هایشان می‌شوند.

این در شرایطی است که ما با این پیشینه و سابقه در عالم کشتی، در مرکز تصمیم‌گیری‌های جهانی این رشته دخیل نیستیم و نمی‌توانیم با نقطه نظرات کارشناسی خود روی تصمیمات فیلا تاثیرگذاری چندانی داشته باشیم.

اساس کار خراب است و آقایان اصلا به این نکته توجه ندارند که ایران باید در مناسبات جهانی این رشته، دارای جایگاه باشد. این در شرایطی است که کشتی دنیا مرهون تلاش‌های جامعه کشتی ایران است. همین رافی مارتینیتی به‌عنوان رئیس فدراسیون جهانی، طی سال‌های 98 و 2002، با استقبال گسترده مردم ایران از مسابقات جهانی، نفس دوباره‌ای کشید و توانست با نشان دادن فیلم این مسابقات در کمیته بین‌المللی المپیک از جایگاه کشتی دفاع کند. به راستی جای تاسف است که کشتی ایران در هیات‌رئیسه فدراسیون جهانی بدون نماینده است. این مساله باید از سوی مسوولان ورزش مورد توجه قرار گیرد و از فدراسیون کشتی بخواهند که در این زمینه پاسخگو باشند.

البته سال‌ها دکتر محمد توکل نایب رئیس فیلا بود، اما به‌واسطه این‌که از او حمایت خوبی صورت نگرفت، این جایگاه چند ماه پیش به راحتی از کف کشتی ایران رفت.

نمی‌خواهم وارد این موضوع شوم که اصولا حضور دکتر توکل در هیات رئیسه فیلا طی این سال‌ها ثمری را برای کشتی ایران داشت یا خیر، اما باور کنید همین که او در چنین جایگاهی حضور داشت برای کشتی ایران افتخاری به حساب می‌آمد و نباید اجازه می‌دادیم که این عنوان از کف برود. شما در نظر بگیرید که اگر ایران پای خود را از کشتی جهان کنار بکشد، چه اتفاقی خواهد افتاد. جدا از آن‌که از کیفیت مسابقات جهانی کاسته خواهد شد، همین اندک استقبال از مسابقات نیز از کشتی نخواهد شد. بنابراین کشتی جهان با علم بر این مساله، باید سهم لازم را برای کشتی ایران قائل شود.

راستی شنیدیم باسکول مغولی، داوری که حق تو را در فینال المپیک آتلانتا خورد، در مسابقات جهانی روسیه (2010) نزدت آمده و خواستار این شده که او را ببخشی، همین‌طور است؟

بله، در جریان مراسم وزن‌کشی، یک باره دیدم باسکول به همراه آنه بایار، سوهبات و 8 ،7 کشتی‌گیر دیگر مغولی به طرفم آمدند و با چهره‌ای حاکی از پشیمانی و تاثر خطاب به من گفت؛ از روزی که در المپیک 96، آن قضاوت مساله‌دار را برای تو انجام دادم در کشورم مرا به عنوان آدم بده می‌شناسند و پیش وجدانم نیز از این بابت شرمنده هستم. برای همین اکنون و پس از 14 سال نزد تو آمده‌ام تا مرا ببخشی.

خب، واکنش تو چه بود؟

چی بگم، مثل همه ایرانی‌ها که گذشت تو خونشان است، او را بخشیدم. البته بیش از حلالیت خواستن این داور مغولی، برایم شنیدن این حرف خیلی جالب آمد که مردم مغولستان نیز روی خوب یا بد قضاوت کردن داور کشتی‌شان حساس هستند و نمی‌توانند بسادگی از کنار آن بگذرند. شاید اگر باسکول با برخورد افکارعمومی کشورش مواجه نبود، هیچ‌گاه برای بخشش نزد من نمی‌آمد، آن هم در شرایطی که چند کشتی‌گیر همدوره‌ای من را نیز با خود همراه کرده بود تا آنان نیز در جریان این مساله باشند.

او چه دلیلی برای این کار خود آورد؟

حرف او این بود که تهدیدش کرده بودند که اگر به نفع کورت آنگل آمریکایی سوت نزند، درجه‌اش را خواهند گرفت. با شنیدن این حرف دود از کله‌ام بلند شد.

البته این ناداوری‌ها که در کشتی طبیعی است و بارها نیز برای کشتی‌گیران ایرانی اتفاق افتاده است. مگر یادت رفته در جهانی تهران (2002) و جلوی بیش از 12 هزار تماشاگر به راحتی حق محمد طلایی را در کشتی سرگروهی خوردند.

قبول دارم، قضاوت مغرضانه در کشتی همیشه بوده، هر چند که البته و با شرایط جدید مبارزه‌های کشتی، تا حدود زیادی دست داوران برای اعمال نظر بسته شده است.

راستی چطور شد پس از این همه سال به این فکر افتادی که برای دیدن مسابقات جهانی به روسیه بروی، دعوت خاصی در این زمینه از تو شده بود؟

به دلیل این‌که چند سالی بود مسابقات جهانی را از نزدیک ندیده بودم، احساس کردم که روحم چیزی را از من طلب می‌کند و باید هر طور شده برای دیدن این مسابقات به مسکو بروم تا دوباره بوی مسابقات جهانی را از نزدیک استشمام کنم. باور کنید با این‌که چند سالی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرده‌ام، اما در مسکو تب و تاب مسابقات و استرس‌های نتیجه‌گیری نمایندگان کشتی کشورم، مرا نیز تحت تاثیر قرار داده بود.

اما با تو که طی این سال‌ها برخورد خوبی صورت نگرفته و به نظر می‌رسد که از دست مسوولان فدراسیون، دل پری داشته باشی؟

این درست، اما من در همه حال خود را وامدار و بدهکار کشتی می‌دانم. اگر امروز به هر مرتبه و جایگاهی رسیده‌ام، همه اینها را مدیون کشتی هستم و برای همین نیز ابایی ندارم که از جیب خودم برای کشتی خرج کنم. معتقدم در هر شرایطی باید دینم را به این رشته ادا کنم. برای همین نیز شخصا خود را به مسکو رساندم تا از نزدیک شاهد رقابت و تلاش کشتی‌گیران کشورم باشم. تاکید می‌کنم که عباس جدیدی خود را به کشتی بدهکار می‌داند و دوست دارد برای اعتلای این ورزش هر کاری که از دستش بر می‌آید انجام دهد. در حقیقت حرفم این است که کشتی سر ما منت دارد و این ما هستیم که باید منت کشتی را بکشیم.

عباس جدیدی طی این مدت همواره در جناح منتقدین سرسخت مدیریت فدراسیون قرار گرفته و از بیان نقطه نظرات انتقادی خود ابایی نداشته است.سوال این است که چه چیز کشتی تو را آزرده خاطر کرده است؟

من اگر انتقاد می‌کنم چیزی را برای خود نخواسته‌ام و هدفم موفقیت کشتی است. به قول معروف ما در این درگه نه در پی حشمت و جاه آمده‌ایم ‌/‌ از بد حادثه به اینجا پناه آورده‌ایم. من نه از این بابت که از سوی فدراسیون به قهرمانان بی‌توجهی می‌شود و نه از این‌که چرا خود نیستم، هیچ گله و شکایتی ندارم، اما نمی‌توانم ببینم که کشتی راه به خطا می‌رود و دم فرو بندم. بی‌شک اگر موضوع شخصی در میان بود، مثل بعضی‌ها سکوت می‌کردم و برایم نیز مهم نبود که چه بر سر کشتی می‌آید.

یعنی تو هم در شرایطی که مسوولان فدراسیون نتیجه بدست آمده در بازی‌های آسیایی گوانگجو را برای خود موفقیت به حساب می‌آورند، ضعف‌های موجود در کشتی را بیشتر می‌دانی؟

جدیدی: چرا باید کادر فنی تیم ملی کشتی آزاد در لیگ مربیگری کند. کجای دنیا سراغ دارید که کادر فنی تیم ملی در لیگ تیمداری کند؟!

باید تاکید کنم که حضور در بازی‌های آسیایی برای کشتی ما تنها ارزش ملی دارد نه ارزش فنی. با این رویکرد نباید زیاد روی نتایج بدست آمده در آن مانور داد و تلاش نمود که از آن بهره‌برداری‌های خاص داشت. همه می‌دانند که اصل برای کشتی ما مسابقات جهانی و المپیک است و نمی‌توان چشمان خود را بر نتایج ضعیف به دست آمده در جهانی مسکو بست. بدیهی است تکیه صرف بر نتایج به دست آمده در بازی‌های گوانگجو، کشتی ما را از توجه به ضعف‌های خود باز می‌دارد و باید از عوام‌فریبی در این زمینه پرهیز کرد. ضمن آن‌که شما بهتر از من می‌دانید که کشتی آزاد ما در بازی‌های دوحه 2006 صاحب 4 مدال طلا شد و در گوانگجو، یک طلایش کم شد. بنابراین مشکل ایران آسیا نیست که خواسته شود با تکیه بر موفقیت‌های قاره‌ای، ضعف‌های خود را در کشتی جهان نبینیم. ما 40 سال است که قهرمان آسیا هستیم و اگر بزرگ فکر کنیم، هیچ زمان نباید از بابت موفقیت‌های کشتی در سطح قاره دلخوش شویم. به جرات می‌گویم اگر همین تیم‌های اعزامی به گوانگجو نیز برای مثال قرار بود که بدون فدراسیون در بازی‌ها شرکت کنند، همین نتایج را به دست می‌آوردند. یعنی معتقدم که هر فرد دیگری نیز به جای یزدانی خرم در راس فدراسیون قرار داشت، چنین نتایجی را در بازی‌های آسیایی به‌دست می‌آورد. البته در اینجا باید به شخصه از آقای سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی تشکر ویژه داشته باشم که قبل از بازی‌های آسیایی با سرکشی به اردوهای رشته‌های مختلف و دادن پاداش‌های مادی، برای تمام ورزشکاران ایران در این بازی‌ها ایجاد انگیزه کرد تا موفقیتی بزرگ و ارزشمند با صعود به رتبه چهارم بازی‌ها، به نام ورزش ایران نوشته شود.

به هر حال اگر عمیق‌تر به مسائل کشتی نگاه کنیم می‌بینیم که ما در همین بازی‌ها قهرمان بزرگی چون حمید سوریان را سوزاندیم و به طور طبیعی باید وقت زیادی صرف شود تا این قهرمان دوباره به جایگاه حقیقی خود برگردد. اصلا شما ببینید که محمدرضا آذرشکیب سنگین وزن جوانی که در مسابقات جهانی جوانان به بلال ماخوف روس با یک امتیاز اختلاف می‌بازد و نقره می‌گیرد، الان چه جایگاهی در کشتی ما دارد و ماخوف چه جایگاهی در کشتی جهان. ماخوف قهرمان جهان می‌شود و طلای المپیک را به خود اختصاص می‌دهد، اما در طرف مقابل آذرشکیب با برنامه‌ریزی و سیاست‌های غلط درجا می‌زند تا طی این همه سال فردین معصومی نماینده ما در اکثر مسابقات رسمی و غیر رسمی باشد.

بنابراین من هم با شما هم‌نظر هستم که در باد موفقیت بازی‌های آسیایی خوابیدن، کشتی ما را از اهداف بزرگ و عمیق باز می‌دارد. کشتی ما اگر نگاهش به المپیک لندن نباشد و از گذشته درس نگیرد، در آن بازی‌ها نیز شرایط سختی را متوجه خود خواهد دید.

می‌گویند «خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه روی شود هر که در غش باشد.» ما سال آینده مسابقات جهانی را پیش رو داریم و باید با نگاه به المپیک، حضور در این مسابقات را مورد توجه قرار دهیم. تا چشم به هم بگذاریم این بازی‌ها فرا رسیده است. اگر امروز برآوردی درست از شرایط نداشته باشیم، قطعا در لندن هم دچار خسران خواهیم شد.

کشتی ایران در جهت موفقیت در هر میدانی باید رویکرد خاص حضور در آن مسابقات را مورد توجه قرار دهد. یعنی نمی‌توان با رویکرد جهانی در رقابت‌های آسیایی شرکت کرد یا بر عکس. متاسفانه در این بخش دچار مشکل هستیم و سیاست نتیجه‌گرایی غالب بر مجموعه کشتی، اجازه نمی‌دهد استفاده بهینه‌ای از تمام سرمایه‌ها و ظرفیت‌های موجود در کشتی داشته باشیم. یقینا اگر با چنین رویکردی در کشتی قدم برداریم، پشتوانه‌سازی نباید در کشتی برای یک لحظه نیز متوقف شود.

سوالات شما زنجیروار به هم مرتبط است. من هم معتقدم که طی 6 ـ 5 سال گذشته به اصل پشتوانه‌سازی بی‌توجهی شده و کادر فنی و فدراسیون تمام بارشان را گذاشته‌اند بر دوش 8 ـ 7 کشتی‌گیر تا بلکه با موفقیت آنان، پیش مقام‌های بالادستی ورزش روسفید باشند. در حالی که این مسائل از سوی اهل فن پذیرفتنی نیست. این‌که گفته شود 38 درصد مدال‌های طلای کاروان ایران در بازی‌های گوانگجو توسط کشتی به دست آمد، این حرف قشنگی است و مثل باقلوا شیرین و خوش هضم است، اما من که می‌دانم پشت پرده کشتی چه خبر است.

شما در نظر بگیرید که 6 سال پیش که یزدانی‌خرم فدراسیون کشتی را تحویل گرفت، تیم جوانان ایران نایب قهرمان دنیا بود، اما امسال همین تیم تا رتبه هفتم دنیا عقب‌نشینی می‌کند. چرا کسی به این نتایج نمی‌پردازد، آیا این نتیجه را نباید جزو بیلان کاری فدراسیون دانست؟! خب همین مساله نشان‌دهنده این است که بیش از آن‌که در کشتی بی‌پشتوانه باشیم، به مقوله پشتوانه‌سازی بی‌توجهی کرده‌ایم. بنابراین اگر کم‌کاری از خودمان است و نمی‌خواهیم زحمت پشتوانه‌سازی را به خود بدهیم، انداختن توپ به زمین دیگران، تنها فرار به جلویی است که نمی‌تواند از سوی کارشناسان کشتی مورد پذیرش قرار گیرد.

البته همه اینها در شرایطی است که کادر فنی با سیاست جوانگرایی مسوولیت گرفت و البته طی این سال‌ها نیز امکانات خوبی در اختیار تیم ملی گذاشته شد و در کنار آن، این اعتماد به مربیان داده شد که تا پایان المپیک لندن، زمان کافی را برای اجرای برنامه‌هایشان خواهند داشت. اما وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که نگاه صددرصدی به این موضوع مهم نداشته‌ایم و این‌طور که پیش می‌رود در المپیک لندن نیز ترکیب اصلی تیم ملی با یکی دو تغییر، همان نفراتی هستند که در المپیک پکن به میدان رفتند.

 آقا، جوانگرایی موضوع مهمی است که نمی‌توان سرسری از کنار آن گذشت. جوانگرایی نیاز به جسارتی دارد که در حال حاضر در نزد کادر فنی تیم ملی دیده نمی‌شود. طی این سال‌ها همان طور که اشاره کردید به جوانان در میدان‌هایی چون جام جهانی و رقابت‌های قهرمانی آسیا بها و میدان داده نشده است. با این کار نباید شعارگونه برخورد کرد و به صرف یک باخت، دور جوانگرایی را خط قرمز گرفت. می‌خواهم بگویم که باید پای جوانگرایی ایستاد و با چند شکست و ناکامی، آن را نیمه‌کاره رها نکرد. روس‌ها این کار را به خوبی انجام می‌دهند و اصلا نگاهشان به چند کشتی‌گیر خاص نیست. آنها در اجرای این سیاست بارها از نام‌های بزرگ و مدال‌آور جهانی خود نیز صرف‌نظر کرده‌اند و جوانگرایی را کامل و به درستی اجرا کرده‌اند. 50 درصد ترکیب تیم ملی روسیه در همین مسابقات جهانی مسکو، از نفراتی تشکیل شده بود که سال قبل در مسابقات جوانان دنیا به میدان رفته بودند. فرق ما با روس‌ها جدا از سازماندهی و تشکیلات، شهامت جوانگرایی است که آنها آن را دارند و ما نداریم.

بی‌توجهی به کار زیربنایی نتیجه‌اش این می‌شود که در کشتی نوجوانان نیز از مقام قهرمانی آسیا فاصله گرفته و سوم می‌شویم. معتقدم فدراسیون کشتی باید در سیاست‌های خود تجدیدنظر کند تا ناچار نشویم به کشتی‌گیرانی میدان دهیم که به پایان دوره قهرمانی‌شان رسیده‌اند.

آیا تا به حال شده، نظراتت مورد توجه کادر فنی قرار بگیرد؟

 چند وقت پیش تاسف خوردم که چرا دوستان من در کادر فنی که برایم نیز قابل احترام هستند، از شنیدن کوچک‌ترین انتقادها نیز گریزان هستند. آیا اگر گفته می‌شود تیم ملی باید در خلال مسابقات انتخابی انتخاب شود، حرف بی‌ربطی است. به‌طور طبیعی اگر مسابقه انتخابی برگزار نمی‌شود، دلیل بر بی‌پشتوانگی کشتی است. متاسفانه کادر فنی همین سوالات را نیز بر نمی‌تابند. من برای گوش‌های شکسته اعضای کادر فنی احترام قائل هستم و حرمت آنها را نگه می‌دارم، اما آنان به جای پاسخ منطقی به سوالات، این جواب پوچ را دادند که چون فدراسیون به این آقایان پست نداده، دست به انتقاد می‌زنند، واقعا که چقدر بعضی‌ها کوچک و حقیرند.

برسیم به لیگ کشتی که دیگر مثل گذشته به لحاظ کمی و کیفی، پررونق نیست. این در حالی است که همه می‌دانند لیگ باید به معرفی پدیده‌ها بپردازد. همچنان که در گذشته امثال علیرضا دبیر، علیرضا حیدری و خود شما از بستر لیگ به بزرگی در کشتی رسیدید. امروز نه تنها این‌طور نیست، بلکه مربیان تیم ملی نیز در لیگ تیمداری می‌کنند. آیا چنین کاری درست است؟

فکر می‌کنم بعضی‌ها دلالان خوبی در لیگ کشتی هستند و برای همین نیز می‌خواهند تحت هر شرایطی باشند. در حالی که مربیان تیم ملی، شأن خاص خود را دارند و باید ضمن نظارت بر کم و کیف مسابقات، برای یک لحظه نیز عملکرد مدعیان کشتی را از نظر دور ندارند. البته ایراد اصلی از فدراسیون است، شما وقتی یک گروهبان را بگذارید رئیس کلانتری، برای همکاری نمی‌رود سراغ یک سردار، بلکه می‌رود دنبال سرجوخه و سرباز صفر. از سوی دیگر در کجای دنیا سرمربیان تیم‌های ملی در لیگ تیمداری می‌کنند که مربیان ما به این کار مبادرت می‌ورزند. به طور طبیعی وقتی بحث جناحی و خطی می‌شود، کشتی گیران ملی پوش نیز سخت به کادر فنی اعتماد می‌کنند.

اگر خودت سکاندار کشتی بودی، استراتژی‌ات برای موفقیت کشتی چه بود؟

مدیریت در کشتی که پیچیده و سخت نیست. اگر امروز برای محمدرضا یزدانی‌خرم مشکل‌ساز است، به این خاطر است که او مدیری از جنس کشتی نیست. شاهد مثال نیز این‌که او امروز سراغ انجام کارهایی رفته که امثال من 6 سال پیش خواستار انجامش بودیم. اگر قرار بر این باشد که من روزی در راس فدراسیون قرار گیرم، استراتژی خود را بر مبنایی درست کار می‌گذارم و هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهم کشتی به درجا زدن بیفتد. انجام کار زیر بنایی بی‌وقفه و بها دادن به مربیان سازنده و سرمایه‌گذاری ویژه روی نوجوانان و جوانان، بخش‌هایی از اهداف و سیاست‌هایم را تشکیل خواهد داد.

تا حالا شده طرف مشورت مسوولان فدراسیون قرار بگیری؟

طوری با ما برخورد می‌کنند که انگار دشمن کشتی هستیم. گویا باید در این زمینه تنها مجیزگوی مسوولان فدراسیون باشیم تا صحبت ما را نیز بشنوند. به هر حال من به‌عنوان دلسوخته کشتی حرف‌های خود را می‌زنم و هیچوقت نیز تمنای چیزی را از فدراسیون ندارم. من عادت ندارم مثل خیلی‌ها پشت سر یزدانی‌خرم بدش را بگویم و جلوی رویش به تعریف و تمجیدش بپردازم. البته این حق را برای هر رئیس فدراسیونی قائل هستم که با هر که دوست دارد کار کند، اما حداقل انتظارم این بود که نظرات ما را در جهت موفقیت کشتی مورد توجه قرار دهند. به هر حال امروز خوشحالم که بعد از 6 سال به حرف من در جهت استفاده از محمد طلایی و علیرضا رضایی در راس تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان رسیدند و امیدوارم کشتی با استفاده از تمام موجودیت فنی خود، فرداهای روشنی را برای خود نوید دهد.

به هر حال باید در کشتی پایه دوچندان سرمایه‌گذاری کنیم تا خلأ موجود در سطح تیم ملی را برطرف کنیم.

مسلما هر چه بکاریم، آن را درو خواهیم کرد. اگر امروز کشتی ما به وضعیتی افتاده که در چند وزن از نفراتی خوب و مطمئن برخوردار نیستیم، دلیل این موضوع این است که طی چند سال گذشته کار خاصی را صورت نداده‌ایم. نابرده رنج که گنج میسر نمی‌شود.

یعنی اگر به خود تو، 10 کشتی‌گیر سنگین وزن را بدهند، بعد از چند سال کار، چند کشتی‌گیر مدال بگیر در سطح جهانی از دل آنها بیرون می‌آید؟

چرا که نه، 10 کشتی‌گیر را با فراهم آوردن تمام شرایط و تدارکات مناسب در اختیارم قرار دهند و بعد از 2 سال کار چند قهرمان خوب را تحویل بگیرند. به هر حال 2 قطعه سنگ را هم که به هم بزنیم از آن جرقه بلند می‌شود، چه برسد به این‌که بخواهیم از بین 10 کشتی‌گیر، 3 ـ 2 سنگین وزن جهانی تربیت کنیم.

عباس الان در کشتی به چه کاری مشغول هستی؟

در باشگاه خود در خیابان پیروزی بی‌سر و صدا تمرین می‌دهم و شکر خدا چند تن از شاگردانم نیز در سطح کشور خوش درخشیده‌اند، کشتی‌گیران جوان و خوش آتیه‌ای چون جلیل، سجاد و جواد لشنی، مجتبی صحرایی، محمود کشاورز، امیر غفوریان و... که بی تردید از آنها در سال‌های آینده در کشتی زیاد خواهیم شنید. البته من کارخودم را انجام می‌دهم و شکر خدا محتاج کسی نیز نیستم، اما حرفم این است که فدراسیون نباید هیچ زمان از مربیان سازنده غافل شود. رسیدگی به وضعیت شغلی و مالی آنها اگر مورد توجه قرار گیرد، ریشه‌های کشتی همیشه بارور خواهند بود.

راستی نمی‌خواهی در انتخابات فدراسیون شرکت کنی؟

وضعیت نابرابری در انتخابات فدراسیون‌ها پیش روی کاندیداها قرار دارد و فکر می‌کنم در این شرایط هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌دهد که در انتخاباتی ورود کند که همه چیز آن از قبل مشخص است. از مسوولان ورزش تقاضا دارم که در این زمینه ورود کرده و با تجدیدنظر در روند انتخابات شرایطی را فراهم آورند تا واجدین شرایط با احراز شایستگی و طبق برنامه‌ای مدون و 4 ساله، در راس فدراسیون قرار گیرند. عدم استقبال کاندیداها از انتخابات اخیر فدراسیون کشتی، حرف‌های ناگفته زیادی در درون خود دارد.

حجت‌اله اکبرآبادی ‌/‌ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها