در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک نمونه از این سرقتها، تصویر ثبت شده سرقت وسایل یک خوروی پژو است که در غروب یک روز زمستانی توسط دوربین مقابل بانک ملی شعبه مهر در خیابان میرداماد ثبت میشود، 4 جوان با 2 موتورسیکلت در شلوغترین ساعات ترافیک این خیابان در نهایت خونسردی با دیلم در خودرو را باز و وسایل داخلی آن را سرقت میکنند و جالب این که این صحنه در خیابان اصلی شهر، کنجکاوی هیچ یک از عابران و خودروهای درحال عبور را برنمی انگیزد. وقتی مالباخته میرسد که خودرو به حال خود رها شده و تنها شاهد این ماجرا، تصاویر ضبط شده از دوربین بانک بوده که وی با مجوز کلانتری، نسخهای از آن را به امید یافتن سارقان به پلیس تحویل میدهد. به گفته صاحب خودرو، با این که سارقان بهدوربین بانک نگاه میکنند و چهرهشان در فیلم به وضوح مشهود است، پلیس از مالباخته میخواهد که از تصاویر متهمان عکس رنگی تهیه کند، در غیر این صورت اقدامی انجام نخواهد داد. چنین رویداد سادهای که به نظر یک سرقت عادی محسوب میشود، از چند زاویه شبههبرانگیز است، اول این که تهیه کپی رنگی از تصویر سارقان از وظایف پلیس کلانتری است یا مالباخته؟ آیا کلانتریها از وجود کمترین امکانات و تجهیزات شناسایی و تهیه تصاویر رنگی بینصیب هستند؟ آیا پلیس موظف نیست در کوتاهترین زمان با امکانات ویژه و سوابق موجود، این افراد را شناسایی و دستگیر کند؟ در گذشته کوچهپسکوچههای شهر مکان مناسبی برای زورگیری و سرقت بود، آیا این جرایم به سطح شهر و مقابل دیدگان مردم منتقل شده، در حالی که هیچ خطری را برای دستگیری متوجه آنان نمیکند؟ شاید فردا ما قربانی دیگری برای زورگیرها باشیم، آیا با این بیتفاوتی عمومی و انفعال و کمبود امکانات کلانتریها میتوان به مهار این جرایم امیدوار بود؟
* نام کلانتری در روزنامه محفوظ است
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: