آمریکا مرگ رفیق حریری را بهانه ای برای فشار بر حزب ا... ساخته است

ایستاده با مشت

شورای امنیت سازمان ملل در سپتامبر 2004 (83) میلادی طی قطعنامه 1559 آشکارا و به صراحت از سوریه خواست ارتش خود را از لبنان خارج سازد تا سران آمریکا بتوانند به‌راحتی چرخ انقلابات مخملین را با یاری موسسه‌ای موسوم به «دارالفتوی» که متعلق به رفیق حریری و توسط پادشاهی عربستان سعودی ساپورت مالی می‌شد به چرخش در آورد، اما بخت با آنان یار نبود. در 14 فوریه 2005 (84)، آقای لبنان! ناگهان به صورت فجیعی ترور شد. کاروان او و یارانش وقتی از مقابل هتل سنت جورج بیروت عبور می‌کرد، یک خودروی بمبگذاری شده با هزار کیلو مواد منفجره، او و 20 نفر از یارانش را به هوا برد و پس از آن بود که آمریکا درعزای رفیق حریری سنگ‌تمام گذاشت و با کشاندن طرفداران او به خیابان‌ها، چون شاهان عادل، پیکر او را بر دوش مردم نشاند و شکوهمندانه بر خاک سپرد و هنوز اشک از چشمان هواخواهان حریری خشک نشده، سران آمریکا مرگ او را پیراهن عثمان ساختند و بر سر هر کوی و برزن خروج سوریه را از لبنان خواستار شدند.
کد خبر: ۳۸۲۵۵۶

اعتراضات بالا گرفت و دولت عمر کرامی که تمایلات سوری داشت، سقوط کرد و پس از آن کمیته تحقیق ترور حریری در دستور شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. نیروهای سوری در آوریل 2005 خاک لبنان را ترک کردند و اما باز طی انتخاباتی نیروهای سوری به رهبری فواد سینیوره زمام امور را به دست گرفتند و همزمان دتلو مهلیس، بازرس سازمان ملل اولین گزارش خود را در اکتبر 2005 به شورای امنیت داد و مدعی شد که سوریه در ترور رفیق حریری دست داشته و به دنبال آن قطعنامه 1636 را صادر و سوریه و دیگر نیروهای لبنانی مخالف غرب را در شرایط سخت و دشواری قرار داد، اما این پایان ماجرا نبود. با آغاز سال جدید میلادی وزرای شیعه کابینه فواد سینیوره به نحوه تشکیل دادگاه رفیق حریری و نیز به زمزمه‌هایی چون خلع‌سلاح گروه‌های نظامی حزب‌الله اعتراض و از ترکیب دولت خارج شدند و به این ترتیب شرایط برای جولان هر چه بیشتر سران آمریکا فراهم شد.

در این فاصله ناگهان اتفاق تازه‌ای رخ داد، خبری چون بمب صفحات اول رسانه‌های جهان را لرزاند. ساعت 5‌/‌9 روز چهارشنبه 21 تیر 85، یک واحد عملیاتی مقاومت اسلامی لبنان در منطقه «زرعیت» با پاره کردن سیم‌های خاردار، وارد منطقه اشغالی لبنان موسوم به «مزارع شبعا» شده و به گشتی‌های تیپ 5 پیاده ارتش اسرائیل حمله کرد. حزب‌الله در جریان این حمله 8 سرباز صهیونیستی را کشته و 2 نفر دیگر، «ایهود گلدواسر» و «الداد رگب» را به اسارت خود درآوردند.یک ساعت بعد از این عملیات، جنگنده‌های نیروی هوایی رژیم صهیونیستی پل‌های مواصلاتی لبنان و ده‌ها مرکز وابسته به حزب‌الله را بمباران کردند. پس از آن تانک‌های ارتش اسرائیل با عبور از دیوار مرزی، پیشروی خود را در خاک لبنان آغاز کردند. به این ترتیب مقاومت 33 روزه حزب‌الله لبنان در برابر ارتش پیشرفته اسرائیل آغاز شد. هرچند ایهود اولمرت، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در اولین شب جنگ، «نابودی زیربنای حزب‌الله و بازگرداندن 2 سرباز اسیر شده» را 2 هدف عمده این جنگ عنوان کرد، اما حزب‌الله یک تنه توانست هیبت ارتش اسرائیل را در هم بشکند و در حالی که حتی از حمایت دولت فواد سینیوره، نخست‌وزیر لبنان هم برخوردار نبود، بیش از 4000 موشک به خاک اسرائیل شلیک کرد.

حزب‌الله در خلال جنگ 33 روزه چندین بار اعلام کرد که حاضر است در قبال تبادل اسرا با اسرائیل اعلام آتش‌بس کند، اما رژیم صهیونیستی که می‌پنداشت می‌تواند با طولانی کردن جنگ بخشی از اعتبار از دست رفته خود را بازگرداند، با این پیشنهاد موافقت نکرد و برای پشیمان کردن حزب‌الله، حتی به استفاده از بمب‌های سمی و خوشه‌ای و کشتار زنان و کودکان در روستای «قانا» نیز متوسل شد. سرانجام رژیم صهیونیستی که با حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا و انگلیس و... هم نتوانست کاری از پیش ببرد به قبول قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل تن داد که براساس آن باید آتش‌بس را می‌پذیرفت. این در حالی بود که ایهود اولمرت به هیچ یک از دو هدف خود نرسیده بود.

این چنین بود که «سیدحسن نصرالله، مرد خدا و تفنگ و حکومت، با آمیزه‌ای از آیت‌ الله خمینی و چگوارا» (تعبیرات از رابین رایت، خبرنگار آمریکایی) سر نوشت خاور میانه را به گونه‌ای دیگر رقم زد و تولد «خاورمیانه جدید» آمریکا را در نطفه خفه کرد و اما اکنون سال 1389 است و در تقویم تاریخ، جنگ 33 روزه 4 ساله شده است، فرمانده‌اش نصرالله همچنان ایستاده با مشت، اسرائیل و سران غرب و نیز عرب‌های بی‌درد منطقه را با چالشی عظیم مواجه ساخته است. رشد ایده‌های امام خمینی(ره) در سطح جهان و به دنبال آن به زیرسوال رفتن ساختارهای حاکم بر جهان غرب، بار دیگر نام ایران و لبنان و سیدحسن نصرالله را بر زبان عدالتخواهان عالم انداخته و این نمایش با شکوه بر مزاج سران غرب و اروپا خوش نیامده و ناچار آنان را وا داشته تا بار دیگر رفیق حریری را از گور خویش برون بیاورند و با طرح پرونده او و متهم کردن ایران و سوریه و حزب‌الله لبنان، آرزو‌های بر باد رفته خود را در خاطره ملت‌های جهان دوباره زنده کنند.

اما انقلاب اسلامی ایران با ایده‌های به‌جا مانده از روح خدا و خمینی دیگری به نام سیدعلی و نیز «مرد خدا و تفنگ لبنان» چون منوری در آسمان جهان، راه را بر ملت‌ها می‌نماید و چاه را هم. دیگر همه ملت‌های جهان به این باور یقین دارند که آمریکا در حال حاضر به مثابه مترسکی است در وسط مزرعه‌ای به نام زمین که تنها موجوداتی چون ملک‌عبدالله و حریری و پشه ناچیزی چون امیر فرشاد ابراهیمی، از آن واهمه دارند. این را من نمی‌گویم، طی روزهای آتی و سال‌های نه‌چندان دور، تاریخ آن را به اثبات خواهد رساند.

وبلاگ حریم/ بهمن عزیزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها