اما این که کسی بگوید مرگ شیرها به خاطر کنترل جمعیت آنها بوده آنقدر عجیب بود که تماس با امیر الهامی، مدیرعامل باغ وحش ارم را اجتنابناپذیر کرد. گفتوگوی ما با الهامی البته با جملات عجیب او شروع شد: «چرا مرگ شیرها را آنقدر بزرگ کردهاید؟ چرا کاری کردید که تمام دنیا از آنبا خبر شوند؟ به جای بزرگنمایی مرگ شیرها به مسائل انسانها بپردازید که اشرف مخلوقاتند».
او در ادامه این اظهارات شگفتیبرانگیز تاکید کرد که کشتن شیرها کاری خودسرانه نبوده بلکه تصمیمی بوده که پس از جواب ندادن شیرها به درمانهای متعدد گرفته شده است. الهامی گفت: شیرها مشمشه نداشتند؛ اما ما آنها را کشتیم تا بهداشت محیط و پرسنل حفظ شود؛ البته شیرها پیر هم بودند.» کهولت سنی که الهامی از آن یاد میکند، البته 10 سال سن است که زندگی حیاتوحش، عنفوان جوانی به حساب میآید؛ اما نکته حیرتآور حرفهای او چیزی غیر از سن و سال شیرهاست: «فقط به شما بگویم شیرها مشمشه نداشتند؛ من بیماری آنها را نمیگویم خودتان بروید از دامپزشکی بپرسید؛ اما بدانید آنها مبتلا به یک بیماری میکروبی بودند.»
البته این اظهارات الهامی فقط گرهی بر گرههای قبلی پروژه کشتار شیرها افزود؛ موضوعی که دکتر علی تقیپور، سرپرست تیم معالج ببرها و متخصص حیاتوحش در گفتوگو با ما اینگونه به آن واکنش نشان داد: «مگر یک بیماری خطرناک که ترس از همهگیر شدن آن وجود دارد، امری خصوصی است که عدهای آن را پنهان میکنند؟ مسوولان به جای اینکه حقیقت را مخفی کنند، باید از تیمهای متخصص بخواهند وضعیت پیش آمده در باغوحش را بررسی کنند. آیا کسی مطمئن است که شیرها مشمشه داشتهاند؟ نه هنوز کسی مطمئن نیست. آیا کشتن شیرها، دست ما را برای بررسی بیماریای که در باغوحش شایع شده، نمیبندد؟ شاید اگر کارشناسان متبحر اوضاع را رصد کنند، ما با یک بیماری بجز مشمشه برخورد کنیم، آن وقت چه کسی پاسخگو خواهد بود؟» این سوالات دکتر تقیپور البته سوال ما از مسوولان نیز هست؛ سوالاتی که اگر هرچه زودتر با صداقت و شفافیت پاسخ داده شود، در نهایت به نفع سایر حیوانات باقیمانده در باغوحش تمام میشود.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم