این روزها وقتی وارد کتابفروشیها و مراکز فرهنگی میشویم با انواع کتابهای ترجمه شده به زبان فارسی در حوزههای مختلف از آموزشی و دانشگاهی گرفته تا رمان و داستان و شعر روبهرو میشویم که اتفاقا بازار آشفتهای هم دارند و ورود این ترجمهها و کپیبرداری از یکدیگر بهگونهای است که خودش میتواند موضوع یک گزارش مستقل باشد.
داستان یک خیابان یکطرفه
اما داستان این گزارش از زبان احمد پوری شاید شنیدنیتر و البته خواندنیتر باشد او که خود از معدود مترجمان کشورمان است که از زبان فارسی به دیگر زبانها کتاب، شعر و داستان ترجمه کرده معتقد است خیابان و جاده ترجمه در ایران متاسفانه کاملا یکطرفه است. پوری، موانع و مشکلات زیادی را در این زمینه بر میشمرد که شاید مهمترین آن مهجور بودن زبان فارسی در جهان امروز باشد.
نگاهی که موسی بیدج برای آن از تعبیر «فقر شدید» استفاده میکند و میگوید: ما در زمینه ترجمه فقر شدیدی داریم و این فقر در زبانهایی غیر از زبانهای مطرح بیشتر احساس میشود. این مترجم شناخته شده زبان عربی، ادبیات را آیینه تمامنمای اندیشه بشری معرفی میکند که آرمانها، حرمانها، آلام و آمال هر ملتی را بازگو میکند.
ضرورت ترجمه گنجها و رنجهای یک ملت
بیدج ادامه میدهد: گنج و رنج هر ملتی در ادبیات آن ملت تجلی مییابد، بنابراین اگر بخواهیم ملتی را بشناسیم و فرهنگ و ایمان و عدالتخواهی آن ملت را بشناسیم، باید به ادبیات آن ملت رجوع کنیم و اگر بخواهیم بدانیم ملتهای دیگر درباره ما چه فکر میکنند، باید ادبیات آنها را ترجمه کرده و ادبیات خود را هم ترجمه کنیم. بیدج تاکید میکند: از ادبیات کشور ما قلههای گذشته مانند خیام، حافظ، مولانا و سعدی را میشناسند ولی متاسفانه از ادبیات امروز خبری نبوده و نهادهای فرهنگی و ادبی کشور آنگونه که باید، ادبیات ما را منتشر نکردهاند.
او به فعالیتهایی که حوزه هنری در این زمینه داشته است، اشاره میکند و میگوید: هدف اصلی ما در حوزه هنری تربیت نویسندگان و شاعران است اما قطعا هدف دوم ترجمه و معرفی این آثار در سطح جهانی خواهد بود. اما اسدالله امرایی یکی دیگر از مترجمان پیشکسوت و فعال کشورمان چندان با یکطرفه بودن این جاده موافق نیست و میگوید شاید در مقایسه با حجم بالای ترجمه از زبانهای دیگر، ما فقر ترجمه داشته باشیم اما این گونه هم نیست که کاملا یکطرفه باشد.
ادبیات فارسی در تگزاس
او در توضیح این دیدگاهش میگوید: به هر حال بخش کوچکی از ادبیات امروز جهان آثار فارسی است و من فکر میکنم آن گروه از آثاری که حرفی برای گفتن داشتهاند، دیده و ترجمه شده است.
این مترجم و نویسنده کشورمان مهمترین جریان فعلی ترجمه از زبان فارسی به دیگر زبانها بخصوص انگلیسی را شکل دانشگاهی آن میداند و برای نمونه به دانشگاههایی چون تگزاس، مریلند و کالیفرنیا در آمریکا اشاره میکند که در قالب پروژههای دانشگاهی اقدام به ترجمه ادبیات امروز ایران کردهاند. اگرچه امرایی انتقادی هم نسبت به حمایتهای وزارت ارشاد و به طور کل بخش دولتی دارد و میگوید: هنگامی که نویسندگان ما در داخل کشور برای انتشار کتاب خود مسیری نسبتا طولانی را باید پشت سر بگذارند قطعا معرفی و ترجمه این کتاب در سطح جهانی هم خیلی نباید در دسترس باشد.
شورای عالی ترجمه؛ کما یا بیداری
این وضعیت اما در حالی است که مدت زمان زیادی از تاسیس شورای عالی ترجمه میگذرد؛ شورایی که قرار بود سرو سامانی به این خیابان یکطرفه بدهد و گرههای ترافیکی آن را باز کند. شورای عالی ترجمه زیرمجموعه خانه کتاب است و به گفته علی شجاعی صائین که ریاست خانه کتاب را بر عهده دارد، هنوز چندان فعال نشده است و مقدمات کار را پشت سر میگذارد.
اما احسان عباسلو دبیر این شورا میگوید که ما کاملا فعال هستیم و حتی سایت رسمی شورای عالی ترجمه را هم راهاندازی کردهایم و تعامل خوبی با ناشران داریم و به آنها کمکهایی هم میکنیم؛ کمکهایی که البته به گفته او بیشتر جنبه مشاورهای و معرفی مترجم و منابع دارد.
عباسلو خبرهایی هم درباره فعالیتهای برونمرزی و آغاز رایزنی با ناشران خارجی دارد و میگوید: به دنبال ارتباط با ناشران خارجی و ایجاد انگیزه برای ترجمه و انتشار آثار فاخر ادبیات امروز ایران در دیگر کشورها هستیم.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم