در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از علت ماندن در رادیو بگویید؟
اگر دوستان خرده نگیرند این حرف تکراری و البته دلنشین برای خودم را باز هم میگویم، رادیو حکایت خانه پدری است؛ دوستش دارم، احساس آرامش میکنم و مخاطبانش را که مردم سرزمین مادریام هستند از صمیم جان دوست دارم. رادیو برای من همیشه رسانه سالار است. ضمن احترامی که برای همکارانم در تلویزیون قائلم، انتخاب اول من همیشه رادیو بوده و هست.
بعضی از کار هنری شهرت میخواهند، بعضی پول و برخی هر دو. فاطمه آلعباس از رادیو چه خواسته و آیا در این سالها به خواستهاش رسیده؟!
من از رادیو حرمت خواستم که صد هزار مرتبه شکر با توکل و عنایت خدا، در بین مخاطبان رادیو جایی دارم و حرمتی که لطف و محبت مردم برای من ایجاد کرده. این خواست خدا بوده که مردم مرا بپذیرند. عزت هرکس هدیهای است از جانب حق و من این حرمت حرفهای را دوست دارم.
تقریبا چند سالی است که نام شما را در جشنوارههای مختلف رادیو با عناوین منتخب یا برتر میبینیم. به نظر خودتان بخت و اقبال یارتان بوده یا استحقاقاش را داشتهاید؟!
نکته اول اینکه علیرغم سپاس فراوان از داوران محترم جشنوارههای رادیو که با ارزیابی برنامههای رادیویی انگیزه مضاعف برای کار ما ایجاد میکنند، اما باید اعتراف کنم که تندیس ماندگار ما رضایت مخاطب است. همینکه شنونده به تو اجازه ورود به خلوت شنیداریاش بدهد و جای خالی تو در رادیو معلوم باشد یعنی برندهای. اما از بخت و اقبالم بگویم که شکر، در زندگی نعماتی دارم که نشان از لطف بیحد خدا به من کمترین است. خانوادهای آرام و سایه پدر و مادری که به دنیا میارزد و دعایشان همیشه برایم کارگشا بوده و باعث بلندی اقبال حرفهایام. چرا که تمام دستاندازهایی که برخی به بهانه رقابت و بعضی به اسم رفاقت برایم ایجاد کردند، همه علتی شد تا قویتر و با انگیزهای بیشتر حرکت کنم. تا به امروز که هنوز خدمتگزار مردم ایرانم. به قولی دریای طوفانی ناخدای لایق میسازد. البته اگر لایق مردم باشم.
تا به حال فاطمه آلعباس دچار تکرار شده ؟!
صددرصد اما خیلی زود سعی کردم با فکری تازه و کمک گرفتن از همکاران خبره از این تکرارها فاصله بگیرم، چون مردم ما مردمی خوش انتخاب، هوشمند و لایق بهترینها هستند. پس برای همراهی با این مخاطبان محترم باید همیشه حرفی نو برای گفتن داشت.
تا امروز کار خودتان را نقد کردهاید ؟! اصلا انتقادپذیر هستید؟
با توجه به اینکه بیشتر در برنامههای زنده رادیو کار کردهام، شاید زیاد فرصت شنیدن خودم را نداشتهام اما همین چند روز پیش در یک جلسه ارزیابی برنامهام بودم که علیرغم حسن نظر ارزیابان محترم حداقل 10 نکته در باره اجرای خودم یادداشت کردم به عنوان گوشزد به من گوینده تا دچار خودشیفتگی نشوم. برای ماندن در کنار حرفهایها باید نقدپذیر بود البته نقد خود، سختترین کارهاست.
معمولا اگر از یک فیلمساز یا بازیگر بپرسند کدام کارش را بیشتر از بقیه دوست دارد میگوید همه کارهایم مثل فرزندان من هستند. لطفا بدون تکرار این جمله از برنامههایی بگویید که دوستش داشتید یا دوست دارید؟!
از دیروز رادیوییام که عصر بخیر خراسان بود تا به امروز که هر صبح 9 تا 45/9 با برنامه «با خانواده در کنار هم» رادیو ایران با شنوندگان رادیو همنفسم، تجربههای زیادی داشتهام که بعضی مثل برنامه عصرگاهی سال 76 رادیو جوان، دو نیمه سیب، پنجره رویا، سلام ایرانی از گروه ایران و جامعه، والعصر از گروه اندیشه رادیو ایران، شیفت شامگاهی یکشنبههای رادیو پیام و برنامه خانواده از گروه خانواده رادیو ایران به نوعی متفاوت از دیگر برنامههایی بوده که اجرا کردهام. در کنار خانواده بزرگ و عزیز ایران بودن سعادت کمی نیست.
فکر میکنید در عرصه گویندگی، صدا بهتنهایی چقدر در نوع اجرای گویندگان تأثیر دارد؟!
با توجه به اینکه ما یک رسانه شنیداری هستیم آنچه در لحظه اول مخاطب را جلب میکند جنس صداست اما فاکتور اصلی نیست. یک صدای خوب در کنار سواد گوینده میتواند به طور حتم برای جذب مخاطب بهترین وسیله باشد. شاید بتوان گفت صدای گوینده به نوعی ویترین یک برنامه است.
فاطمه آلعباس به آنجایی که فکر میکند باید برسد، رسیده است یا نه؟!
راستش نباید بگویم نه. توی دفتر یادداشت و تقویمهایم همیشه در کنار روزهایی که برنامه دارم علامت مثبت، منفی یا مثبت و منفی در کنار هم گذاشتهام. به طور مثال در کنار روز شنبه 19 خرداد علامت مثبت را گذاشتهام، چون آن روز از عملکردم راضی بودم.
در واقع به خودتان نمره میدهید؟!
کاملا همینطور هست. هر از گاهی معدلگیری میکنم، احساس میکنم خیلی کار دارد تا بشوم آن گویندهای که برای خودم طراحی کردهام.
در عرصه کار چه چیزی شما را بیشتر اذیت میکند؟
دو چیز؛ اول رقابت ناسالم، دوم سهلانگاری در کار. معتقدم درهر زمانی با هر سابقه کاری تو باید کارت را جدی بگیری. چون شاید خیلیها بیرون از رادیو لیاقت بیشتری را برای این کار داشتند اما شانس تو را نداشتند.
یک گوینده خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد و دلیل موفقیت او چه چیزی است؟
گویندهای که به روز باشد، اهل مطالعه باشد و درباره برنامهای که اجرا میکند شناخت نسبی داشته باشد. شاید به نوعی حرفه گویندگی شبیه تکنیکهای رانندگی باشد، چنانچه تمرین و ممارست نباشد از یاد میرود و به نوعی درجا زدن است. همچنین از ویژگیهای یک گوینده توانای رادیو میتوانم به این نکته اشاره کنم، بهجای این که کار دیگران را نقد منفی کند بنشیند و انصافا صدای گویندگان مختلف را گوش کند و نقاط مثبت و منفی آن را دریابد و از نقاط منفی بگذرد و از نقاط مثبت به نفع خود برداشت کند. من جدای از بحث رقیب بودن به این مساله عقیده دارم که هر گویندهای نقاط مثبت و منفی دارد و گوینده توانا، از این نقاط مثبت رقیب به نفع خود استفاده میکند.
با توجه به این که خودتان هم فرزند جوان دارید، درباره علاقه جوانان به بحث اجرا و گویندگی و هدایت صحیح آنها در رادیو چه باید کرد؟
یکی از ویژگیهای عمده استادان و صداهای ماندگار، راهیابی سخت و با مشقت آنها به رادیوست و اینکه با تحمل مشکلات زیاد گوینده شدند. وقتی به خاطرات آنها گوش میدهیم، میبینیم که اگر ما میخواستیم از این فیلترهای سخت عبور کنیم، شاید اصلا گوینده نمیشدیم. امروز جوانهای علاقهمند به رادیو دعوت به کار میشوند، اما متاسفانه لوازم اصلی برای تربیت گوینده وجود ندارد. لوازم اصلی تربیت گوینده فقط کلاسهای آموزشی نیستند. اگر بخواهیم در آینده گویندههای خوبی داشته باشیم بایستی گویندههای جوانمان را به دست پیشکسوتان و تهیهکنندگان سختگیر بسپاریم.
چند سال است که فقط برنامههای خانوادگی اجرا میکنید. نظرتان در مورد این برنامهها چیست؟
از دی ماه 84 که به رادیو ایران آمدم و قبل از آن یکی دو سال هم ساعت 9 تا 30/10 صبح از رادیو جوان در برنامه حرفهای جوانی مسائل خانوادگی را مطرح میکردیم. به طور کلی کار در حوزه خانواده را دوست دارم چون معتقدم هم اجرا میکنم و هم مطالبی را یاد میگیرم. رادیو مثل دانشگاهی میماند که خیلی از اساتید، بهترین نکتهها و حرفها را برایت بازگو میکنند. برنامههای خانوادگی هم همینطور است، بهترین کارشناسان را در موضوعات مربوط به خانواده دعوت میکنیم تا بیایند و برایمان صحبت کنند.
چقدر با صدا و لحنتان میتوانید با خانمهای خانه همذات پنداری داشته باشید؟
در یک برنامه خانوادگی اگر بخواهید سخنی بگویید که به دل بنشیند باید از دلت برآید. چیزی که در ذات صدای من است قبل از آنکه بخواهد فنون گویندگی باشد فاطمه آلعباس مادر و فرزند است و من با تمام اینها ضمن اجرای برنامه دارم زندگی میکنم. شاید در یک برنامه شاد عصرگاهی بتوانی لحن شاد بگیری و برنامه جواب دهد اما در برنامه خانواده نمیتوانی نقش بازی کنی. معتقدم اگر گوینده در جایگاه نقش خودش در جامعه و خانوادهاش قرار گیرد حتماً میتواند به راحتی اینچنین برنامهای را اجرا کند. به طور مثال وقتی خانمی تماس میگیرد و از رفتار همسرش یا برخورد پدر و مادر همسرش گلایه میکند اینجا آلعباس گوینده وقتی لحنش به دل مخاطبش مینشیند که دل به دل شنوندهاش بدهد. من همیشه از اینکه نسخه بپیچم و راهکار ارائه دهم پرهیز کردهام. فقط و فقط سعی کردهام سنگ صبور باشم و بعد پاسخ آن را ارجاع دادهام به کارشناسی که در برنامه حضور دارد.
شما بیشتر در حوزه خانواده برنامه اجرا میکنید، پس چطور میتوانید در برنامههای حماسی و مناسبتهای ملی گویندگی کنید؟
باور من در اجرای نوع دوم دوباره نشات گرفته از همان خانواده است، چون من برای خانواده بزرگ ایران برنامه اجرا میکنم و همیشه خودم را درون این خانواده میبینم. حال تصور کن در جمع خانواده گاهی ممکن است شعر عاشقانه بخوانی، گاهی بحث بر سر موضوعات جدی انجام دهی یا اینکه یکباره همراه خانواده برای احقاق حق و عدالت فریاد بزنی.
با وجود اجراهای مختلف آیا شده آرزوی اجرای برنامه خاصی را داشته باشید؟
با اینکه در شبکه جوان حدود 2 سال برنامهای با موضوع قصه شب داشتم و هر شب قصهای را روایت میکردم از وقتی که آمدم رادیو ایران خیلی دوست دارم یک برنامه این چنینی داشته باشم و شاید از آرزوهای کاریام است که بتوانم دوباره راوی یک قصه باشم. ضمن تبریک به استاد ارجمندم خانم نشیبا به خاطر شروع مجدد برنامه شب بخیر کوچولو غبطه میخورم که ایشان دارند برنامهای را اجرا میکنند که با روح و روانشان همراه است. به نوعی شب بخیر کوچولو دلانه خانم نشیباست.
مدتی است که در آموزش گویندگی هم فعالیت میکنید. نظرتان درباره صداهای تازه و ورود گویندگان جوان چیست؟
من فقط تجربههای حرفهایام را به کسانی که عاشقانه این هنر را دنبال میکنند منتقل میکنم. آموزش گویندگی کار پیشکسوتان این رسانه است و صد البته تهیهکنندگانی که گویندهپرورند. اما مژدهای برای دوستداران رادیو: صداهای خوبی در راهند؛ نیروهای جوان، باسواد و با انگیزه که انشاءالله هرچه زودتر وارد کار حرفهای بشوند.
و حرف آخر.
برای رسیدن به امروزم به خدا تکیه کردم و از هیچ گردبادی نترسیدم چرا که تقدیر خودم را در چهره دیگران ندیدم.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: