صحبتهای اخیر شما مبنی بر مسافرکشی با موتورسیکلت سروصدای زیادی به پا کرد... .
صحبتهایی که از قولم درج شده را تایید میکنم. اصلا قبل از آن هم همین درددلها را به طور مکتوب به مسوولان بلندپایه اعلام و از آقای سعیدلو رئیس سازمان درخواست شغلی کرده بودم. گویا سعیدلو هم نامهای را به سجادی ارجاع کرده است. البته ظاهرا درخواستهای بسیار زیادی در نوبتهای قبل از من قرار گرفتهاند.
مگر حرفه شما ورزش هندبال نیست؟
من عضو باشگاه سنگ و آهن بافق یزد هستم و در آغاز لیگ امسال با این تیم به میدان آمدهام، ولی برای فردی مثل من که به تازگی به جرگه متاهلان پیوسته است حضور در تیمهای شهرستانی مشکلاتی به همراه دارد. به همین دلیل با تیم نفت تهران وارد مذاکره شدم ولی این باشگاه با وجود تمام تلاشهای رئیس فدراسیون که سعی زیادی در برپا نگه داشتن یک تیم تهرانی داشت، از فعالیت در هندبال اعلام انصراف کرد و ما آواره شهرستان شدیم. به هر حال فکر میکنم هرچند درآمدها در هندبال پایین است ولی شاید نیاز نباشد یک قهرمان ملی به مسافرکشی با موتورسیکلت رو آورد.
بله تا زمانی که یک ملیپوش ما سالم باشد و فعالیت کند حداقلهایی به دست میآورد، ولی بهتر از همه میدانید که ورزش هندبال یکی از 4 ورزشی است که بیشترین آسیبدیدگی را به جای میگذارد و از این حیث در بین ورزشهای توپی، خطرناکترین محسوب میشود. مصدومیتها در رشته ما آنقدر زیاد است که ما تنها به صدمهدیدگیهای بسیار شدید و خطرناکی مثل پارگیهای رباط، مینیسک یا عضله، آسیبدیدگی میگوییم و صدمههای خفیفتر آنقدر متداول و مرسومند که آنها را محسوب نمیکنیم. به هر حال حمایت از این رشته در کشور ما بسیار ضعیف است و سقف قراردادهای آن پایین. قبل از شروع بازیهای آسیایی، رئیس سازمان در اردوی ما حاضر شد و گفت هرچند قرار است به ازای مدال برنز ورزشهای تیمی، به هریک از بازیکنان 35 سکه تعلق بگیرد ولی اگر شما موفق به این افتخار شوید 40 سکه پاداش خواهید گرفت و اگر نقره بگیرید به جای 50 سکه، 60 سکه خواهیم داد ولی در عمل دیدیم همان 50 سکه اولیه هم تعلق نگرفت و جوایز، تنها به 38 سکه برای هر نفر تقلیل پیدا کرد.
من با آن 38 سکه به پدرم که بازنشسته ارتش است کمک کردم تا بخشی از هزینه مسکن خود را تامین کند. صحبت ما این است که هر چه در چنته داشتیم از همت و غیرت به خرج دادیم و در بازیهای آسیایی سرافرازانه جنگیدیم تا ضمن کسب مدال با ارزش نقره برای ایران، ردهبندی جهانی کشورمان را هم تا حد قابل اعتنایی ارتقاء دهیم، ولی هیچ توجهی معطوف ما نشد. در حالی که این توجه معطوف رشتههای دیگر میشود. من قول میدهم اگر یک چهارم بودجهای که در اختیار فوتبال است و حتی کمتر از آن، فقط در حد سرمایهای که به والیبال و بسکتبال اختصاص مییابد نصیب هندبال شود، ما با همین نیروهای موجود میتوانیم به قدرتی جهانی تبدیل شویم. جوانان بسیار شایستهای در هندبال ایران ظهور میکنند که به دلیل بیتوجهی به آنها و مربیانشان مثل یک جرقه نیامده میروند. به گفته بسیاری از مربیان خوب دنیا، فیزیک بچههای ایران، شبیه به هندبالیستهای خوب جهانی است ولی متاسفانه این همه استعداد به خاطر کمتوجهیها اتلاف میشوند. تبعیض دل ما را به درد میآورد وقتی گفته میشود برای قهرمانی فوتبالیستها در جام ملتهای آسیا 150 سکه پاداش تعلق میگیرد. فوتبالیستهایی که در گوانگجو حتی جواب سلام ما و دیگر ورزشکاران را نمیدادند و در آخر هم صاحب عنوانی نشدند.
من غلامحسین پیروانی را مرد بزرگواری میدانم و به یاد میآورم او از غرور بازیکنانش هراس داشت و پیشبینی میکرد، غرور تیمش را سرنگون و از مسیر موفقیت دور خواهد کرد.
به هر حال ما برادری خود را ثابت کردهایم و حالا نوبت مسوولان و دستاندرکاران است که به وضعیت خراب مالی ما رسیدگی کنند، چون تنها مسالهای که میتواند در این زمینه راهگشا باشد رفع دغدغههای مالی است.
فیزیک بسیار خوب و پیشینه قابل اعتنا در ورزش کشتی، این ذهنیت را به وجود میآورد که شاید در آن ورزش دستکم میتوانستید به شرایط مالی رضایتبخشتری برسید. در این سالها بازگشت به کشتی را بررسی نکردهاید؟
مهدی بیجاری: جوانان بسیار شایستهای در هندبال ایران ظهور میکنند که بهدلیل بیتوجهیمثل یک جرقه، نیامده میروند. به گفته بسیاری از مربیان خوب دنیا، فیزیک بچههای ایران، شبیه به هندبالیستهای خوب جهانی است
همانطور که میدانید من در اولین دوره لیگ کشتی آزاد، در تیم نیروی زمینی نفر ذخیره گلمحمدزاده در وزن فوق سنگین (120+ کیلوگرم) بودم و هنوز هم عاشق کشتی هستم. حتی آقای غلامحسین بساطی به عنوان مربی زحمتکش من در آن سالها چنین نظری دارد، ولی ورزش هندبال را هم مثل کشتی دوست دارم و برایم بسیار جذاب و مفرح است. ضمن آن که الان در شرایط سنی مناسبی برای بازگشت به آن ورزش حرفهای نیستم و کمی برای این کار دیر است. به هر حال قسمت در این بوده که ملیپوش هندبال باشم و شاید اگر در کشتی میماندم همان سال نخست اتفاقی برایم میافتاد که کلا قادر به ادامه ورزش حرفهای نمیشدم. در مجموع فکر میکنم اگر از ابتدا به جای رو آوردن به ورزش، سراغ صنعت میرفتم بهتر بود. البته در عین این افسوس، خدا را هم شکر میکنم. حتی دایی من سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی نیوزیلند است و پیشنهاد حضور در آن کشور را داده بود، ولی آن پیشنهاد را هم مثل پیشنهادهای هندبالی باشگاههای عربی نپذیرفتم، چون نمیتوانستم از خانواده دور باشم.
به فکر ادامه تحصیل نیستید؟
اتفاقا یکی از مهمترین دغدغههایم تحصیلات دانشگاهی است که امیدوارم این امکان را پیدا کنم تا به موازات ورزش به تحصیل در دانشگاه بپردازم.
فکر میکنید حالا که تنه به تنه تیمی با کلاس جهانی مثل کره جنوبی زدهایم، میتوانیم برای نخستین بار به جامجهانی راه یابیم؟
نهتنها میتوانیم به جام جهانی برویم، بلکه به شرط سرمایهگذاری روی لیگ و جذب بازیکنان خارجی، در رقابتهای جهانی هم موفق خواهیم بود. البته شرط بزرگ دیگر در این موفقیت، استفاده از مربی بزرگ است. ماچک مربی بسیار خوبی بود که متاسفانه نتوانستیم او را حفظ کنیم و سر از کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس درآورد. او در عین این که با همه افراد صاحب صلاحیت مشورت میکرد، ولی برخلاف مربیان گذشته در تصمیمها و انتخابهایش استقلال خود را حفظ میکرد. امیدوارم اگر نتوانستیم او را برگردانیم یک مربی در حد او یا بهتر را استخدام کنیم تا از افتخار مهم به دست آمده، پاسداری شود. به هر حال موفقیت در گوانگجو در عین مضیقه جدی مالی فدراسیون رقم خورد و ما تنها توانسته بودیم دو اردوی کوتاه مفید در مجارستان و قطر برگزار کنیم. اگر دست فدراسیون بازتر و اردوهای بیشتری تشکیل شود موفقیتهای بزرگتری در انتظار ماست.
منکر توانمندیهای مربیان ایرانی که نیستید؟
به هیچ وجه. ولی نمیخواهم از کسی اسمی ببرم تا موجب رنجش اسامی احتمالی از قلم افتاده شوم. در عین حال نمیتوانم به نام مربی فعلی اصفهانی تیم باشگاهی خود (سنگ آهن بافق) یعنی مهدی رهبری اشاره نکنم که دارای توانمندی ویژهای در امر بدنسازی تخصصی رشته ما نیز هست. امروز اغلب مربیان، بدون توجه به آسیبدیدگیهای فراوان رشته ما، تنها به دواندن بازیکنان و مرور تاکتیکهای دفاع و حمله میپردازند. در حالی که رهبری مربی بسیار توانمندی است که برای هر بازیکن، برنامه تغذیهای و بدنسازی ویژهای دارد و آنها را به سطح بسیار مطلوبی از آمادگی و پیشگیری از صدمهها میرساند. او تاکنون ملیپوشان باارزش زیادی ازجمله برادران استکی را به هندبال ایران تقدیم کرده است. همچنین حسین عبداللهی از دیگر مربیان بسیار باارزش استان تهران و کشور است که به خاطر ناملایمات و بیمهریها، حتی این رشته را رها کرده است. او در حالی اکنون بدون کوچکترین عنایتی از سوی مسوولان با کسالت دست و پنجه نرم میکند که شاید 15 بازیکن فیکس تیم ملی را تحویل مربیان این تیم داده باشد.
حالا که از هر دری صحبت کردیم بد نیست به بهترین و تلخترین خاطره خود هم گریزی بزنید.
بهترین خاطره عمر من پیروزی بر ژاپن در آن مسابقه حماسی نیمه نهایی بازیهای آسیایی گوانگجو بود و تلخترین خاطرهام، شکست از عربستان در مسابقههای قهرمانی آسیا که در اصفهان برگزار شد و ما را از در ورودی جام جهانی برگرداند.
و بهترین گلی که تاکنون زدهاید؟
یکی از گلهای چرخشی که در فینال بازیهای آسیایی گوانگجو وارد دروازه کره جنوبی کردم بهترین گل عمرم بود.
مجید عباسقلی / گروه ورزش