اعتماد به نفس!

با پایان یافتن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی و اعلام نتایج آن ، ارزیابی در مورد این فرایند همچنان ادامه دارد.
کد خبر: ۳۷۹۰۶
در این میان و با توجه به نتایج غیرمنتظره انتخابات ، تحلیل گروهی جالب می نماید که در چند سال گذشته از اقبال بیشتری در افکار عمومی بهره مند بوده و طبیعی است که چهره های مطرح آن درصدد توجیه وضعیت باشند. مطالب و گفتگوهایی که در این روزها منتشر می شود عمدتا محورهای زیر را در برمی گیرد:
الف تبلیغ این نکته که نیمی از مردم در انتخابات شرکت نکرده اند.
ب: این عدم مشارکت صرفا ناشی از رفتار جناح رقیب است.
ج: گروهی که اکثریت مجلس را در دست گرفته اند با استفاده و بلکه مصادره شعارهای ما رای آورده اند.
د: تحریف شعارهای منتخبان.
قبل از نقد این موارد باید گفت که چنین مقالات و مصاحبه هایی از نشاط سیاسی در رقابت های حزبی حاکی است و نظام ، احزاب ، مسوولان کشور، مجلس جدید و...باید از این دیدگاه ها استقبال کنند چرا که وجود چنین تحلیل هایی ، هر چند در مقام توجیه ، حکایت از آن دارد که یک جریان مطرح ، شکست خود را پایان همه چیز نمی داند و همچنان به حضور در رقابت های سیاسی علاقه مند است و به جای انزوا که تهدید امنیت سیاسی دانسته می شود به دنبال بازسازی خود برای حضور دوباره است.
1- درباره شبهه میزان مشارکت اولا با تقسیم تعداد شرکت کنندگان در انتخابات بر عدد واقعی واجدان شرایط (حدود 44میلیون و نه 5/46 میلیون) مشخص می شود میزان مشارکت قریب 60درصد است و معلوم نیست چرا عده ای که با کم اقبالی مواجه شده اند ، سعی دارند تبلیغ کنند مشارکت ، حدود 52درصد بوده است و از این طریق اعتبار و حیثیت نظام را در عرصه جهانی مخدوش کنند.(در این میان وزارت کشور و مرکز آمار ایران که در یک برنامه مشترک و پیش از انتخابات ، واجدان شرایط را رقمی بسیار بالا تعیین کردند، دستمایه چنین تحلیل هایی شده و به اندازه کافی درباره نادرستی ارقام اعلامی بحث شده است). ثانیا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به حال ، همیشه عده ای در انتخابات شرکت نمی کرده اند. با ملاحظه نمودار عدم مشارکت در طی سالیان متوجه می شویم ، شیب این نمودار مثبت است که دلایل مختلفی دارد از جمله در کنار برخی نارضایتی ها می توان به تغییر ساخت سیاسی و عوامل تشکیل دهنده مشارکت نیز اشاره کرد. همچنین در انتخاباتی که اهمیت ویژه ای نداشته (مثلا دورهای دوم انتخابات مجلس و دوره های دوم انتخابات ریاست جمهوری در سال 64 ، 72 و 80) و در مواردی که رقابت کاملا دو قطبی نبوده ، مشارکت کمتری صورت گرفته است . بنابراین رقم 60درصد (میزان واقعی) و حتی 52 درصد (که هواداران متحصنان به آن استناد می کنند) با توجه به نرم بین المللی و همچنین این نمودار رقم قابل قبولی است.
2- این که گفته می شود منتخبان با پشتوانه 15درصدی مردمی وارد مجلس شده اند چندان نیاز به احتجاج ندارد زیرا آمار رای منتخبان ، تعداد رای دهندگان و میزان واجدان شرایط در تهران و سایر شهرستان ها چاپ شده است و با مراجعه اجمالی به آنها می توان به نادرستی این سخن پی برد؛ ضمن آن که تقسیم میزان رای برکل واجدان شرایط، منطقا نادرست است و آموزه های دمکراسی ، رای هر منتخب به کل آرای ماخوذه را ملاک قرار می دهد ، در غیر این صورت باید بپذیریم که نامزدهای جناح دولتی نیز پشتوانه حداکثر 2درصدی داشته اند که می دانیم درست نیست . البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که رقابت تعداد زیادی نامزد (مثلا در تهران به ازای هر کرسی: (40 نامزد) باعث شکسته شدن آرا می شود. اگر چه عقلای قوم باید با گذاشتن حداقل های معمول (مثل اروپا و امریکا) از ایجاد چنین تعدد غیرمعقولی جلوگیری کنند ولی در هر صورت باید بپذیریم که اصول دمکراسی واجد اکثریت نسبی را واجد اکثریت می داند.
3- گروهی که با عملکرد نامناسب خود و دوری از کانون مطالبات مردمی و بی توجهی به آن ، صرفا مناقشات سیاسی را دنبال می کرد از این نکته کلیدی غافل بود که مردم با کسی عقد اخوت نبسته اند و لذا ضمن آن که با ناکارآمدی خود ناراضیانی برای نظام تراشید در انتخابات مجلس نیز اقبال قبلی خود را از دست داد و به اعتراف برخی از نظریه پردازان همین گروه ، حتی اگر موضوع رد صلاحیت ها نیز پیش نمی آمد و انتخابات مجلس شبیه انتخابات شوراها برگزار می شد باز هم در نتیجه آن تغییری اتفاق نمی افتاد. از این رو عباراتی چون «اگر تایید صلاحیت می شدیم ، ترکیب مجلس ، این نمی شد» و یا «منتخبان فعلی ، شعارهای ما را سرقت کرده بودند» نشان از ضعف تحلیل ، نبود شناخت از لایه های اجتماعی و در مواردی توهین غیرمستقیم به مردم (ظاهرگرایی و فریب خوردن از شعارها) دارد.
4- گروهی که اکثریت مجلس هفتم را در دست گرفته ، به عکس آن چه که تبلیغ می شود محافظه کاران (در تعبیر سنتی) و یا مخالفان اصلاحات نیستند ؛ اتفاقا این گروه با شعارها و به قول خودشان با برنامه پیشرفت به میدان رقابت آمده بودند و می توان رگه هایی از عملگرایی توام با اصول مداری را در آنان بازجست . ضمن آن که با مراجعه به آگهی های تبلیغاتی گروه پیروز ، شعار شادی با مفهومی که گویندگان این تحلیل ها می گویند ملاحظه نمی شود بلکه محورهایی چون پیشرفت و آبادگری محور شعارهای آنان بوده است . هر چند در فضای با نشاط که متاثر از پیشرفت و آبادی کشور باشد مردم از خمودی و یاس خارج می شوند و شادتر خواهند بود، اما این شادی با آن شادی که افراطیون در برنامه توسعه اجتماعی (؛) خود در پی آن بودند متفاوت است . اگرچه همه ما به قول رهبر معظم انقلاب باید از ادبیاتی که متکی به تحلیل برنده و بازنده انتخاباتی است دوری جوییم اما این بدان معنا نیست که با اعتماد به نفسی عجیب و بعضا مضحک واقعیت ها را واژگونه جلوه دهیم .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها