در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی گفت: «حمایتها، تشویقها و تقدیرهایی هم که از این دسته میشود این معما را تا حد زیادی حل میکند. متاسفانه این جریان انحرافی که هم در اعتقادات و هم در عمل فاسد است و بشدت نیز ضدروحانیت است و بشدت تبلیغ دوری از روحانیت را میکند در پس این جریانات است و این چیزی نیست که از دیدگاه اهل نظر دور باشد.
اهل نظر میدانند که این جریان حتی نسبت به ولیفقیه زمان هم با زبانهای مختلف، مطالبی را میگویند و بشدت قومگرایی را ترویج و تعصبی را که باید معطوف به اسلام و مسلمین باشد به قومیت میبرند و کاری که رژیم فاسد پهلوی نمیتوانست بکند اینها اصرار بر انجامش دارند و در عمل هم بسیار فاسدند.»
این سخنان آیتالله آملی لاریجانی آخرین موردی است که در نقد موضوع تضعیف روحانیت در کشور مطرح میشود رویکردی که هنوز به درستی و صراحت معرفی نشده است.
تاملی بر حضور روحانیت در ادوار مختلف تاریخ این کشور نشان میدهد این قشر از جامعه ایرانی و اسلامی حضوری پراثر و غیرقابل تردید در جای جای سرنوشت این کشور داشتهاند و این در کنار جایگاه رفیع روحانیت در میان اقشار مختلف جامعه از بعد دینی و معنوی مسالهای است که به هیچ عنوان نمیتوان آن را نادیده انگاشت.
این در حالی است که در سالهای اخیر به اذعان بسیاری از چهرههای سرشناس روحانیت جریانهای ویژهای از داخل و خارج سناریوی به حاشیه راندن روحانیت را کلید زده و اما و اگرهای زیادی را متوجه نوع فعالیت، ماهیت و ابعادمختلف حضور این قشر در جامعه مطرح کردهاند که در نوع خود قابل تامل است و لزوم یادآوری حضور و تاثیرگذاری روحانیت را در برهههای مختلف تاریخ این کشور الزامآور مینماید.
تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و تحولات سیاسی شگرفی که پس از این تاریخ در میان تودههای مردم به وجود آمد، دستاوردهای بسیاری داشت که از جمله این دستاوردها میتوان به شکلگیری رهبری مذهبی و افزایش قدرت مانور روحانیت و سمت و سودهی به افکار جامعه برای رهانیدن آنها از ظلم حاکم بر جامعه اشاره کرد.
شکلگیری رهبری دینی و مذهبی که با جنبش تنباکو آغاز و با رشد افکار سیاسی مردم، موجب فراهم آوردن زمینه تحولات بنیادین در نظام اداری و سیاسی ایران و شکلگیری نهضتی بزرگتر در قالب قیام مشروطیت شد، رهبری دینی در ایران را به وسیله روحانیت رسمیت بخشید و در واقع زمینهساز قیامی بزرگ در کشور به عنوان نقطه عطفی در تاریخ ایران و حتی به جرات باید گفت دنیا شد.
وضعیت روحانیت در دوران پهلوی، شرایط مطلوبی نبود و در واقع دوران رضاشاه اوج سرکوب روحانیت است. در سالهای 32ـ1320 با سقوط رضاشاه، روحانیون آزاد شدند و به این ترتیب، بخشی از نفوذ از دست رفته خود را، دوباره به دست آوردند و به چهرهای تاثیرگذار و قوی در نهضت ملی شدن نفت، به رهبری آیتالله کاشانی تبدیل شدند. از سال 1342 به دلیل رواج دادن شیوههای فرهنگی غربی در جامعه توسط رژیم حاکم، واکنش منفی برخی از روحانیون به رهبری حضرت امام خمینی (ره) موجب ایجاد نهضت اسلامی 15 خرداد 1342 گردید و در نهایت به پیروزی مردم به رهبری مستقیم روحانیت و با حضور فعال آنها در راس مبارزه در بهمن 57 انجامید.
قیام ضداستکبار مردم ایران در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به رهبری روحانیون ادامه یافت و باوجودی که در همان ابتدا امام راحل از حضور روحانیون در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری کرد، اما پس از دوره اول به علل متعدد از جمله قرار گرفتن در زمان جنگ و اندکی پس از آن، این قشر تاثیرگذار در جریانهای مهم تاریخی این ملت، به نقشآفرینی در عرصه اجرایی کشور پرداختند. شرایط دوره جنگ، فرصتهای بسیار زیادی را در همه عرصهها از جمله عرصه نقشآفرینی اثرگذار فرهنگی و دینی روحانیون از کشور گرفت و مسیری را که از اواخر دوره قاجار در این باره ایجاد شده بود، به صورت کلی متحول کرد که یکی از آنها تغییر در آرایش تقریبا یکپارچه این قشر و تفکیک شدن آنها بود که در همان سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب دو جبهه روحانیت مبارز و روحانیون مبارز تجلی کرد و تا به امروز نیز ادامه یافته است.
همین مساله باعث شد در شکل سنتی نقش روحانیون در جامعه تغییرات زیادی بویژه در افکار عمومی ایجاد شود. در واقع حضور برخی از ملبسین به لباس روحانیت در فعالیتهای صرفا سیاسی و اقتصادی حتی در ابعاد شخصی، نقش ویژه این قشر در بخشی از تاریخ پس از انقلاب را با تاثیراتی متفاوت روبهرو کرد و این در حالی بود که حضرت امام خمینی (ره) در همان زمان میفرمودند: «مملکت بدون روحانی، مانند کشوری بدون طبیب است.»
موسی قربانی، نماینده روحانی مجلس شورای اسلامی که از شهر قائنات 4 دوره در مجلس حضور یافته است در خصوص نقش روحانیت در ادوار مختلف تاریخ بویژه تاریخ پس از انقلاب معتقد است: «وقتی انقلاب پیروز شد قرار بر استفاده گسترده از روحانیت در مناصب نبود مگر در بخشهایی مانند قضاوت و عقیدتی سیاسی و امام جمعه که حضور صرف روحانیون در این منصب اجتنابناپذیر بود.»
وی بر این نکته تاکید میکند که یکی از مهمترین دلایلی که موجب شد روحانیت به مصادر امور گماشته شوند قابل اعتماد نبودن برخی از افراد بود: «پس از انقلاب به مرور مشخص شد برخی از آنهایی که در مصادر امور قرار میگیرند قابل اعتماد نیستند و لذا به جز در دوره اول که امام اجازه کاندیدا شدن روحانیون را در پست ریاست جمهوری ندادند موانع برطرف شد و روحانیون عمدتا به بخشهای انتخابی مانند مجلس و ریاست جمهوری پای گذاشتند.»
موسی قربانی ادامه میدهد: «نیروهای تحصیلکرده مورد اعتماد در ابتدای انقلاب کم بود ولی به مرور و پس از پیروزی انقلاب قشر غیرروحانی، توسط مراکز آموزش عالی به قدر کافی در کشور رشد کردند. در مقابل نیز، هرروحانی بر اساس شایستگی خود میتواند در مناصب قرار بگیرد و تعمدی بر این که مثلا روحانیت در جایی منصوب نشود دیگر وجود ندارد. در واقع خود روحانیون هم مانند بقیه مردم در بخشهایی خود را عرضه میکنند و اگر مورد تایید قرار گرفتند، در مسوولیتها قرار میگیرند.»
قربانی: این که گفته میشود روحانیون تاثیر خود را ازدست دادهاند درست نیست و حتی در شرایط مساوی که هیچ برتری دیگری وجود نداشته باشد، مردم، روحانی را ترجیح میدهند
این روحانی فعال در مجلس بشدت موضوع کم اثر شدن روحانیون را در جامعه رد میکند و میگوید: «در زمینه حضور روحانیون عناد وجود ندارد و این که گفته میشود روحانیون کم اثر شدهاند هم درست نیست. من به عنوان یک روحانی، 4 دوره در مجلس هستم و به نظر من نظریه منفی در مردم نسبت به روحانیت وجود ندارد و حتی در شرایط مساوی که هیچ برتری دیگری وجود نداشته باشد، مردم روحانی را ترجیح میدهند.»
اگرچه در بسیاری از موارد این سخن موسی قربانی صحیح به نظر میرسد اما زمینه واکاوی زوایای مختلف این نقش در کشور از میان نمیرود. نقش بیبدیل روحانیت در تعمیق عرصه فرهنگی بویژه در بعد اخلاق در جامعه، تلاش برای حفظ احساسات میهندوستی مردم و دفاع از تمامیت ارضی کشور و ایجاد وحدت در میان آحاد مردم از اهمیت زیادی برخوردار است که نباید از جستجوگری و سوال کردن در آن هراس داشت زیرا برکات این حضور در پاسداشت این انقلاب و حفظ حلقههای اتصال نسلهای جدید با ریشههای دینی آن غیرقابل تردید است.
حجتالاسلام ناصر سقای بیریا، مشاور رئیسجمهور در امور روحانیت اما، در مورد نقش روحانیت در طول تاریخ میگوید: «روحانیت همیشه در طول تاریخ بویژه بعد از غیبتکبری در جامعه اسلامی تاثیرگذار و جلودار بوده و متناسب با شرایط مکانی و زمانی تاثیرگذاری خود را داشته است. در نهضتهای معاصر از جمله مشروطه و نفت، تاثیرگذاری برجسته روحانیت مشاهده شده و غیر از آن در مقابله کردن با استعمارگران و حتی دفاعهایی که در کشورهای اسلامی از جمله خود ایران در زمان جنگهای جهانی شده، حضور پررنگی داشته است که شاهد آن کتاب «شهداءالفضیله» مرحوم علامه امینی است که قبل از انقلاب منتشر شده و ایشان شهدای مختلف روحانیت در مناسبتهای مختلف را جمعآوری کرده است.»
تاثیرگذاری روحانیت در جای جای نظام اسلامی به فراخور نیاز، برجسته بوده و این در حالی است که در برخی از برشهای تاریخی به دلیل نوع برخورد برخی از افراد، ابعاد تاثیرگذاری این قشر در برخی از افکار عامه و لایههای زیرین جامعه تحتالشعاع قرار گرفته که در سالهای اخیر با تلاش ویژه این قشر تاثیرگذار، در حال ترمیم است.
سقای بیریا دراینباره میگوید: «حضرت آیتالله خامنهای در سفر اخیر به قم فرمودند که شاید گفته شود که حکومت ما حکومت آخوندی است، ولی روحانیت به لحاظ کیفیتهایی که دارند، بسیار تاثیرگذار بوده و این هم نه به عنوان عمامه به سر بودن، بلکه به عنوان کیفیتهایی که روحانیت شیعه واجد آن بوده، همیشه تاثیرگذار میباشد. مساله تاثیرگذاری در جنبههای دینی و فکری همیشه مستمر بوده و الان هم هست، یعنی تاثیرگذاری چهره به چهره در ارتباط با آحاد مردم یکی از ویژگیهای روحانیت است و این مساله همچنان حفظ شده و خواهد شد.»
وی مساله تعمیق این تاثیرگذاری و ترمیم آن در برشهایی از تاریخ را نشانه این مساله میداند که روی کلیت نظام روحانیت عنایت ویژهای از سوی امام عصر(عج) وجود دارد.
سقای بیریا در خصوص این که میان نقشهای سیاسی و اقتصادی مساله حضور سنتی و فرهنگی روحانیون با ورود عده معدودی از آنها به فعالیتهای صرفا مادی، سیاسی، اقتصادی یا حتی تصدیگری غیرعامالمنفعه، هیچ تناسبی وجود نداشته و همین امر نقش اصلی روحانیت که حمایت و نگهداری حکومت دینی است را در مورد برخی از آنها تحتالشعاع قرار میدهد، معتقد است: «حوزههای علمیه و نظام روحانیت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با انفجاری از خواستهها و وظایف جدید مواجه شد که تلاش کرد این مسائل را پوشش دهد ولی آمادگی کافی برای این کار وجود نداشت و نیازها فراتر از امکانات بود. همین مسالههم در سفر اخیر رهبر معظم انقلاب به قم مورد تاکید قرار گرفت که حوزهها، فضلا، علما و مراجع باید فکری برای نیازمندیهایی که متوجه حوزههاست، بکنند. در زمان ما تاثیرگذاری روحانیت بسیار پررنگ است و در حرکتهایی بویژه در کارشناسیهایی که باید روحانیت حضور داشته باشد، حضور داشتهاند که نمونه آن نقش پررنگ روحانیت در تدوین برنامه پنجم و مسائل مختلف اقتصادی و بانکی کشور در همین دولتهای نهم و دهم است، اما اینکه آیا این اندازه کافی است یا نه، سوال دیگری است. البته برهههایی بوده که دشمنان تلاش کردند این نور را خاموش کنند، ولی بعد از مدتی که این موانع برطرف شده، تاثیرگذاری روحانیت به جایگاه خود رسیده است.»
مریم هدیهلو
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: