در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این وسط فقط نمیدانم که با چه سیاستی این سلمانی سر کوچه ما هنوز نرخ اصلاحاتش را شفاف اعلام نکرده است و هر کس که هرچی داد، صاف میگذارد توی جیب نجیبش و زیر لب میگوید: خدا را شکر!...غلط نکنم، او هم میداند که ملت ما به این نوع از اصلاحات بر خلاف پارهای دیگر از اصلاحات، در هر برههای از تاریخ بشری، نیاز مبرم دارد و هیچکس نمیتواند آن را سرسری بگیرد. کوچک و بزرگ هم ندارد. همچنان که مرد و زن ندارد.
اصلاحات این شکلی به قدری مورد نیاز جامعه است که حتی اگر خود سردمداران اصلاحات (یعنی همین صنف آرایشگران محترم) هم که اشخاصی سرشناس(!) میباشند، اگر کسی را پیدا نکنند که بگیرند به زبان خوش و هدفمند اصلاحش کنند؛ از ناچاری یا از روی عادت یا به خاطر خالی نبودن عریضه و عرصه، همینطور بی هدف شروع به اصلاح کردن همدیگر میکنند که این قضیه البته مربوط به زمان حال نیز نیست و از سوابق ایام انجام میشده است. اسنادش هم موجود است.
سند اصلاحات خودسرانه:
دو سلمانی اگر بیکار باشند
ز بیکاری سر هم میتراشند
ضرورت این نوع اصلاحات به گونهای شدیداللحن است که چپ و راست و میانه هم نمیشناسد و هر فردی با هر نوع سلیقه سیاسی و حزبی که دارد یا مخفی میدارد؛ به صورت یکسان و یکسر به آن نیاز دارد. مگر این که خواسته باشد دنباله موهای سرش را مأموران زحمتکش شهرداری از سطح خیابان جمع کنند که با کشیده شدن روی زمین، کاسبی آنها را کساد نکند. بله، این نوع اصلاحات را به هیچ وجه من الوجوه نقدی یا غیرنقدی نمیتوان سرسری گرفت. در این مورد هم اسنادش موجود است. سند درخواست اصلاحات درست:
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی
که ما هم در سرای خود سری داریم و سامانی
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: