در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سختگیرها مساله را بزرگتر از آنچه هست میبینند و آسانگیرها کوچکتر. سخت و آسان بودن هم برای هر شخصی جنسی دارد؛ یکی جنس سختی زندگی را اقتصادی میداند، دیگری اجتماعی، یکی میزان کردن دخل و خرج را دشوار میداند، یکی تحمل آدمهای بیمسوولیت دور و بر را دشوار میداند، آن یکی از سختیهای ساختن فیلم کوتاهش مینالد. در مقابلش آدمهایی هستند که برایشان مساله سختی وجود ندارد. شما هم شاید این آدمها را دیده باشید، معمولا هم لبخندی به لب دارند و از همنشینی با آنها میشود به آرامش رسید. این آدمها را گاهی با بیخیالها اشتباه گرفتهایم و گاهی به آنها رشک بردهایم: «خوش به حالش، راحت است.» ما که آماری از این جماعت سختگیر و آسانگیر نداریم. داریم؟ پس یک نگاهی به دور و برمان بیندازیم. به همان جمعیت کوچک اطرافمان. حالا یک نمونه داریم. ببینیم چه اتفاقی برای آدمهای سختگیر افتاده و چه اتفاقی برای آسانگیرها. آیا میشود گفت آنها که سختگیرند آدمهای موفقی هستند و آدمهای آسانگیر نه؟ فقط مواظب باشید آسانگیری را با بیخیالی و بیمسوولیتی اشتباه نگیرید (برای آنها مسالهای وجود ندارد). اگر خوب نگاه کنید به این نتیجه خواهید رسید در میان آدمهایی که موفق میدانیمشان، هم سختگیر وجود دارد و هم آسانگیر. برای هر دو این گروه زندگی میگذرد و ادامه دارد ولی آسانگیرها از مسیر موفقیت لذت بیشتری میبرند و کمتر فرسوده میشوند. سختگیرها با محیط، اصطکاک بیشتری دارند، فرصتها را کوچکتر و دستاندازها را بزرگتر میبینند. آسانگیرها با دوربین شکاریشان به هدفشان نگاه میکنند و پیش خودشان میگویند «خوب راهی نیست.» سختگیرها هم با دوربین شکاریشان نگاه میکنند اما حواسشان نیست که دوربین را بر عکس گرفتهاند! پس هر دو میتوانند برای خودشان هدف و برنامه داشته باشند، اما تصورشان نسبت به هدف و برنامهشان برای رسیدن فرق میکند. سختگیری و آسانگیری دو نقطه و دو راه نیست، بلکه دو سر یک پارهخط است که هر نقطهاش راهی برای حرکت است. در میان این پارهخط راهی است که واقعبینها برای خود انتخاب میکنند. راه شما از کدام نقطه این پارهخط میگذرد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: