یاد

گفت‌وگو با نیما یوشیج !

صبح، وقتی که هوا روشن شد ‌/‌ هر کسی خواهد دانست و بجا خواهد آورد مرا ‌/‌ که در این پهنه ور آب ‌/‌ به چه ره رفتم و از بهر چه‌ام بود عذاب... سطرهای بالا شاید بهترین معرفی برای مردی باشد که ما او را با نام پدر شعر نو ایران می‌شناسیم و امروز یعنی 13 دی سالروز درگذشت اوست.نیما یوشیج 51 سال پیش به تعبیر خودش «در شب سرد زمستانی ‌/‌ چراغی که در آمدرفتن همسایه می‌آویخت» را برای همیشه خاموش کرد و حیات را بدرود گفت.یکی از نکاتی که در زندگی نیما همواره برای من شگفت‌انگیز بود. این است که چرا مصاحبه یا گفت‌وگویی مفصل با او در مطبوعات و رسانه‌های روزگارش وجود ندارد؟!
کد خبر: ۳۷۷۵۶۴

اما به تازگی سایت رسمی نیما یوشیج که توسط پسرش «شراگیم» مدیریت می‌شود، گفت‌وگویی از نیما را منتشر کرده است. گفت‌وگویی که البته ناقص است و به نوشته این سایت قرار بوده در مجله فردوسی منتشر شود و مصاحبه کننده هم احتمالا دکتر حسن هنرمندی بوده است اما به دلیل وقوع کودتای 28 مرداد نیما از خیر چاپ گفت‌وگو و پاسخ دادن به همه سوال‌ها منصرف می‌شود.اما در این گفت‌وگوی ناتمام و تازه منتشر شده نیما به عنوان شاعری که «آب در خوابگه مورچگان» ریخته است، به 3 نکته اشاره می‌کند که فکر می‌کنم می‌تواند در سالروز درگذشتش از نظر تعریف شعر، شاعر و موسیقی بسیار جالب و غیرمنتظره باشد:

1) «به نظر من شعر دیدی است (و من تعبیری بهتر از این در نظر ندارم) که اندیشه ما را با قوت و لطف بیشتر ادا می‌کند.»

2) کم و بیش همه‌ مردم شاعرند. می‌توانم بگویم در این دهکده‌ کوچک هم که من زندگی می‌کنم، در ردیف چوپان‌ها و ایلخی بان‌های ما شاعر فراوان وجود دارد.

3) در عالم طبیعت، هیچ چیز بی‌ریتم نیست. حتی به هم خوردگی هم ریتمی دارد و می‌رود که ریتم دیگر بگیرد؛ در شعر، ما این را به وزن تعبیر می‌کنیم» اگر این گفت‌وگوی ناقص را کامل بخوانیم، درمی‌یابیم که چهره، اندیشه و شعر نیما در این گفت‌وگو با آنچه پیشتر در نقدها و دیدگاه‌هایی که توسط نیماشناسان طرح شده بسیار تفاوت دارد و گاه حتی در مقابل یادداشت‌هایی که به نام نیما موجود است قرار می‌گیرد. حال یا باید در این گفت‌وگو تردید کرد و یا...

سینا علی‌محمدی ‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها