در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما این حرکت آنها آنقدر بُعد وسیعی به خود میگیرد که باعث به وجود آمدن تغییراتی در سطح اجتماع و حتی سیاست میشود. آدمهایی که در این فیلمها به تصویر کشیده شدهاند، نماد بیرونی دارند و در تاریخ معاصر آمریکا جریانساز بودهاند. این شخصیتها به سینما راه یافتهاند تا از طریق فیلم در ذهن مردم آمریکا بمانند.
این نشان میدهد که مردم آن طرف مرزها خیلی بیشتر از ما به تاثیر سینما و فیلم واقف هستند و از ظرفیتی که در اختیار دارند بیشترین استفاده را میکنند.
ما از اولین مردمانی هستیم که صاحب سینما شدیم؛ اما به هزاران دلیل سینما از همان اول بیشتر برای ما حکم یک وسیله سرگرمکننده دارد. هیچوقت سینما و فیلمهایش در کشور ما جریانساز نبودهاند. اما تلویزیون از همان ابتدای راهاندازی اهداف بزرگتری را برای خود تعریف کرد که یکی از مهمترین آنها آموزش بود. البته منظور از آموزش، پیامرسانی غیرمستقیم از طریق برنامهسازی نیست، بلکه آموزش نیروی انسانی است، نیرویی که حتی توانست از سینما هم حمایت کند.
سریالسازی در تلویزیون همواره بهگونهای بوده که انتقال بخشی از تاریخ عمومی ـ اجتماعی و تاریخ مذهبی به آیندگان را به عهده گرفته است. البته تلویزیون در این بازخوانی تاریخی همواره این نکته را یادآوری کرده که سریالهای تاریخی، کاملا منطبق با تاریخ واقعی و مکتوب نیستند، بلکه دراماتیزه شدهاند و از فیلتر ذهنی نویسنده و کارگردان عبور کردهاند. اما همین آثار، کدهای خوبی را در اختیار علاقهمندان تاریخ قرار دادهاند تا آنها بتوانند مسیر مطالعات تاریخی خود را بهتر رصد کنند. مشخصترین مثالی که در این زمینه میتوان به آن اشاره کرد، سریال مختارنامه است که در حال حاضر از شبکه یک سیما در حال پخش است. مختارنامه یک سریال تصویری است اما باعث شده موجی از تحقیقات مذهبی در جامعه فرهنگی و عمومی شکل بگیرد.حالا بسیاری از کارشناسان، سایتهای رایانهای و نشریات مکتوب را به محلی برای ارائه اندیشههای خود درباره تشیع و قیام امام حسین(ع) تبدیل کردهاند.
اگر تا قبل از پخش سریال مختارنامه فقط چند نفر از یاران امام حسین(ع) برای عموم مردم شناخته شده بودند،حالا هم عموم مردم و هم تحصیلکردهها، یاران امام و حتی دشمنان او را میشناسند و اطلاعات خوبی راجع به آنان دارند. این شخصیتها شاید فقط چند پلان از سریال مختارنامه را به خود اختصاص داده باشند، اما همین تصویرسازی محدود از آنان باعث شده تا اطلاعات زیادی درباره آنها روی سایتهای اینترنتی و نشریات مکتوب منتشر شود.
بنابراین میتوان گفت که سریال مختارنامه باعث ایجاد موج اطلاعرسانی درباره تاریخ اسلام و تشیع در جامعه شده است.
اگر به عقبتر برگردیم سریالهایی مانند کیف انگلیسی(سید ضیاءالدین دری) و کارآگاه علوی(حسن هدایت) باعث شدند موجی از اطلاعات تاریخی و اجتماعی درباره تاریخ معاصر ایران در بین عموم مردم رد و بدل شود که البته رسانههای مکتوب با نقد و بررسی و گفتوگو با عوامل سازنده و کارشناسان تاریخی مسیر حرکت این موج را هموارتر کردند.
از سریالهای تلویزیونی که بگذریم به تلهفیلمهای تلویزیونی میرسیم که در حال حاضر جای پخش فیلمهای سینمایی را در تلویزیون گرفتهاند. این فیلمها هرچند پخش محدودی دارند و بهترین آنها شاید فقط 2 یا 3 بار از تلویزیون پخش شوند، اما نباید بسادگی از کیفیت آنها عبور کرد.
تولید تله فیلم در تلویزیون چند سالی است به شکل جدی دنبال میشود و روزبه روز شکل حرفهایتری به خود میگیرد. این تغییرات را هم در نوع روایت داستان فیلمها و هم در ساختار و فرم آنها میتوان دید. با همه اینها نباید از یک نکته کلیدی درباره این آثار غافل ماند و آن هم تنوع در موضوع و سوژههایی است که فیلمنامهنویسان سراغ آنها میروند. در یک نگاه کلی بیشتر تلهفیلمها با موضوع خانوادگی ساخته میشوند؛ فیلمهایی شخصیت محور که بیشتر به ارتباط بین افراد یک خانواه میپردازند. اما اگر این فیلمها قرار است مانند سریالهای تلویزیونی موجی از اخبار و اطلاعات را در جامعه ایجاد کنند، باید با نگاه وسیعتری موضوعات اجتماعی را رصد کنند.
حالا که تلویزیون اهتمام خود را روی تولید تله فیلم گذاشته و تصمیم دارد به مرور آنها را جایگزین پخش فیلمهای سینمایی خارجی کند؛ فیلمنامهنویسان، کارگردانان و تهیهکنندگان تله فیلمها باید از این فرصت ایجاد شده بیشترین استفاده را ببرند و فیلمهایی بسازند که بتواند جایگزین مناسبی حتی اگر شده از نظر داستان برای فیلمهایی مانند دشمنان ملت باشد.
فیلمی مثل دشمنان ملت جدای از کارگردانی بسیار سنجیده و خوبی که دارد و بازیگرانی که در آن ایفای نقش میکنند، در وهله اول داستانی متفاوت دارد، داستانی که نشان میدهد نویسندگانش برای نوشتن آن تحقیقات زیادی انجام دادهاند. به همین دلیل فیلمی که بر اساس فیلمنامه آنها ساخته شده در حافظه مردم ثبت میشود و مخاطبان آن را به عنوان بخشی از اتفاقات واقعی جامعه قبول میکنند؛اما تله فیلمها را مردم ما براحتی فراموش میکنند و در بیشتر موارد حتی داستان آنها نیز خیلی زود از حافظه آنها پاک میشود.
این برخورد مخاطب با تله فیلمها را نباید به حساب ماهیت تلویزیون گذاشت، چون در تلویزیون کشور ما سریالهایی مانند هزاردستان، امام علی(ع)، سربداران، خانه سبز ساخته شده که بعد از گذشت چند سال از پخش آنها، هستند کسانی که دیالوگهای این سریالها را هنوز به خاطر دارند.
بنابراین شاید بهتر باشد دستاندرکاران تله فیلمها به جای دست کم گرفتن تلویزیون و تاثیر آن بر مخاطب، نگاه خود را عمق بخشند و تواناییهای خود را افزایش دهند؛ زیرا چنان که از شواهد و برنامهریزی مدیران تلویزیون برمیآید، آینده آثار نمایشی تلویزیون در دست کسانی است که خلاقترند و برای بهتر شدن کار زحمت بیشتری را تقبل میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: