اما نشریه تایم در ارائه فهرستی از بهترین فیلمهای سال 2010 «داستان اسباببازیهای 3» را در راس فهرستش قرار داده است. منتقد این نشریه میپرسد چرا تقریبا همیشه فیلمهای انیمیشنی که پیکسار میسازد اینقدر برجسته هستند؟ و پاسخ میدهد چون هیچ کس دیگری اینقدر خوب فیلم نمیسازد. در حقیقت جان لستر و گروه او انگار بهتر از همه بلدند تا کمدی و ترس را با هم ترکیب کنند و از همه مهمتر این که خیلی هم خوب از پس قصهگویی برمیآیند. این انیمیشن ادامهای بر همان داستان اسباببازیهای مشهور است با این تفاوت که این بار پسر کوچولوی فیلم بزرگ شده و میخواهد همه عروسکهایش را ازجمله آن کابوی شیطان و آن فضانورد کلهشق را به یک کودکستان اهدا کند.
دومـــین فیــلم «درونشغل» است فیلمی از سینمای مستقل که به بررسی عوامل بروز بحران اقتصادی میپردازد. این فیلم که کاربران آی.ام.دی.بی هم به آن امتیاز 2/8 دادهاند، اثر چارلز فرگوسن است. این فیلم یک فیلم مستند و «مت دیمون» راوی موضوع است. فرگوسن در سال 2007 هم یک مستند درخشان درباره عراق ساخته بود.
در مکان سوم «هرگز ترکم نکن» فیلمی به کارگردانی مارک رومانک است که بر مبنای اقتباس آلکس گارلند از رمان پرفروش کازئو ایشیگورو با همین عنوان ساخته شده است. موضوع فیلم زندگی بچههایی آزمایشگاهی است که کودکی نمیکنند بلکه بزرگ میشوند تا اعضای بدنشان در اختیار دیگران قرار گیرد. این فیلم در ژانر علمی - تخیلی میتواند با تماشاگر رابطه عاطفی عمیقی برقرار کند. کری مولیگان، اندرو گارفیلد و کایرا نایتلی در این فیلم بازی کردهاند. این فیلم یادآور مرگ و عشق است و پیام آن این است: با عشق حقیقتا غنی وسرشار میشویم و میتوانیم همیشه زنده باشیم.
«زندگی در دوره جنگ» فیلم بعدی این فهرست است. مردی که متهم به آزار کودکان است با بازی «سیاران هیندز» که از زندان خارج میشود و قصد دارد تا با دو پسر و همسر سابقش ارتباط برقرار کند، اما همسرش از شرمساری شهر را ترک کرده و خواهر او (شرلی هندرسون) هم با مردی که قبلا خاطرخواهش بوده مشکل پیدا کرده است. خلاصه همه چیز به هم ریخته است و همه آدمها زخم خوردهاند. نویسنده و کارگردان این اثر «تاد سالاندز» در ساختن جنایتهای کوچک و بزرگ استاد است و میتواند به خوبی از پس نشان دادن ضعفها و جنایتهای بشری برآید.
«شبکه اجتماعی» انتخاب پنجم منتقد نشریه تایم است. این فیلم که به زندگی خالق فیسبوک یعنی مارک زوکربرگ اختصاص دارد، یکی از فیلمهای پرطرفدار امسال بود. مخصوصا این که تایم او را به عنوان شخصیت سال2010 هم انتخاب کرد. ششمین فیلم این فهرست «سوراخ خرگوش» است. فیلمی که درباره آن کمتر صحبت شده و در آن زندگی یک زوج روایت میشود که بکا با بازی نیکول کیدمن و همسرش هووی با بازی ایرون اکهارت تلاش میکنند تا با مرگ بچه نوجوانشان کنار بیایند. با وجود این که این موضوع میتواند یادآور فیلمهای زیادی باشد، اما لحن این فیلم که دیوید لیندسی آبیر نویسندهاش است و آن را از نمایشنامه خودش که برنده پولیتزر شده بود، اقتباس کرده به کارگردانی جان کامرون میچل کار متفاوتی از آب درآمده است. با این فیلم میشود فهمید که چطور فیلمها میتوانند برای درک لحظههای بزرگ و دراماتیک زندگی به آدمها کمک کنند.
فیلم «علفهای وحشی» به کارگردانی «آلن رنه» استاد بزرگ سینمای فرانسه که براساس یک رمان فرانسوی ساخته شده، فیلم بعدی این فهرست است. این فیلم که تابستان پیش در کن اکران شد، ساخته کارگردان 86 ساله فرانسوی با اقتباس از رمانی به نام «اتفاق» اثر «کریستین گیلی» است.
کارگردان مشهور «عشق من هیروشیما» که در سال 1980 برای فیلم «عموی آمریکایی من» جایزه کن را گرفت، پس از 19 سال با این فیلم به دنیای سینما بازگشت. داستان فیلم ماجرای دزدیده شدن کیف دستی یک زن توسط یک جیببر درپارکینگ یک فروشگاه بزرگ است، اما یک مرد مسن به کمک او میآید و ماجرا به عشقی متفاوت منجر میشود. در این کمدی رمانتیک «آندره دو سولیر»، «سابین آزما» و «امانوئله دووس» بازی کردهاند.
جایگاه بعدی این فهرست در اختیار «منطقه سبز» فیلمی با بازی مت دیمون است. او در نقش یک افسر باهوش ارتش آمریکا، برای پیداکردن سلاحهای کشتار جمعی به منطقهای خطرناک به نام «منطقه سبز» در عراق اعزام میشود. این فیلم که به عنوان یکی از فیلمهای دلهرهآور و در عین حال سرگرمکننده امسال مطرح است، حتی بیشتر از «مهلکه» که سال پیش اسکار را به خانه برد، میتواند تعلیقآمیز باشد.
«در انتظار سوپرمن» فیلم بعدی منتقد تایم است. این فیلم که کاری از دیوید گوگنهایم است، در جستجوی بهترین معلمهای آمریکا در مدارس دولتی است و از نظرات مردم الهام گرفته است. این مستند که به انتقاد از سیستم مدارس دولتی میپردازد از این جهت شباهتهایی با مستند «بختآزمایی» ساخته مادلین سکلر دارد. در این فیلم کارگردان با تمرکز بر 5 بچه مدرسهای در نیویورک و لسآنجلس، به سیستم تربیتی، نقش والدین و همه چالشهایی که این وسط وجود دارد توجه میکند و گوگنهایم که در سال 2006 با «حقیقت تلخ» برنده اسکار بهترین مستند بلند شد، این بار یک معمای دیگر مطرح میکند، آیا بچههای شما این بخت را پیدا میکنند که به یک مدرسه خوب بروند؟ او میگوید مشکلات را باید حالا حل کرد، نمیتوانیم منتظر ظهور سوپرمن باشیم.
«چهار شیر» اثر کریس موریس درباره یک گروه کوچک از جهادیهای یمنی است که نقشه میکشند تا یک کشتی جنگی را منفجر کنند. آنها قایق کوچکشان را در انفجار از دست میدهند و قایق غرق میشود.
این فیلم از سینمای مستقل بریتانیا است و موریس تاکنون فیلمهای دیگری هم با چنین موضوعی ساخته است. این فیلم با وجود این که کمدی است، اما با توجه به تصمیمهایی که قهرمانانش میگیرند تماشاگر را آزاد میگذارد تا انتخاب کند: کمدی یا وحشتناک یا شاید هم وحشتناک خندهدار. در هر حال چهرههای فیلمهای موریس آدمهایی هستند که بدون این که بخواهند به تروریست بدل میشوند فیلمی چون دکتر استرنج لاو را یادآوری میکنند: کمدیهای سیاسی!
با بررسی این فیلمها میبینیم که «ریچارد کورلیس» منتقد نشریه تایم با این فهرست سعی کرده تا به فیلمهایی که کمتر به آنها توجه شده و از پشتوانه تبلیغات هالیوود برخوردار نبودهاند یاد کند و در عین حال به دیگر کشورها و حتی آثار مستند هم توجه کرده است.
آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم