سلیقه‌ام خنک می‌شود!

جهان فیلم‌بینی من به 2 دوره تقسیم می‌شود: دوره قبل از شکل گیری ایدئولوژی من، که برمی‌گردد به هیجانات روزهای نوجوانی و دوره بعد از آن که مربوط به روزهای ورودم به دانشگاه و تحصیل در رشته تئاتر است.
کد خبر: ۳۷۶۲۱۹

سال‌های آخر دبیرستان را یادم می‌آید که با فیلم «روزی روزگاری آمریکا»، چقدر خوش بودم یا وقتی برای اولین بار «جک نیکلسون» را در «دیوانه از قفس پرید» باور کردم، آن روزها هر 5 سری فیلم‌های «راکی» را پیدا کردم و دیدم، چراکه سینمای وسترن برایم جذاب بود. همه این فیلم‌ها هیجان آن روزهای مرا پاسخ می‌داد. موج فیلم‌هایی مثل «تایتانیک» که از راه می‌رسیدند، در کوتاه زمانی من و همسن‌وسال‌هایم را درگیر می‌کردند و با همان سرعتی که تب و تابشان ما را می‌گرفت، فرو می‌کشیدند. این روزها اما حال و هوای دیگری دارم. بیشتر دوست دارم فیلم‌های سینمای اروپا و سینمای شرق را ببینم. گذشت زمان باعث شده تا جهان‌بینی من نیز تغییر کند و به همان نسبت نگاهم و سلیقه‌ام به سینما تا حد زیادی عوض شود. همین اواخر سری کامل فیلم‌های «کیم کیدوک»، کارگردان کره‌ای را دیدم. همین طور کارهای «کیشلوفسکی» را از نو نگاه کردم.

چیزی که این روزها سلیقه من را خنک می‌کند، این دست فیلم‌هاست. فیلم‌هایی که انسان‌محور بودنشان غالب بر تکنولوژی است. فیلم‌هایی که عرفان و شعر و ادبیات در آنها جاری‌ است. این ایدئولوژی امروز من است و طبیعی است که هر جوانی سلیقه‌اش در طول زمان و براساس هیجاناتش فرق کند تا زمانی که به یک جهان‌بینی ثابت برسد و شاید هم هرگز نرسد!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها