بررسی نقش چین با توجه به اسناد منتشر شده ویکی‌لیکس و بحران اخیر در شبه‌جزیره

پیچیدگی‌ها و ابهامات بازی چین با دو کره

در یکی دو ماه اخیر تنش در شبه جزیره کره رو به افزایش بوده است و از حالت جنگ لفظی بین دو کره به سوی رویارویی نظامی سوق پیدا کرده است. پس از غرق ناو چئونان به نظر می‌رسید که رایزنی‌های دیپلماتیک از تنش‌ها بکاهد و موضوع دیدار خانواده‌های کره‌ای دور افتاده از هم پس از جنگ شبه‌جزیره موجب گرمی روابط شود، اما برگزاری رزمایش مشترک کره جنوبی و آمریکا در منطقه موجب شد که تهدیدات، حالت جدی به خود گیرد و بمباران جزیره یونگ پیونگ و کشته شدن دو نظامی کره جنوبی و به دنبال آن تیراندازی متقابل، نگرانی‌ها در قبال شبه جزیره را افزایش داد. پیونگ یانگ برگزاری رزمایش مشترک آمریکا با کره جنوبی و ژاپن را تهدیدی برای خود و بی ثباتی منطقه اعلام کرد. از طرفی مقامات سئول تحرکات هسته‌ای کره شمالی و حمله به جزیره یونگ پیونگ را عاملی برای برگزاری رزمایش و ارسال پاسخی به پیونگ یانگ ارزیابی کرد. این در شرایطی بود که بسیاری از کشورهای جهان از جمله روسیه تاکید کردند که حل مساله شبه جزیره کره باید از طریق دیپلماتیک و سیاسی انجام گیرد و هیچ گونه گزینه نظامی عاقلانه نخواهد بود. با این حال وزیران امور خارجه کره جنوبی، ژاپن و آمریکا طی نشستی با صدور بیانیه‌ای از چین درخواست کردند که با ایفای نقش و داشتن نفوذ بر کره شمالی به تثبیت آرامش در شرق آسیا کمک کند. بر همین اساس، ژو فنگ، مدیر مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک دانشگاه پکن طی مقاله‌ای به ارزیابی شرایط و روابط بین چین و کره شمالی پرداخته است.
کد خبر: ۳۷۵۳۷۳

افشای محرمانه روابط کشورها توسط مدیران سایت ویکی لیکس طی دو ماه اخیر موجب شد،روابط کره شمالی و چین نیز از این قاعده مستثنی نباشد. طبق اسناد منتشر شده، چین برای اتحاد بین دو کره تلاش می‌کند. افشای این اسناد موجب شد که به صورت غیرمنتظره‌ای این موضوع به هم بخورد و چین به دنبال باجگیری از این کشور باشد؛ تحلیل این روابط بین دو کشور تا حدودی مبهم و متناقض شده است.

باید بگویم روابط دیپلماتیک از نوع آمریکایی در سال 2004 و 2010 و انتشار اسناد محرمانه توسط ویکی لیکس شامل اطلاعات قابل توجهی در مورد سیاست اتخاذ شده کره شمالی با چین است. این گریزها یک موقعیت ناگهانی را برای چین به وجود آورد که موضوع اتحاد بین دو کره را بپذیرد. با این حال تناقضی کامل در عملکرد چین ایجاد شده است: اولا چین هیچ‌گاه موضوع غرق شدن ناو جنگی چئونان کره‌جنوبی که گفته می‌شود توسط کره شمالی صورت گرفته را محکوم نکرد، همچنین در حمله اخیر کره شمالی و بمباران جزیره یونگ پیونگ نیز موضعی در این قبال اتخاذ نکرد.

نکته قابل توجه دیگر این‌که چین قبل از حمله هوایی کره شمالی به جزیره یونگ پیونگ، پیشنهاد داد مذاکرات شش جانبه (آمریکا، چین، ژاپن، روسیه، کره جنوبی با همراهی سازمان ملل) به صورت فوری در مورد پرونده هسته‌ای کره شمالی از سرگرفته شود. اما به دلیل تحرکاتی که از سوی کره شمالی صورت گرفت و تهدیدات لفظی هیچ کشوری حاضر نشد که در راه برقراری صلح قدم بگذارد.

اما این سوال مطرح می‌شود که چرا چین پس از تحرکات نظامی کره شمالی هیچ گاه به دنبال کنترل آن بر نیامده است؟ دلیلی که در این زمینه می‌توان گفت، چنین بود که چین نمی‌خواهد این دولتی که در کره شمالی سر کار است را از سر خود بازکند. به نظر می‌رسد چین باید از دودمان و خاندان کیم جونگ ایل نیز حمایت کند؛ به هر صورت اتحاد و ایجاد کره یکپارچه موضوعی است که چین به آن توجه دارد و این اتحاد می‌تواند منافع امنیتی این کشور را بدون این‌که به خطر بیفتد، تامین کند.

برخی عقیده دارند کره شمالی در زمان انجام اقدامات تحریک‌آمیز خود مثل آزمایش بمب هسته‌ای، پرتاب موشک‌های دوربرد، رسانه‌ای شدن ساخت کارخانه ساخت اورانیوم غنی شده و کشتن سربازان ارتش کره جنوبی، کاری می‌کرد که چین تحت دیپلماسی آتشین و تند پیونگ‌یانگ قرار گیرد. ابهام تاریخی رویارویی دو کره و عدم حل مشکلات شبه جزیره، این موضوع را به موضوع روز جامعه جهانی تبدیل کرده است که چین از این طریق منافع خاص خود را دنبال می‌کند. اما این منافع به سختی قابل توصیف است، زیرا میزان مبادلات تجاری چین با کره جنوبی 70برابر آن چیزی است که با کره شمالی در حال مبادله است و به همین دلیل اگر چین به درستی به دنبال سودجویی و حفظ منافع خود باشد قاعدتا باید به سمت کره جنوبی توجه بیشتری داشته باشد.

از طرفی دیگر، چین هیچ منفعتی برای ایجاد جنگ سرد دیگر در شرق آسیا به دست نمی‌آورد، به دلیل این‌که خلع سلاح هسته‌ای باید به صورت ناگهانی در این منطقه انجام شود و چین باید نقش موثر و مهمی را برای متوقف کردن تحرکات هسته‌ای کره شمالی انجام دهد که این موضوع بر کسی پوشیده نیست.

اما موضوع خلع سلاح هسته‌ای کره شمالی و طفره‌های چین در این مورد و حمایت‌های صورت گرفته از پیونگ یانگ، نگرانی‌هایی در زمینه شکل گیری جنگ سرد را بین مقامات کره جنوبی، آمریکا و ژاپن ایجاد کرده است. کره جنوبی در زمینه عزم چین برای تسلط بر کره شمالی اعتماد دارد و به همین دلیل با آرامش بیشتری به دنبال توسعه روابط و تقویت آن با آمریکا همچنین همکاری‌های سیاسی با ژاپن است.

به نظر می رسد اگر جلوی تحرکات کره شمالی گرفته نشود و اگر اختیارات چین در زمینه کنترل دولت پیونگ یانگ در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای محدود شود، در این شرایط رقیبان استراتژیک شرقی می‌توانند حول محور آمریکا، ژاپن و کره جنوبی مقابل ائتلاف چین و کره شمالی قرار گیرند و آنگاه شرایط چین متفاوت خواهد شد.

شاید چین اتفاقات پیش آمده در چند ماه اخیر را نادیده گرفته باشد. ایدئولوژی چین متاسفانه نقش اساسی را در قبال حمایت از کره شمالی ایفا می‌کند. هرچند که چین روابطش را با پیونگ‌یانگ متعادل کرده است، اما سیاست و کنش متقابل پکن با پیونگ‌یانگ در یک نوع رفاقت بیمارگونه آمیخته شده است. به عنوان مثال در ماه اکتبر و در شصتمین سالگرد جنگ بین دو کره معاون رئیس‌جمهور چین، ژی ژین پینگ (به احتمال زیاد جانشین هو جین تائو، رئیس جمهور فعلی) از نبرد افتخارآمیز و هجوم به نوآوری‌های آمریکایی تمجید کرد.

دو کشور البته تفاوت‌های زیاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارند. به نظر می‌رسد رهبران چین نمی‌توانند کره شمالی را از خود جدا کنند. آنها نباید فراموش کنند ارزش‌های دیپلماتیک، شیوه‌ای است که توسط مذاکره و گفت‌وگوی رسمی به عنوان چکشی موثر در روابط با دیگر کشورها به‌کار گرفته می‌شود. هر چند این اقدام می‌تواند مقابل نیروی قوی همچون کره شمالی به کار گرفته می‌شود.

نباید فراموش کرد که نوع رفتار رهبران چین درقبال کره شمالی بیشتر به صورت عاطفی برای مردم کره شمالی معنا می‌شود. مسوولان چینی می‌دانند که کره شمالی یکی از وزنه‌های عظیم برای آنهاست، همچون والدینی که فرزند آنها دچار رذالت و خطا شده باشد، اما در عین حال از آن حمایت می‌کند.

سیاست کره شمالی در شرایط کنونی به دلیل تحرک دیپلماتیک چین شکل گرفته است. پیونگ یانگ تاکید دارد که این سیاست هرگز تغییر نمی‌کند، اما تغییری که رهبران چینی انتظار دارند، از طریق خروج از شیوه‌ متناقض رفتاری آنها حاصل خواهد شد.

به هر صورت رفتارهای کره شمالی در قبال دیگر کشورها و تهدیدات نظامی و در پاره‌ای موارد، تهدیدات هسته‌ای نگرانی‌هایی را به وجود آورده است و به نظر می‌رسد که دور شدن چین از پیونگ یانگ در حال تعمیق یافتن است.

در پایان باید بگویم که محاسبات چینی در مورد کره شمالی باید همچنان پیچیده باقی بماند، اگر چه خطراتی توسط رفتار کره شمالی در قبال همسایه جنوبی و دیگر کشورها دیده می‌شود. به هر صورت در این زمینه همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند نگرانی‌های چین را کاهش دهد، اما چین باید بپذیرد که کره شمالی نیز سوءاستفاده از شرایط را باید کنار بگذارد و این امر تنها با واقعگرایی، خوش‌بینی در روابط دیپلماتیک و همکاری نائل می‌شود.

اکونومیست / مترجم: محمدرضا موحدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها