گفت و گو با کوروش باقری، سرمربی موفق تیم ملی وزنه‌برداری

برای 2 طلای المپیک از امروز برنامه دارم

نهم خرداد امسال بود که با حضور در اتاق سرپرست فدراسیون وزنه‌برداری با حسین رضازاده دست دوستی دوباره داد. کوروش باقری از همان روز به عنوان سرمربی تیم ملی وزنه ‌برداری معرفی شد تا در مسیری که خودش می‌دانست ناهمواری‌های زیادی دارد برای موفقیت گام بردارد. در همان عصر بهاری، مراسم معارفه کوروش باقری در شرایطی برگزار شد که او برای تمامی اردونشینان چهره‌ای آشنا بود، اما خودش بسیاری از آنها را نمی‌شناخت؛ البته این برایش مهم نبود چون آمده بود تا به وزنه‌برداری کمک کند، آن هم در فضایی که خیلی‌ها می‌گفتند شانس موفقیت کم است. او در بدترین شرایط ممکن آمده بود، اما به قول خودش فقط می‌خواست حسن نیتش را ثابت کند که خیلی زود هم این کار را کرد. تیم ملی وزنه‌برداری ایران فقط سه، چهار ماه کوروش باقری را بالای سر خود دید که در مسابقات قهرمانی بزرگسالان جهان در آنتالیا درخشید و بعد هم نوبت به بازی‌های آسیایی رسید تا بار دیگر شاهد درخشش شاگردان این مربی در گوانگجو باشیم. باقری از همان روز اولی که به عنوان سرمربی، قدم به سالن تمرین وزنه‌برداری گذاشت، اهداف بزرگی در سر داشت که آخرین آنها موفقیت در المپیک 2012 لندن است. او در این مسیر، موفقیت در مسابقات جهانی و بازی‌های آسیایی را هم گنجانده بود، اما هدف اصلی‌اش همان المپیک بود و حالا مصمم‌تر از قبل، از همان هدف نهایی می‌گوید؛ کسب 2 مدال طلا در المپیک 2012. برای خیلی‌ها این ادعا و حرف‌هایی از این دست که وزنه‌برداری ایران باید تا سال آینده یکی از 3 تیم برتر دنیا باشد، در روزهای اولی که باقری آمده بود غلوآمیز می‌نمود، اما حالا کمتر کسی را می‌توان سراغ گرفت که به تحقق این اهداف امیدوار نباشد. کوروش باقری بدون شک یکی از ارکان تاثیرگذار موفقیت وزنه‌برداری ایران در مسیر تازه‌ای است که این رشته پرافتخار با مدیریت جدید آن در پیش گرفته است.با این مربی بلند پرواز در پایان بازی‌های آسیایی گوانگجو ساعتی همکلام شده‌ایم که در پی می‌آید.
کد خبر: ۳۷۴۹۹۹

6 ماه از حضورت در راس تیم ملی می‌گذرد و حالا به روشنی می‌توان در مورد عملکرد کوروش باقری در وزنه‌برداری صحبت کرد.

برای من یادآوری تک‌تک روزهای این 6 ماه شیرین است. روزهای تردید آمیز اول، تلاش برای ساختن تیمی قدرتمند، حمایت‌های فدراسیون، عزم جدی ملی‌پوشان و بالاخره رسیدن به موفقیت‌هایی که از نظر خیلی‌ها محال بود.در این مسیر روزهای سختی بر من گذشت، اما فکر می‌کنم در همین مدت کوتاه به همه اهدافی که انتظارش را داشتم، رسیدم.

یک ماه پیش و در همین روزها بود که شاهد برگزاری رقابت‌های وزنه‌برداری بازی‌های آسیایی گوانگجو بودیم. ارزیابی خودت از عملکرد شاگردانت در این بازی‌ها چیست؟ می‌خواهم بدانم آن چیزی که در خلوت خودت قبل از بازی‌های آسیایی به آن فکر می‌کردی همین یک طلا، 2 نقره و یک برنز بود یا... .

باید بگویم انتظار من از تیمی که به گوانگجو برده بودم تقریبا همین بود. من پیش از گوانگجو گفته بودم به دنبال این هستیم که نتیجه‌ای بهتر از دوحه کسب کنیم که خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد.

اما ما در دوحه فقط یک طلا به دست آورده بودیم و با توجه به درخشش وزنه‌برداری ایران در رقابت‌های جهانی آنتالیا، این که در گوانگجو بهتر از دوحه باشیم، کمترین انتظار ممکن بود.

به هر حال باید واقع بین بود. من این سوال را از بسیاری از خبرنگارانی که در این مدت با من تماس گرفتند پرسیدم که اگر 7 ماه پیش کوروش باقری می‌گفت تیم ملی وزنه‌برداری در گوانگجو 4 مدال می‌گیرد، آیا شما به این صحبت نمی‌خندید؟! و اکثر آنها به من گفتند این صحبت در 7 ماه پیش بیشتر شبیه یک شوخی بود تا واقعیت. البته من باور دارم که پتانسیل وزنه‌برداری ایران خیلی بیشتر از اینهاست، اما این هم یک واقعیت است که ما در تمام سال‌های پس از انقلاب، هیچ‌گاه در رقابت‌های وزنه‌برداری بازی‌های آسیایی بیشتر از یک مدال طلا نگرفته بودیم. با این حال در همین گوانگجو اگر مرتضی رضائیان با کمی تمرکز بیشتر وزنه می‌زند و مدال طلایی را که در چنگش بود به خاطر 300 گرم اضافه وزن از دست نمی‌داد، الان همین تیم جوان لقب بهترین تیم وزنه‌برداری ایران را می‌گرفت.

پس کوروش باقری به طور کامل از نتیجه تیمش در گوانگجو راضی است.

باید هم راضی باشم. ایوانف بلغاری که استاد من بوده با حقوق ماهیانه چند هزار دلار و چند سال کار، همین نتیجه‌ای را گرفت که من طی چهار، پنج ماه حضور در تیم ملی با دستمزدی که اصلا قابل مقایسه با او نیست، گرفتم. من نمی‌خواهم خودم را با ایوانف مقایسه کنم، چون همان طور که گفتم او را نه در بحث مدیریتی که در بحث فنی، استاد خودم می‌دانم و حتی قهرمانی خود را مدیون او هستم. اما اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، با توجه به این‌که نیمی از نفرات تیم صاحب مدال شده‌اند، در نتیجه‌گیری خوب عمل کرده‌ایم. فراموش نکنید این موفقیت‌ها در شرایطی به دست آمد که 7 ماه پیش خیلی از کسانی که خود را از جنس وزنه‌برداری می‌دانند، می‌گفتند در این فدراسیون را باید تخته کرد.

اما شاید به تعبیری همین انتقادها کمک کرد تا وزنه‌برداری پس از سال‌ها دوباره در مسیر موفقیت حرکت کند؟

من این را قبول ندارم، چون آنهایی که این گونه خود را مقابل فدراسیون قرار داده‌اند فقط نیت‌شان تخریب است. من می‌خواهم بدانم اگر مثلا قرار بود حرف این منتقدان را گوش می‌کردیم و در فدراسیون وزنه‌برداری را می‌بستیم، آیا همین آقایان می‌توانستند جوابگوی این جوانانی باشند که الان در جهانی و آسیایی صاحب مدال شدند؟ پس نباید همه مسائل را یک سویه مورد توجه قرار داد. همه دوستانی که برای وزنه‌برداری دایه مهربان‌تر از مادر بودند و نظر می‌دادند در این فدراسیون را باید بست تا درست شود، حالا کجا هستند که ببینند نه تنها در فدراسیون را نبستیم، بلکه مدال گرفتیم و همه چیز هم درست شده است.

وزنه‌برداری سال خوبی را سپری کرد و حالا سوال بزرگ این است که آیا شرایط وزنه‌برداری ایران از موقعیتی که امروز دارد بهتر خواهد شد یا خیر؟!

شک نکنید اگر به این باور برسم که حد آخر وزنه‌برداری ایران این است، همین فردا استعفا می‌کنم و می‌روم. من تا وقتی حمایت حسین رضازاده را پشت سرم احساس کنم با قدرت به کارم ادامه می‌دهم و در این مسیر با هر کسی هم که احساس کنم از خط مشی تعیین شده خارج شود، برخورد خواهم کرد. فرقی هم نمی‌کند که آن شخص ورزشکار باشد یا مربی.

این صحبت تداعی‌کننده اختلافاتی است که پس از بازی‌های آسیایی میان کوروش باقری و محمد علی فلاحتی‌نژاد مطرح شد. بحث مرخصی اجباری و ایجاد تغییرات احتمالی در کادر فنی تا چه حد صحت دارد؟

باقری: معتقدم روش زندگی اردویی ورزشکاران تابع یک سری بایدها و نبایدهاست. مواردی که خود من در دوران قهرمانی‌ام آنها را رعایت نمی‌کردم و همین مسائل هم مانع موفقیت‌های بیشتر من در وزنه‌برداری شد

هیچ کس عاری از ایراد نیست؛ نه من، نه علی و نه هرکس دیگری. به هر حال من برای کارم در تیم ملی اصولی قائلم که خودم را هم موظف به رعایت آنها می‌دانم. من رک و رو راست می‌‌گویم فلاحتی‌نژاد واقعا زحمات زیادی در تیم ملی کشیده اما یک سری ایراداتی هم در رفتارش هست که من در عالم رفاقت و دوستی آنها را به او گوشزد کرده‌ام. در این میان بحث مرخصی اجباری هم مطرح نیست، چون من در همان گوانگجو تصمیم گرفتم علی یک ماه استراحت کند. در مورد ترکیب کادر فنی و تغییرات احتمالی هم آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد، چون هنوز تصمیمی در این باره نگرفته‌ام.

آیا شرایط حاکم بر اردوی تیم ملی وزنه‌برداری هم نسبت به آنچه قبل از گوانگجو شاهد آن بودیم، تغییراتی خواهد داشت؟

به طور کلی من انتظار محال و غیرقابل دسترسی از وزنه‌برداران نمی‌خواهم. همه اردونشینان موظف به انجام برنامه‌های تمرینی‌شان هستند و در کنار آن یک چارچوب کلی هم برای زندگی درون اردوی آنها قائلم. من معتقدم روش زندگی اردویی ورزشکاران تابع یک سری بایدها و نبایدهاست. مواردی که خود من در دوران قهرمانی‌ام آنها را رعایت نکردم و همین مسائل هم مانع موفقیت‌های بیشتر من در وزنه‌برداری شد. سختگیری من هم الان دقیقا روی همان موارد است و مطمئن باشید از اینجا به بعد، این سختگیری بیشتر هم خواهد شد.

کسانی که می‌خواهند به اردوی تیم ملی بیایند و اعتقاد دارند پوشیدن دوبنده تیم ملی حق آنهاست، باید خود را ملزم به رعایت این بایدها و نبایدها بدانند. در این فضا دیگر نام ورزشکار برای من اهمیتی ندارد؛ یعنی از بهداد سلیمی که قهرمان جهان شده و بهترین وزنه‌بردار حال حاضر ایران است تا حامد مجیدی که در بازی‌های آسیایی گوانگجو اوت کرد و حتی آن وزنه‌بردار جوانی که برای اولین بار قدم به اردوی تیم ملی می‌گذارد همه باید در رعایت اصول زندگی درون اردویی مثل هم باشند.

در شرایطی که خیلی از مربیان به این مسائل ورود نمی‌کنند، آیا این سخت گرفتن به ورزشکار در زمان حضور در اردوی تیم ملی واقعا لازم است؟

ببینید، من اعتقاد دارم اولین دروازه برای رسیدن به رکوردهای بالاتر در وزنه‌برداری رعایت همین نظم و انضباط اردویی است. این را برای آن دسته از وزنه‌بردارانی می‌گویم که فکر می‌کنند اگر رکورد خوبی برای آنها به ثبت می‌رسد بی‌ارتباط با رعایت این مسائل است. شما به همین رقابت‌های گوانگجو نگاه کنید. اصغر ابراهیمی و سجاد انوشیروانی بهترین وزنه‌های عمرشان را زدند، مرتضی رضائیان هم همینطور و مهدی پانزوان هم که دو، سه سال از رقابت‌های بین‌المللی کنار رفته بود فقط با اختلاف یک کیلوگرم دستش از مدال کوتاه ماند. شما فکر می‌کنید آنها با تمرین در اردویی فاقد نظم و انضباط هم می‌توانستند اینچنین موفق باشند؟! هرچند گفتن این موضوع ناراحتم می‌کند، اما باید بگویم اگر خودم نیز همین مواردی را که از شاگردانم می‌خواهم در زمان جوانی رعایت می‌کردم الان پنج، شش برابر موفق‌تر از این بودم.

آیا آن زمان کسی با حساسیت‌های کوروش باقری الان نبود که این بایدها و نبایدها را به تو بگوید؟

بدون اغراق می‌گویم آن زمان هیچ کس نبود که راه درست را به من نشان بدهد. اگر دروغ می‌گویم مربیانی که آن زمان در تیم ملی بالای سرم بودند بیایند و واقعیت را بگویند. متاسفانه به هیچ وجه شرایط آن زمان مثل الان نبود.

اما خیلی‌ها زمان ایوانف را زمان آغاز رشد و شکوفایی وزنه‌برداری ایران می‌دانند.

بله، من هم قبول دارم. با آمدن ایوانف به ایران حرکتی تازه در وزنه‌برداری شروع شد و طرز فکری جدید همه چیز را تحت تاثیر قرار داد، اما متاسفانه بعد از ایوانف این حرکت ادامه پیدا نکرد. به عبارتی همین مسائلی را که من الان روی آنها پافشاری دارم و به نظر مسائل ساده و پیش پا افتاده‌ای هستند را کسی به وزنه‌برداران گوشزد نمی‌کرد و چه بسا خود مربیان هم شرایطی را فراهم می‌کردند که ما وزنه‌برداران بی‌نظم‌تر شویم!

یکی از صحنه‌های فراموش نشدنی بازی‌های آسیایی گوانگجو زمانی بود که بهداد سلیمی روی تخته نقش بر زمین شد.

فکر می‌کنم این اتفاق کاملا طبیعی بود. بهداد 10 کیلو وزن کم کرده بود و در روز مسابقه به لحاظ جسمانی آماده نبود.

خود بهداد چقدر مقصر بود در این اتفاقی که برایش افتاد؟

یک قهرمان علاوه بر این‌که در زندگی ورزشی‌اش باید حرفه‌ای باشد در زندگی شخصی هم باید حرفه‌ای عمل کند. البته از نظر من، بهداد یکی از منضبط‌ترین اردونشینان تیم ملی است، اما یک سری مسائل در زندگی شخصی هر فردی هست که یک ورزشکار باید خود را ملزم به انجام آنها بداند. من هشدارهای زیادی در مورد سرماخوردگی به بهداد سلیمی داده بودم، چون ورزشکاران زیادی را دیده بودم که بدنی آماده داشتند اما در آستانه مسابقات با یک ویروس جزئی مریض شدند و به همین راحتی شانس کسب یک مدال جهانی یا آسیایی را از دست دادند. شما فکر می‌کنید در یک مسابقه، تفاوت نفر اول با کسی که روی سکو نمی‌رود چقدر است؟ بعضی اوقات فقط یک یا 2 کیلو و در چنین شرایطی یک بیماری کوچک کافی است تا یک قهرمان، شانس رفتن روی سکو را از دست بدهد. با این حال خوشحالم که این اتفاق در گوانگجو برای بهداد سلیمی افتاد نه در میدان بزرگ‌تری چون مسابقات جهانی.

من فکر می‌کنم این انتقاد به کادر فنی و شخص کوروش باقری وارد باشد که با وجود آگاهی از وضعیت جسمانی بهداد سلیمی و سرماخوردگی‌اش، در همان حرکت اول یک ضرب، وزنه سنگین 201 کیلویی را برای او انتخاب کرد.

من این طور فکر نمی‌کنم، چون بهداد سلیمی 2 هفته قبل از بازی‌های گوانگجو در حرکت یک ضرب وزنه 214 کیلویی را بالای سر برده بود.

اما بهداد آن وزنه را در تمرین بالای سر برده بود، آن هم در شرایطی که ویروس سرماخوردگی در بدنش نبود.

به هر حال یک قهرمان دنیا باید در چنین مواقعی تفاوت‌هایش را با دیگر ورزشکاران نشان دهد. بهداد سلیمی باید عادت کند که دیگر وزنه اولش در مسابقات جهانی و آسیایی نباید زیر 200 کیلوگرم باشد. او از این به بعد نباید به وزنه‌های کمتر از این فکر کند،چون در غیر این صورت پیشرفت نخواهد کرد. البته این توضیح را هم بدهم که بهداد در جریان رقابت‌های گوانگجو از نظر روانی کاملا آماده بود و اگر بدنش در روز مسابقه تحلیل نمی‌رفت آن اتفاقات هم روی تخته نمی‌افتاد و بدون استرس طلا می‌گرفت.

اما ظاهرا قسمت این بود که همه استرس بگیرند تا بهداد طلایی شود. به عنوان سرمربی تیم ملی چه احساسی داشتی زمانی که بهداد با آن مشکل غیرقابل پیش‌بینی مواجه شد و وزنه‌بردار کره‌ای هم برای حمله به طلا، وزنه 251 کیلویی را درخواست کرد؟

شک نکنید که من هم استرس زیادی داشتم، چون یک درصد هم با خود می‌گفتم نکند این وزنه را بزند. البته من به بهداد تاکید کرده بودم که حتما وزنه 241 را بزند تا خیالش از بابت طلا راحت شود که همین گونه نیز شد و وزنه 251 کیلویی برای کره‌ای خیلی سنگین تر از آنی بود که تصورش می‌شد.

پیش‌بینی چنین شرایطی را می‌کردی؟

به هیچ عنوان! درست است که بدن بهداد به دلیل بیماری تحلیل رفته بود، اما تفاوت یک قهرمان بزرگ و یک قهرمان معمولی در چنین مواقعی مشخص می‌شود و من این را بارها به شاگردانم گفته‌ام. به عبارتی اتکای یک ورزشکار فقط نباید به توان جسمانی‌اش باشد، چون او برای رسیدن به این سطح از آمادگی ماه‌ها تمرین کرده و در روز مسابقه این مسائل روحی ـ روانی هستند که بیشتر از 50 درصد تاثیرگذار می‌شوند و کمک می‌کنند که ورزشکار بتواند رکوردهایی را که در تمرینات زده، دوباره تکرار کند.

تا قبل از مسابقه بهداد سلیمی در گوانگجو همه جا صحبت از این بود که او می‌خواهد رکورد جهانی حسین رضازاده را بشکند که در عمل اتفاق دیگری افتاد. به عنوان سرمربی تیم ملی می‌خواهم بگویی واقعا تصمیمی بر شکستن رکورد رضازاده در اردو وجود داشت یا همه‌اش یک مانور رسانه‌ای بود برای کاهش حرف و حدیث‌های به وجود آمده در مورد رکوردهای رضازاده!؟

الان که این را می‌پرسید باید اعتراف کنم اصلا یکی از دلایلی که من برای بهداد سلیمی در همان حرکت اول وزنه 201 کیلویی را انتخاب کردم همین بود که او شانس رکوردشکنی داشته باشد. من با بهداد صحبت کرده بودم و قرار بود او در وزنه دوم، 206 کیلوگرم را بالای سر ببرد و در حرکت سوم هم با انتخاب وزنه 214 کیلویی به رکورد جهان حمله کند.

و چقدر باور داشتی که این اتفاق بیفتد؟

خب با توجه به این‌که بهداد سرماخورده بود و ما مجبور شده بودیم بالای 6 تا پنیسیلین به او بزنیم، خودم شک داشتم که او بتواند چنین کاری انجام دهد. البته من مطمئنم بالاخره رکورد حسین رضازاده شکسته خواهد شد و خودم خیلی راغب هستم که این اتفاق هرچه زودتر بیفتد.

در گوانگجو، جدای موفقیت کلی تیم، وزنه‌برداران جوانی هم بودند انتظارات را برآورده نکردند؛ یاسر دادوند و حامد مجیدی. در مورد عملکرد آنها چه توجیهی وجود دارد؟

شاید باورتان نشود، ولی من همان روز که این دو وزنه‌بردار را برای اولین مسابقه بین‌المللی عمرشان جهت حضور در رقابت‌های سنگینی چون بازی‌های آسیایی گوانگجو انتخاب کردم آمادگی این را هم داشتم که پاسخگوی نتایج آنها باشم.

اتفاقا بابت مجیدی و دادوند در همین مدت انتقادهای زیادی شنیدم و خیلی‌ها به من گفتند با توجه به این صحبت که گفته بودی با خودت توریست به گوانگجو نمی‌بری چرا شاهد عملکرد ضعیف آنها در بازی‌های آسیایی بودیم؟ از نظر من توریست کسی نیست که نتواند مدال بگیرد، بلکه کسی است که شانس کسب مدال را نداشته باشد. هر
8 وزنه‌برداری که من با خودم به گوانگجو برده بودم با توجه به رکوردهای تمرینی‌شان و رکوردهای حریفان شانس مدال داشتند، ولی خب در روز مسابقه فقط زور و تکنیک مهم نیست و ورزشکار باید به لحاظ روحی ـ روانی هم بتواند این آمادگی را در خودش ایجاد کند. در این میان درصد کوچکی را مربی و اطرافیان تیم می‌توانند به ورزشکار القا کنند، اما درصد بزرگ‌تر برمی‌گردد به شرایط درونی خود ورزشکار.

ما ورزشکارانی داریم که در همان مسابقه بین‌المللی اولشان جسور و فوق‌العاده ظاهر می‌شوند که نمونه‌اش همین بهداد سلیمی است. در مقابل عده‌ای دیگر هم هستند مثل مجیدی و دادوند که خودشان را قبل از اولین مسابقه بزرگشان می‌بازند. من به شخصه انتظار بیشتری از این دو وزنه‌بردار داشتم، اما از آنها ناامید نیستم و همین جا می‌گویم هنوز هم جزو نامزدهای حضور در اردوی تیم ملی هستند. این وظیفه من مربی است که ایرادهای آنها را برای مسابقات بزرگ بعدی برطرف کنم.

قبول داری از اینجا به بعد کارت به عنوان سرمربی تیم ملی وزنه‌برداری سخت تر از گذشته است؟ از این نظر می‌گویم که تا قبل از گوانگجو عنوان می‌شد باقری فقط چند ماه است که آمده، اما برای سال آینده انتظارات از تیمی که تو سرمربی‌اش هستی بیشتر می‌شود.

این حرف را قبول دارم. هرچند ایوانف در سال 1995 آمد و پس از 5 سال در المپیک 2000 سیدنی موفق شد، اما من معتقدم در یک سال و نیم هم می‌توان به موفقیت‌های بزرگی دست یافت. البته این به شرطی است که همه آن شرایط مورد نظر فراهم باشد که خدا را شکر تا الان این گونه بوده است.

کوروش باقری از اینجا به بعد چقدر تغییر خواهد کرد؟ آیا به دنبال این هستی که دانش روز مربیگری‌ات را ارتقا دهی؟

صددرصد، چرا که علم مربیگری در وزنه‌برداری خیلی پرشتاب تر از دیگر رشته‌های ورزشی در حرکت است. البته در اصول کار، نیاز به ایجاد تغییرات نیست، چون طرز فکر و نگرش کلی من تغییر نخواهد کرد، اما در جزئیات تمرینات، حتما شاهد تغییراتی خواهیم بود. در بحث علم دارویی هم نیاز به دانش روز است. شما فکر می‌کنید همین گرفتاری‌هایی که سال گذشته برای وزنه‌برداری ایران ایجاد شد نشات گرفته از چه مسائلی بود؛ البته نمی‌خواهم شخص خاصی را مقصر بدانم اما این هم درست نیست که وقتی ورزشکار ما قهرمان می‌شود، فقط به دنبال این باشیم که در کنار او جلوی دوربین‌های مختلف عکس یادگاری بگیریم و بعد هم او را به حال خودش رها کنیم.

بدون شک اردوی منسجم تیم ملی نقش اصلی را در موفقیت‌های اخیر وزنه‌برداری ایفا کرد، اما برای تداوم این موفقیت‌ها شاید یک اردوی بدون پشتوانه گره‌گشا نباشد. در این میان یک لیگ پویا چقدر می‌تواند به کادر فنی تیم ملی در ساختن تیمی قدرتمند کمک کند؟

من می‌توانم نظرم را در مورد داشتن یک لیگ خوب این گونه بیان کنم که قطعا می‌تواند به تیم ملی کمک کند، اما به عنوان سرمربی تیم ملی معتقدم هر کس باید وظیفه خودش را انجام دهد. یعنی هم من باید کارم را به بهترین شکل انجام دهم، هم آن کسی که مسوول سازمان لیگ است و هم دیگر ارکان فدراسیون. به واقع اگر می‌خواهیم این موفقیت‌ها مثل زمان ایوانف مقطعی نباشد باید کل وزنه‌برداری حرکت کند. از رئیس فدراسیون گرفته تا روسای هیات‌های وزنه‌برداری استان‌ها، باشگاه‌ها، مربیان و خود ورزشکاران.

چه شد که به حفظ سمت به عنوان سرمربی تیم وزنه‌برداری جوانان انتخاب شدی؟

باقری: ایوانف بلغاری که استاد من بوده، با حقوق چند هزاردلاری و چند سال کار، همین نتیجه‌ای را گرفت که من طی چهار، پنج ماه حضور در تیم ملی با دستمزدی که اصلا قابل مقایسه با او نیست، گرفتم

این تصمیمی بود که در همان گوانگجو گرفته شد. ما تیمی را با خود به مسابقات جهانی آنتالیا و بازی‌های آسیایی گوانگجو بردیم که بیشتر آنها را نفرات جوان تشکیل می‌دادند که این خود نشانگر لزوم هماهنگی بیشتر میان اردوی تیم‌های ملی بزرگسالان و جوانان است. ما در تیم بزرگسالان کیانوش رستمی را داریم که هنوز به لحاظ سنی شرایط حضور در رقابت‌های جهانی جوانان را دارد. مرتضی رضائیان و بهداد سلیمی هم نفراتی هستند که بتازگی از رده سنی جوانان خارج شده‌اند ضمن این‌که بقیه نفرات هم جز دو، سه وزنه‌بردار جوان هستند. به همین خاطر حسین رضازاده مسوولیت هر دو تیم را به من واگذار کرد تا از هم‌اکنون برای المپیک 2012 برنامه‌ریزی کنیم.

این مسوولیت جدید باعث کاهش تمرکزت برای آماده‌سازی تیم ملی بزرگسالان وزنه‌برداری نخواهد شد؟

این موضوع زمانی صدق می‌کرد که تیم ملی بزرگسالان و تیم جوانان، 2 تیم کاملا مجزا بودند، اما الان که 50 درصد از نفرات حاضر در تیم ملی بزرگسالان را همین وزنه‌برداران جوان تشکیل می‌دهند، حضور من در راس تیم جوانان نه تنها مشکل ساز نخواهد شد، بلکه کمک می‌کند ما در رده سنی بزرگسالان هم تیمی آماده‌تر از قبل داشته باشیم. من از همین دی ماه به شخصه رقابت‌های لیگ وزنه‌برداری جوانان و مسابقات قهرمانی کشور را بدقت زیر نظر خواهم گرفت تا هیچ وزنه‌بردار شایسته‌ای برای حضور در اردو از قلم نیفتد. البته وزنه‌برداران جوان هم باید بدانند برای انتخاب شدن فقط توانایی‌های فنی آنها ملاک قرار نمی‌گیرد، بلکه به لحاظ اخلاقی هم باید الگو باشند، چون نظم و انضباط حاکم بر اردوی جوانان به مراتب بیشتر از آن چیزی خواهد بود که در اردوهای تیم ملی بزرگسالان شاهد بودیم.

اردوی بعدی تیم ملی از چه زمان آغاز می‌شود؟

از دهم دی ماه و 3 روز پس از پایان رقابت‌های وزنه‌برداری قهرمانی جوانان کشور در ورامین. این اردو استارت ما برای بازی‌های المپیک 2012 لندن خواهد بود. من برنامه‌ای 84 هفته‌ای را تا روز آغاز رقابت‌های وزنه‌برداری المپیک لندن تدوین و به فدراسیون ارائه کرده‌ام که شروع آن از همین اردوی جوانان است. در این اردو امکان دارد از چند نفر از وزنه‌برداران بزرگسال هم دعوت کنم، اما نفراتی که میانگین سنی بالاتری دارند در اردوهای بعدی به تیم ملی ملحق خواهند شد.

و سوال پایانی، آیا وزنه‌برداری ایران با کوروش باقری می‌تواند در المپیک موفق باشد؟

من روی همان حرفی که در روز اول حضورم در اردوی تیم ملی گفتم، هستم. ما باید در رقابت‌های جهانی پاریس روی سکو برویم. هدف‌گذاری ما هم رقابت‌های المپیک 2012 لندن است؛ رقابت‌هایی که ما 2 طلای آن را نشانه رفته‌ایم.

نمره 20 در کارنامه کوروش باقری

تیم ملی وزنه‌برداری ایران طی 4 ماه گذشته با مربیگری کوروش باقری در 2 عرصه مهم مسابقات جهانی آنتالیا و بازی‌های آسیایی گوانگجو شرکت کرد که حاصل آن کسب 8 مدال (2 طلا و 4 نقره و 2 برنز)‌ بود.

با توجه به این‌که تیم ملی وزنه‌برداری کشورمان در سال‌های 2007، 2008 و 2009 حتی یک مدال جهانی هم نداشت و در بازی‌های آسیایی دوره قبل هم فقط به یک مدال طلا رسیده بود، باید تا اینجای کار به کوروش باقری به عنوان سرمربی تیم ملی نمره 20 داد.

مسابقات جهانی آنتالیا (یک طلا، 2 نقره و یک برنز)‌

بهداد سلیمی در دسته مثبت 105 کیلوگرم (یک طلای مجموع و 2 نقره حرکات یک ضرب و دو ضرب)‌

کیانوش رستمی در دسته 77 کیلوگرم (یک برنز حرکت یک ضرب)‌

با تک مدال برنز کیانوش رستمی در رقابت‌های قهرمانی بزرگسالان جهان، تیم ملی وزنه‌برداری ایران برای اولین بار پس از 4 سال در رده سنی بزرگسالان صاحب مدال شد. آخرین مدال وزنه‌برداری ایران در رقابت‌های قهرمانی بزرگسالان جهان در سال 2006 توسط رضازاده به دست آمده بود.

با قهرمانی بهداد سلیمی در رقابت‌های دسته فوق سنگین، عنوان قوی‌ترین مرد جهان پس از 4 سال دوباره به ایران رسید. آخرین بار حسین رضازاده در مسابقات جهانی دوحه 2006، این افتخار را به دست آورده بود.

تیم ملی وزنه‌برداری ایران پس از 7 سال دوباره نام خود را در میان ششم تیم برتر دنیا قرار داد. شاگردان کوروش باقری در رده‌بندی سهمیه المپیک 2012 لندن هم پنجم شدند تا بیشترین امتیاز ممکن را برای کسب هر 6 سهمیه المپیک به دست آوردند.

بازی‌های آسیایی گوانگجو (یک طلا، 2 نقره و یک برنز)‌

بهداد سلیمی در دسته مثبت 105 کیلوگرم (مدال طلا)‌

اصغر ابراهیمی در دسته 94 کیلوگرم (مدال نقره)‌

مرتضی رضائیان در دسته 69 کیلوگرم (مدال نقره)‌

سجاد انوشیروانی در دسته مثبت 105 کیلوگرم (مدال برنز)‌

با این 4 مدال وزنه‌برداری ایران عملکردی بهتر از بازی‌های آسیایی سال 2006 دوحه به دست آورد.

رضا پورعالی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها