حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
گرافیک گیمپلی بازی با تلاش بسیار در نظر دارد فضایی را شبیهسازی کند که سایه کلسوس (Shadow of Colossus) ایجاد کرده بود. دلیل اصلی محبوبیت این بازی وجود ماژین است؛ غول مودب، اما نه خیلی مثبت که چهرهای شبیه یک عروسک خیمهشببازی دارد و قدرتش همچون نیمهایزدان دنیای اساطیری است. معصومیت شیرینی که او دارد، این بازی را نسبت به دیگر بازیهای هم سبک خود جدا کرده و نیروی مثبتاندیشی کودکانهای را القا میکند که دیگر بازیها از چنین چیزی بیبهرهاند.
ماژین بجز موارد فوق، تقریبا در بقیه مولفههای بازیهای اکشن ماجراجویی دیگری که بازی کردهاید، یکسان است. شاید تنها نکته مثبت آن را بتوان معماهای آن دانست. بازی با کنترل یک دزد بینام و نشان آغاز میشود که ماژین را از اسارت آزاد و تلاش میکند از او برای نجات دنیایی غیرقابل توصیف با تاریکیهای چندشآوری که مردم و زمین را نابود میکند، استفاده کند.
شیوه روایت داستان در طول بازی با فلشبکهایی همراه است که بهصورت فیلم پخش میشود. گاهی اوقات هم گرههای داستانی خوبی ایجاد میشود و حتی چند لحظه دراماتیک نیز در آن وجود دارد که توجه را به خود جلب میکند.
اما تاثیر این شیوه روایت بشدت از مسالهای بهنام «پسرداییهایمان را استخدام کردیم!» در صداگذاری رنج میبرد. صداگذاری نهتنها خوب نیست که انگار با گوشی موبایل و در یک مکان عمومی ضبط شده است. اینکه چرا برخی شرکتهای ژاپنی نمیگذارند بازیهایشان به زبانهای دیگر دوبله شود و از زیرنویس استفاده میکنند هم احتمالا به همین موضوع برمیگردد. گویی که صداگذار از خستگی و رنجی که هنگام صداگذاری برده، ناراضی است و این حس را به گیمر نیز منتقل میکند.
بهتر است به دزد و ماژین برگردیم. بسته به قابلیتهای این دو کاراکتر، شیوه بازی کاملا متفاوت و دچار دوگانگی است. ماژین بزرگ و قوی است و از آنجا که هوش مصنوعی، بازی او را کنترل میکند بسیار کودن است.
دزد سریع، باهوش و مخفی است. گیمپلی بازی این دو قابلیت را با یکدیگر مخلوط کرده و هنگام نبرد و حل معما بهکار گرفته میشود.
در یک سناریوی تکراری در این نوع بازیها، ماژین قدرت خود را در ابتدای بازی ندارد و با گذشت زمان قدرت خود را بهدست میآورد. این پروسه دوباره کشف کردن ماژین، باعث میشود بسیاری از مسیرهای رفته را بازگردید و دوباره قفلها و درهای بسته را امتحان کنید که خود منجر به دریافت قدرت بیشتر میشود و....
زمان نبرد (و به میزان کمتر هنگام خزیدن در مواقعی که دزد از ماژین جدا شده) یکی از مهمترین بخشهای بازی است ماژین در کل بیشتر به حل معما کمک میکند و هیچ شیوه خاصی مشابه بازی God of War وجود ندارد که با فشردن یک آجر معما حل بشود. معماهای محیطی بیشتر شبیه بازی پرنس پارسی طراحی شدهاند و باید متوجه شوید که چطور میتوان از قدرت ماژین استفاده کرد تا روی محیط تاثیر گذاشت و دزد را به اهرمی رساند که باید آن را جابهجا کند. نبردهای غولآخرها هم شبیه بازی Okami طراحی شدهاند و بیشتر معمایی هستند و باید نقطهضعف غولآخر را بفهمید و سپس با قدرتهای ماژین به آن نقاط حملهور شوید.
البته ماژین از چند اشتباه رنج میبرد مهمترین آنها پیادهسازی قدرتهای غیرقابل تصور ماژین برای حل معماهاست. هر وقت که ماژین به یک قدرت دست پیدا میکند، مطمئن خواهید بود که بزودی و در معمای بعدی قرار است از این قدرت استفاده کنید و قاعدتا دیگر نیازی به دیگر قدرتهای ماژین نخواهید داشت. البته برای غلبه بر غولآخرها باید از ترکیب چند قابلیت استفاده کنید. اما اغلب ممکن است نقطهضعف یک غول به ظاهرش نخورد و هر چقدر که رعد و برقهای ماژین قوی باشد، اگر غولآخر طوری طراحی شده باشد که در مقابل باد ضعف داشته باشد، این رعد و برق هیچ تاثیری روی آن نخواهد گذاشت.
یکی دیگر از مشکلات این بازی نبود حس آزادی کامل و گشتوگذار در منطقه است. طراحی مراحل بازی طوری است که با بازگشت به عقب میتوان بخشهای زیادی را از نو کشف کرد، اما بیشتر بازی کاملا خطی است و در راهروهای تنگ باید منتظر چالش بزرگ بعدی باشید. ترکیب این دو فاکتور نشان میدهد که توسعهدهندگان بازی خیلی اهل تخیل یا بداههکاری نبودند و همان طور که تولیدکننده این بازی Game Republic در نظر داشته است، باید بازی کنید یا یک دیسک دیگر در دستگاه بگذارید.
صرفنظر از این موارد، حداقل بخشی از این بازی مشابه دیگر بازیهای اکشن و ماجراجویی است. هر چند که ماژین و امپراتوری متروکه اختراع جدیدی در این ژانر وارد نکرده، اما این باعث نمیشود که بازی لذتبخش نباشد.
بازی ترکیبی هوش مصنوعی و کاراکتر شما، هم در بخش حل معما و هم در بخش نبرد، جذابیت خاص خودش را دارد و داستان بازی نیز خوب روایت میشود، با این حال نمیشود لقب بهترین بازی اکشن ماجراجویی سال را به آن اعطا کرد.
محمدرضا قربانی
منبع: 1up
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....