همین دیروز که نه، همین امروز هم میشنویم فریاد حسین بن علی (ع) را که «اگر دین محمد (ص) جز با کشته شدن من پایدار نمیماند پس ای شمشیرها بر من فرود آیید» و همین امروز هم میتوان شنید این سخن جاودانه و عزتآفرین فرزند علی و زهرا را که «آیا مرا بین دو چیز بین عزت و ذلّت مخیر میکنی دور است از ما ذلت (هیهات منا الذّله)»
عاشورا فقط یک حماسه نیست. عاشورا فقط معنی بخشیدن به ایثار نیست. عاشورا فقط آبرو دادن به انسانیت و حریت نیست. عاشورا فقط ترجمه مقام رضا و تسلیم نیست. عاشورا حتی فقط تجلّی عشق نیست چرا که عشق هم در عاشورا حیران است. عاشورا همه اینها هست بعلاوه رمز ماندگاری دین خاتم. عاشورا هجرتی است در کنار هجرت پیامبر(ص).
هجرت پیامبر موجب احداث بنای رفیع اسلام شد و هجرت حسینی بقای این بنا را تضمین کرد.
عاشورا را میتوان در لایهها و سطوح مختلف تماشا و تحلیل کرد و در هر سطح درسها و عبرتها از آن گرفت. عاشورا اختصاص به شیعیان ندارد. «لیاقت علی جان» اولین نخستوزیر پاکستان درباره قیام عاشورا چنین میگوید: «این روز، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگی دارد. در این روز یکی از حزنآورترین و تراژدیکترین وقایع اسلام اتفاق افتاد. شهادت حضرت امام حسین (ع)در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمارمیرفت. این درس، به ما میآموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد، نباید ما پروا کنیم و از حق و عدالت منحرف شویم.»عاشورا حتی به مسلمانان هم اختصاص ندارد. گاندی رهبر بودیستی که هند را از یوغ استعمار انگلیس آزاد کرد درباره عاشورا میگوید: «من زندگی امام حسین(ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه کافی به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد میباید از سر مشق امام حسین (ع) پیروی کند.»
ادوارد براون، مستشرق معروف انگلیسی در این باره میگوید: «آیا قلبی پیدا میشود که وقتی درباره کربلا سخن میشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند.»و واشنگتن ابروینگ، مورخ مشهور آمریکایی درباره حسین بن علی مینویسد: «برای امام حسین(ع) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن در برابر اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمیداد او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد. او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنیامیه، آماده ساخت؛ زیر آفتاب سوزان سرزمینی خشک و روی ریگهای تفدیده. روح حسین فناناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای سلحشور، ای حسین!»
اینها فقط نمونههای محدودی از صدها اظهارنظرغیر شیعیان و غیر مسلمانان درباره حسین(ع) و واقعه عاشوراست. امّا نگاه به عاشورا همواره با جهتگیری مثبت نبوده و نیست. دشمنان اسلام هم در سطوح راهبردی عاشورا را از نظر دور نداشتهاند. پایانبخش این نوشتار جملاتی است از نظریهپرداز ژاپنیالاصل تبعه آمریکا و صاحب نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما. از بیان این سخنان اگر چه سالها میگذرد، اما امروز نتیجه آن را در رفتار دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی روشنتر میتوان دید. فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان بازشناسی هویت شیعه میگوید: «شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده مهدویت و عدالتخواهی و بال سرخ او شهادتطلبی است که ریشه در کربلا دارد. این دو بال، شیعه را فناناپذیر کرده است.» فوکویاما سپس نوک پیکان خود را به سمت ولایت فقیه نشانه میگیرد و میگوید: «امّا، این پرنده، زرهی به نام ولایتپذیری به تن دارد که با این زره قدرتش دو چندان میشود. شیعه در میان مذاهب اسلامی تنها مذهبی است که به ولایت فقیه نظر دارد. یعنی فقیه میتواند ولایت داشته باشد، این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است.»
وی راه برخورد با این جریان را تضعیف ولایت فقیه میداند و میگوید: «در صورت تضعیف ولایت فقیه، رفاهطلبی جای شهادتطلبی را میگیرد و پس از آن اندیشه عدالتخواهی و انتظار نیز از جامعه رخت برمیبندد.»
راهکار این نظریهپرداز آمریکایی برای مقابله با شیعه، «مهندسی معکوس» است. او نظریه خود را چنین توضیح میدهد: «مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمیتوانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادتطلبی اینها را به رفاهطلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشههای امام زمانی از جامعه شیعه رخت برمیبندد.» فاعتبروا
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم