در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بذری 28 ساله در مورد مهمترین حادثه زندگیاش میگوید: در سنین نوجوانی در سالن کشتی نزدیک خانه تمرین میکردم و دوستان زیادی هم داشتم، در یکی از تمرینات گردن یکی از دوستانم را زیاد فشار دادم، در حالی که به هیچ عنوان حواسم نبود دارم چه کاری صورت میدهم و بیشتر به فکر امتیازگیری بودم. وقتی به خودم آمدم دیدم حریف تمرینی من هیچ تلاشی نمیکند. در همان لحظه فهمیدم که او بیحس شده است، او را رها کردم و شروع به فریاد زدن کردم که کمک کنید، بعد از چند لحظه مربی تیم بالای سر من آمد و وقتی دوستم را دید سریع به اورژانس زنگ زد، بدن او شل شده بود و حرکت نمیکرد، اما دکترها به داد او رسیدند، خوشبختانه دوستم نجات پیدا کرد و شروع به نفس کشیدن کرد، اما تا چند روز نمیتوانست حرکت کند و در خانه بستری بود. متاسفانه بعد از این که مشکل او حل شد، کشتی را به خاطر همین ترس رها کرد و دیگر سراغ آن نیامد. برای همین احساس گناه میکنم ولی با او همچنان دوست هستم، البته او هم وضع بدی ندارد و باید بگویم از من وضع مالی بهتری دارد. همیشه خدا را شکر میکنم که اتفاق بدی برای او نیفتاد و من قاتل او نشدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: