حالا خیالمان راحت است که اگر دیابت و رگهای بیمروت ساق پا، جهان پهلوانمان را پشت میز کشانده، همچون سلیمیها را داریم تا باز هم بدرخشند و جهان پهلوانی کنند.
نگرانی مردم هم بیهوده نیست، بهداد برای المپیک لندن چه میکند، نکند دلش بگیرد، نکند دغدغهای جز خدمت داشته باشد، نکند نوکری مردم به سیاق تختی، لحظهای از فکرش پاک شود، نکند شیرخوارگاه آمنه برای دعوتش پشت خط بماند، نکند مصدوم شود.
حالا این رضازادههای تازه به میدان آمده و این مردم، مردمی که صبوری و بزرگیشان در سایه تکرار و اثبات، کمکم بدیهی شده و از دلاوران گستره ورزش خود توقع درخشش دارند.
کسب طلای المپیک 2012 لندن به دست سلیمی هنگام تماشای درخشش او روی سکوی گوانگجو در ذهن مردم حک شد و پاک شدنی نیست که نیست. او با داشتن مربیان دلسوز و کاربلد جامعه وزنهبرداری ایران با حفظ همان اسم رمزی که دلمان برایش میتپد، بخت مسلم فتح چنین افتخاری محسوب میشود و در این میان هیچ بهانهای از سوی شیر جوان خطه شمال کشورمان در پیشگاه مردم پذیرفتنی نیست.
در کنار این پهلوان قائمشهری مدعیان دیگری برای درخشش، مانند انوشیروانی حضور دارند، جوانانی چون این اردبیلی متعصب نیز توان تکرار شکوه ایران و ایرانی را در المپیک 2012 لندن دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم