بعد از سلام

چی فکر می‌کردیم، چی شدیم؟

اگر از ما درباره انشای معروف «می‌خواهید در آینده چه کاره شوید؟» بپرسند و جواب‌هایمان را دسته‌بندی کنند، شاید تنوع زیادی در جواب‌ها پیدا نشود. بیشتر ما یا می‌خواستیم معلم یا خلبان یا دکتر شویم و کمترمان هم مثل قهرمان قصه‌های مجید به اهمیت کار مرده شور‌ها فکر می‌کرد.ما در همان روزهای نیمکت و درس یا دلمان می‌خواست صاحب امپراتوری کلاس شویم و در رویاهامان مشق خط بزنیم و دستور تکلیف شب بدهیم و موقع امتحان املاء جمله‌ها و کلمه‌ها را فرمان بدهیم تا بیست سی نفر آدم مضطرب آنها را بنویسند. دلمان می‌خواست شمع باشیم و بسوزیم و به دیگران روشنایی بدهیم یا در رویایمان آرزو داشتیم چوب بستنی در حلق بیمار مفلوک فرو کنیم و با گوشی ضربان قلب بیمار را گوش کنیم و دستور نفس عمیق بدهیم و موقع نوشتن نسخه به چشمان منتظر و ملتمس بیمار نگاهی بیندازیم که مقهور اقتدار پزشک است تا ببیند به جای آمپول به قرص رضایت خواهد داد یا نه.
کد خبر: ۳۷۱۹۹۸

رویای پرواز و هیبت خلبانان با آن لباس سرهم و کلاه‌های آهنی و گام‌های استوارشان بر پهنه باند هم داستان وسوسه دیگری بود.ما چه پسر بودیم و چه دختر در گنجینه کوچک شغل‌های آینده چیزی نداشتیم جز آنچه در رابطه بی‌واسطه و کودکانه‌مان با دنیا تعریف می‌شد. ما سودای نقش‌های بزرگ را داشتیم؛ پدر، مادر، معلم. بی‌آن‌که تصوری واقعی از دنیای این نقش‌ها داشته باشیم. هرچه بزرگ‌تر شدیم این رویاها مثل دفتر انشای بچگی کهنه‌تر شد. هیبت خیالی نقش‌ها جایش را به واقعیت داد و گنجینه دانسته‌های ما پرتر شد.

دیگر نمی‌شود با یک انشاء همه تصورمان راجع به آینده را بنویسیم. دیگر ما و دفتر انشاء تنها نیستیم. امروز وقتی می‌خواهیم انشای چه کاره شدن را بنویسیم یک موجود قدرتمند مدام به ما هشدار می‌هد: «این نه..» «درآمدش؟» «دردسرش؟» «موقعیتش؟» این موجود قدرتمند که می‌توانیم اسمش را «ملاحظات» بگذاریم بین دانش‌آموز دبستان فلان و دانش‌آموز دبیرستان(یا دانشگاه) فلان یک دیوار بلند می‌کشد.

حالا می‌توانیم از خودمان بپرسیم هرچه گنجینه دانسته‌ها کوچک‌تر باشد، تصمیم گرفتن راحت‌تر است یا هرچه گنجینه بزرگ‌تر باشد؟ از سبد رنگارنگ کارها و شغل‌ها می‌توان راحت‌تر انتخاب کرد یا بعکس از سبد کمرنگ‌تر مشاغل و حرفه‌ها؟ چه شد که ما از دنیای انشاءهای مدرسه‌مان فاصله گرفتیم و از آدمی‌که روی کاغذ بودیم، تبدیل شدیم به آدمی‌که هستیم؟

نمی‌دانم بچه‌های امروز در انشای معروف «می‌خواهید چه کاره شوید» چه می‌نویسند؟ شاید گنجینه بچه‌های مدرسه این روزها پرتر باشد. شاید هیبت معلم و دکتر و خلبان جایش را به گزینه‌های دیگر داده باشد. اما اصل ماجرا همچنان ادامه دارد. این‌که ما قرار است یک تصمیم بگیریم برای روزهایی که خواهد آمد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها