پرواز هواپیمای سی ـ130 را با مسافران خبرنگارش در پانزدهم آذر 1384 به خاطر بیاور؛ خبرنگارانی که بال در بال فرشتگان در بیکرانگی آسمان جاودانه شدند؛ مردانی که از میان ما رفتند و پدران و برادرانی که به نور پیوستند. حالا ما ماندهایم و اندوهی انبوه و بیپایان از فراق...
و حالا 6 سال است که هانیه، غزل، صبا، پرنیان، شروین و سوگند روزهای خود را بدون وجود پدر سپری میکنند؛ اما لحظههای خود را با رویای حضور او میگذرانند... اما این همه ماجرا نیست... . 5 سال پیش خبرنگارانی از میان ما روی دستهایمان از کوچههای شهر بدرقه شدند که قلم را حرمت داشته و جان در راه آن نهادند. آنان به ما آموختند خبرنگار برای ایمان مینویسد و از معرفت نمیگریزد، چونان شهیدانی که با معرفت و ایمان از جان عبور کردند و یادشان بر هماره تاریخ سبز خواهد ماند... «رفتن» را پای ماندن نبود که نیمه آذر از راه رسید. آنان میدانستند که باید پای از دنیای سست و لرزان زمین برکشند و به آسمان جاودان و بلند پربگشایند، چونان بقایی، شادروح، مهدوی، عرب احمدی، کاووس شیرازی، واعظ، محدث، ایلبیگی و دهها شهید دیگر که در مهمانی فرشتگان جاودانه شدند...
حالا 5 سال است ما ماندهایم و حسرت رفتن! و بیباور عبور را به تماشا نشستهایم. هرگز لب بیحضور یار دمی وانکردهایم و بییادشان از وسعت شبها گذر نتوانستهایم. و این داغ بر دل نشسته ما را به دریا میکشاند؛ اما افسوس...
یاد و خاطره همه شهیدان پرواز سی ـ130 گرامی باد!
زیبا اسماعیلی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم