***
ایده بزرگ برای نقش برزیل در جهان چیست؟ برخی بر این باورند که برزیل به عنوان یک قدرت مذاکرهکننده شناخته شده است. دیدگاه شما در این مورد چیست؟
باید بگویم که برزیل مسلما یک قدرت مذاکرهکننده است اما بسیار ساده انگارانه است که آن را تنها از این دیدگاه مورد بررسی قرار داد. ما سعی میکنیم تا دنیای دموکراتیکتری داشته باشیم، دنیایی که در آن کشورهای بیشتری فرصت حضور و مشارکت بینالمللی داشته باشند. در دنیای مورد نظر ما روابط اقتصادی تعادل بیشتری داشته و کشورهای مختلف در اقصی نقاط دنیا میتوانند بدون تعصب با یکدیگر گفتوگو کنند. این دقیقا همان راهکاری است که در سیاست خارجی خود به دنبال آن هستیم. اما برزیل یک کشور بزرگ با اقتصادی بزرگ است با فرهنگهای مختلف که از این جهت با ایالات متحده تشابه دارد ولی نباید فراموش کرد که نوع زندگی کردن مردم اینجا کاملا با آمریکا متفاوت است. برزیل برای مذاکرات بینالمللی یک مشخصه منحصربهفرد دارد که عبارت است از توانایی قرار گرفتن در جایگاه دیگر کشورها و این راهکار برای یافتن یک راه حل بسیار لازم است.
برزیل در حال حاضر از دنیا چه میخواهد و برای رسیدن به اهدافش چه اقداماتی انجام داده است؟
ما برای رسیدن به اهداف خود چه از نظر سیاسی و چه اقتصادی از ذهن و قدرت فکر خود استفاده میکنیم. در این کشور هنوز مشکلات فراوانی وجود دارد. تبعیض همچنان زیاد است. اگرچه این معضل در زمان ریاستجمهوری لولا تا حدودی برطرف شده اما هنوز زیاد است. ما بر نقاط ضعف خود اشراف کاملی داریم. امروز شاهد آن هستیم که بسیاری از سفرای ما را زنان تشکیل میدهند و افراد سیاهپوست نیز در بخشهای مختلف دولت در حال فعالیت هستند. ظرفیت مذاکره و گفتوگو عاملی مهم در تکامل برزیلیهاست که همین خصیصه میتواند در ایجاد ارتباط با دیگر کشورهای آمریکای جنوبی و دیگر نقاط دنیا به ما کمک کند.
شما نقش مذاکره کننده برای برزیل را با این امید ایفا میکنید که کرسی دائمی در شورای امنیت سازمان ملل را به دست آورید. تا چه میزان این راهکار برای کشور شما یک اصل است یا اینکه صرفا یک تاکتیک به حساب میآید؟
به دست آوردن یک کرسی در این سازمان به این معناست که صدا و افکار شما مورد توجه قرار میگیرد. همانطور که شما به رویای آمریکایی ایمان دارید ما نیز به رویای برزیلی ایمان داریم و همچنین عقیده داریم که الگوی برزیلی برای دیگر ملتها مفید و سودمند خواهد بود. قدرت نظامی ما هیچگاه به سطح قدرت روسیه و چین در این زمینه نمیرسد. ما هم اکنون قدرت نظامی را در اختیار داریم زیرا هر دولت تا زمان بقای خود به این عامل مهم و اساسی نیاز دارد اما کاملا آگاهیم که در مقایسه با آن کشورها در سطح پایینتری قرار داریم. در جهان امروز قدرت نظامی در مقایسه با دیگر تواناییها همچون ظرفیت مذاکره بر اساس سیاستهای اقتصادی، کاربرد کمتری دارد. تصور میکنم کمتر کشوری همچون برزیل را بتوان یافت که بهرغم همسایه بودن با 10 کشور دیگر، طی 140 سال گذشته هیچ جنگی نداشته است.
بنابراین شما یک قدرت نرم هستید؟
نمیتوان با قطعیت چنین برداشتی را عنوان کرد. همانطور که قبلا اشاره کردم رشد اقتصادی و تا حدودی قدرت بازدارندگی نظامی نیز وجود دارد. من تصور نمیکنم که اتفاق خاصی در منطقه آمریکای جنوبی بیفتد و به همین دلیل است که برای این منطقه نام جامعه امنیتی را برگزیدهام چرا که مقوله جنگ در آن تصور نکردنی و غیرقابل قبول است. اما در هر صورت اگر بین دیگر کشورهای منطقه نزاع به وجود آید، باید آمادگی آن را داشته باشیم که از تاثیرگذاری آن بر برزیل جلوگیری کنیم. بنابراین تا حدودی قدرت نظامی لازم است. به همین دلیل است که میگویم نمیتوان آن را صرفا قدرت نرم نامید.
کمی در مورد مشارکت جدید خود با ترکیه بگویید. این اتفاق چگونه افتاد؟ مسلما با توجه به همکاری شما و ترکیه با ایران، رابطه کاری مناسبی با احمد داود اوغلو همتای ترک خود دارید.
بله. اجازه بدهید بگویم که به عنوان بخشی از مشارکت خود اخیرا راهکارهایی را در مورد ترکیه ارائه دادهایم زیرا فکر میکنم که هر دو کشور کم و بیش در یک روند مشابهی قرار دارند. روسای جمهور دو کشور نیز دیدارهایی با یکدیگر داشتهاند که تا کنون سابقه نداشته است.
زوجی که شاید چندان محتمل به نظر نمیرسید.
گاهی اوقات ممکن است زوجهای غیرمحتمل، بهترینها باشند. در این میان سران هر دو کشور متوجه شدند که میتوانند کمک شایان ذکری در مورد مساله ایران ارائه دهند. من تصور میکنم حتی ترکیه انگیزههای بیشتری نیز دارد. آنها همسایه ایران هستند و یک کشور مسلمان به حساب میآیند. اما اجازه بدهید در مورد برزیل صحبت کنم. ما سال گذشته عضو غیر دائم شورای امنیت شدیم. تصور ما در این شورا این بود که باید برای صلح و امنیت در جهان تلاش کرده و تنها به منافع خود توجه نکنیم. من برای مدت زمانی طولانی بود که پیگیر موضوع ایران بودم و فکر میکردم هیچ راه حلی وجود ندارد تا اینکه خبر توافق تبادل سوخت را شنیدم. من این موضوع را با خاویر سولانا و البرادعی در میان گذاشتم و متوجه شدم که احتمالا راه حلی وجود دارد. بنابراین تصور کردم کشوری همچون برزیل که ظرفیت گفتوگو با چندین کشور را دارد، میتواند در این زمینه کارگشا باشد. سپس این موضوع را با ایرانیها در میان گذاشتم. رئیسجمهور ایران به برزیل آمد و من نیز سفری به تهران داشتم و در نهایت دریافتیم که برزیل میتواند نقش موثری در این میان داشته باشد. اوایل امسال سفری نیز به ترکیه داشتم. زمانی که مسائل را مقایسه کردیم، متوجه شدم که هر دو کشور در یک مسیر در حال حرکت هستند و هر دو تلاش میکنند تا نقش فعالتری در عرصه جهانی داشته باشند. بنابراین سعی کردیم تا فعالیتهایمان را با یکدیگر منطبق کنیم.
برخی بر این باورند که این نشانه ظهور دیگر کشورها است که با ساز و کار دنیا متفاوت باشند. زیرا در موضوعات مهم و اساسی جهان بازیگران بیشتری در حال مذاکره هستند.
من فکر نمیکنم که هدف ما نشان دادن این موضوع باشد، اما اساسا اعتقاد دارم که این اتفاق هر چه بیشتر در حال بهوقوع پیوستن است. ما آرزو داریم که یکی از اعضای دائم شورای امنیت باشیم. در این میان آنچه مشخص است این است که اعضای غیردائم شورای امنیت در چنین پروندههایی به هیچ وجه اظهارنظر نمیکنند. پس از آن که قطعنامهها به طور کامل آماده میشد از ما درخواست میکردند که تنها برای ارائه پیشنهادات به آن نگاه کنیم. البته باید بگویم که پیشنهادات ما هیچ اهمیتی نداشت و به همین دلیل ما ترجیح میدادیم نظری ارائه نکنیم. به نظر من همین امر نشانه عدم شفافیت شورای امنیت است. با صراحت باید بگویم حقیقت این است که 5 عضو دائم با قدرت وتو در این شورا وجود دارند که تنها بین خودشان مذاکره میکنند و این موضوع به هیچ وجه جالب نیست. مذاکره یک امر طبیعی است. شما میبینید که اگر من دنبال منافع کشورم باشم آنگاه این کار برخلاف ساز و کار جهانی تصور میشود.
شما فکر میکنید که آیا این تجربه باعث خدشهدار شدن رابطه بین برزیل و دولت اوباما شده است؟
من چنین تصوری ندارم، اما باید بگویم که ما مایوس شدیم چرا که ما دقیقا همان کاری را انجام دادیم که به عنوان نقشمان تعریف شده بود. ما مایوس شدیم زیرا هیچ زمانی برای بررسی و بازبینی وجود نداشت. میان برزیلیها مرسوم است زمانی که چیزی را دوست ندارند مثل یک کتاب، میگویند: آن را نخواندهام ولی دوستش هم ندارم. این موضوع دقیقا در مورد بیانیه تهران اتفاق افتاد. قبل از آنکه حتی مورد بررسی و بازبینی قرار بگیرد، متاسفانه رد شد. یکی دیگر از موارد این بود که پس از 3 تا 4 هفته گروه وین به آژانس انرژی اتمی نامه نوشت. آنها حتی منتظر پاسخ ایران نماندند. آنها نامه را صبح ارائه کردند و اواسط روز اقدام به صدور قطعنامه نمودند. بنابراین فکر میکنم حتی اگر ایران به آن پاسخ مثبت میداد، قطعنامهها تصویب شده بودند. تصور من این است که صدور قطعنامهها با عجله و شتاب انجام شد و این مورد رضایت ما نبود.
فارین پالیسی / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم