هیچ وقت عادت نداشتید با اطمینان وعده مدال طلا بدهید، ولی قبل از رفتن به گوانگجو این گونه شد!
تمرینهای بسیار خوبی را برای حضور در گوانگجو پشت سر گذاشته بودیم. در این مسیر، من همه چیز را رها کرده بودم و تمرکزم را فقط روی موفقیت در گوانگجو قرار داده بودم. به خاطر همین موضوع، به سطحی از آمادگی رسیده بودم که کاملا انتظار کسب مدال طلا را داشتم.
ولی شما ماهها با آسیبدیدگی شدید روبهرو بودید و به همین دلیل حتی به مسابقههای قهرمانی آسیا هم اعزام نشدید!
سال گذشته در چندین رویداد مهم بینالمللی حاضر شدم و در عین حال در لیگ هم رقابتهای بسیار سنگین و سختی را پشت سر گذاشتم. به دلیل برخورد با همین فشارها دچار خستگی زیادی شده بودم که سرانجام در رقابتهای بینالمللی فجر به آسیبدیدگی شدیدم از ناحیه زانو منجر شد. این آسیبدیدگی در جام جهانی تشدید شد ولی در ماههای اخیر رو به بهبود رفت تا با آمادگی بالایی، پا به بازیهای آسیایی بگذارم.
در دیدار انتخابی برای حضور در این بازیها، حریف قدری به نام حجی زواره را هم پیش رو داشتید....
بله. حجی زواره تکواندو کار کوچکی نیست. او امسال هم قهرمان آسیا و اقیانوسیه شد و هم طلای المپیک ورزشهای رزمی را به دست آورد. برای اینکه شانس، دخالتی در تعیین ملی پوش اعزامی وزن پنجم نداشته باشد دو بازی انتخابی بین ما برگزار شد که با خواست خدا، من انتخاب شدم. البته این قهرمان کرمانشاهی، علاوه بر توانایی حضور در وزن پنجم، در وزن ششم هم از مدعیان به شمار میآید.
وقتی قرار شد شما در اولین مسابقه خود در گوانگجو با چانگ کیونگ هون کرهای روبهرو شوید، بسیاری کارشناسان، شانس مدال وزن پنجم را برای ما از دست رفته دیدند ولی از همان مسابقه اول تا فینال بازیهای آسیایی با تمرکزی بالا و آمادگی جسمانی ممتاز، آهنگ یکنواخت پیروزیها را حفظ کردید.
تجربه به من میگفت باید انرژی خود را در طول این چند رقابت سنگین تقسیم کنم و همانطور که اشاره کردید با حفظ منظم آهنگ کار خود، تا پایان مسابقهها آمادگی خود را حفظ کردم. بعد از عبور 4 بر یک از سد حریف کرهای در مسابقهای که بدنم باصطلاح هنوز سرد بود و کاملا جا نیفتاده بود، با حریف تایلندی روبهرو شدم که قبلا دو بار مرا شکست داده بود ولی این دفعه خوشبختانه پیروزی با من بود. سپس به حریف آسانتری از تاجیکستان رسیدم که به راحتی او را بردم، بعد هم در مصاف با حریفی پرتجربه از کشور میزبان که زمانی حریف مهدی بیباک بود حساسترین مصاف را داشتم تا با پیروزی 6 بر 2 به فینال برسم.
در فینال، حریف دیگری از کره به نام کیم پیش چشمت قرار گرفت که زیر پرچم ازبکستان به این مسابقهها اعزام شده بود. رقابت با او، غافلگیرکنندهتر از رویارویی با چانگ، یائوت تونگسالاب تایلندی، کریموف تاجیک و لی لای چینی نبود؟
البته من با او کاملا ناآشنا نبودم و در یک تورنمنت باشگاهی در حالی که او عضو یکی از باشگاههای قوی کره بود شکستش داده بودم. خوشحالم که این بار هم توانستم آن پیروزی را تکرار کنم تا عیدی خودم در روز خجسته عید سعید قربان را تقدیم مردم خوبمان کنم.
در حالی که در چند روز نخست بازیهای آسیایی، دست ایران از کسب مدال طلا خالی مانده بود کسب نخستین طلا، چه طعمی داشت؟
همه بچههای تیم و کلا کاروان ما برای موفقیت در این بازیها زحمات زیادی کشیده بودند. من در آن شرایط، حتم داشتم برای شعلهور شدن آتش موفقیتها و مدالآوریها ، نیازمند یک جرقه روحی هستیم که آن جرقه، طلای من بود. خوشبختانه همین جرقه، تاثیر روحی خود را روی بقیه و از جمله یوسف کرمی گذاشت. یوسف پیش از آن مسابقه به من گفت اگر تو طلا بگیری مطمئن باش من هم میگیرم. خوشبختانه وقتی ما با 2 طلا به کار خود پایان دادیم موجی از روحیه، به همه سرایت پیدا کرد و فقط در همان روز، صاحب 5 مدال طلا و از جمله تنها مدال طلای ورزش بانوان شدیم.
این مدال ارزنده و درخشش فوقالعاده در گوانگجو، حتما فشار روانی شدیدی که در 2 سال اخیر روی شما وجود داشت را گرفته است؛ فشاری که بعد از پیروز نشدن شما در فینال رقابتهای جهانی 2009 و در نتیجه، تبدیل قهرمانی تیمی ایران به نایب قهرمانی، آن هم درست در واپسین لحظات این مسابقهها به وجود آمده بود.
من در روز ششم آن مسابقهها مبارزههایم را شروع کردم. تا آن روز هرچه میگذشت بار روانی سنگینتری را روی دوش خود حس میکردم تا به آن مبارزه سرنوشتساز رسیدم، مبارزهای که شاید تا آن لحظه حساسترین مسابقه تاریخ تکواندو کشورمان محسوب میشد. تا لحظات پایانی همه چیز به نفع ما پیش رفت ولی متاسفانه در آن ثانیههای واپسین، ضعف روحی و در حقیقت عدم تعادل فکری، دلیل باخت نزدیک من شد. آنجا به خوبی متوجه شدم کسی که طلا میخواهد باید نه تنها ظرفیتهای جسمانی، تاکتیکی و تکنیکی خود را کامل کند بلکه ظرفیت روحی ـ روانی خود را هم به 100 در صد برساند.
در 25 سالگی به عنوان یکی از 2 ملیپوش باتجربهتر ایران، دلیل ناکامی تاجیک، نادریان و کمتر از انتظار ظاهر شدن فرزاد عبداللهی را در چه عواملی میبینید؟
من تکواندو هر سه این ملیپوشان را قبول دارم. در مورد نادریان فکر میکنم او به دلیل شرکت در مسابقههای پیاپی، دچار خستگی شده بود و با طراوت آرمانی خود فاصله داشت بویژه آنکه 6 ، 7 کیلو از وزن خود را هم کم کرده بود. تاجیک هم تکواندو کار بزرگی است که در عین جوانی، قهرمان جهان شده است. او در حقیقت به دلیل ناداوری حذف شد. فرزاد عبداللهی هم با وجود آنکه از همه جوانتر است ولی 2 طلای آسیا را در کارنامه دارد. او به دلیل دست کم گرفتن حریف افغانی به مدال برنز قناعت کرد در حالی که همان افغانی، تکواندوکار قابلی است و در بازیهای آسیایی پیش، هادی ساعی را ناکام گذاشته بود. در تکواندو این اتفاقات پیش میآید و ممکن است یک روز، روز ورزشکار نباشد. فکر میکنم روز مبارزه با حریف افغانی، روز عبداللهی نبود.
میپذیرید که با وجود همه موفقیتهایمان، دچار کمبود پشتوانه در وزنهای پایین هستیم و نتوانستهایم جانشینان قدرتمندی برای قهرمانان قبلی خود پیدا کنیم؟
در وزنهای اول و دوم اینگونه است ولی خوشبختانه در وزن سوم شرایطمان خیلی بهتر است.
اخراج 3 قهرمان بزرگ تکواندو از دانشگاههای محل تحصیل خود به دلیل شرکت مستمر در اردوها و مسابقههای ملی، خبری تلخ بود که در فاصله کوتاهی پیش از شروع بازیهای آسیایی منتشر شد و میتوانست اثر منفی زیادی در کسب نتایج در این رویداد مهم به وجود آورد. شما به عنوان ورزشکاری درسخوان که در حال اتمام دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه دولتی اصفهان بودید چه برخوردی با این مشکل خود کردید؟
خوشبختانه دانشگاه آزاد اسلامی تهران با قهرمانان خود تعامل خوبی کرد و آنها را به دانشگاه برگرداند، در حالی که این اتفاق برای من نیفتاد و دانشگاه اصفهان حاضر به بازگشتم نشد. در حقیقت بعد از کسب این طلا، همه مردم مرا بخشیدند جز مسوولان دانشگاه اصفهان !
شما افتخارات زیادی برای آموزش عالی هم کسب کردهاید و اگر اشتباه نکنم تنها ورزشکاری هستید که صاحب 5 مدال مرغوب از رقابتهای دانشجویان جهان شدهاید.
طبق مقررات وزارت علوم، هر دانشجویی که قهرمان یکی از رشتههای ورزشی در مسابقههای قهرمانی دانشجویان جهان شود میتواند از سهمیه حضور در یکی از مقاطع دانشگاههای دولتی بهره ببرد. مثلا اگر دانشجوی مقطع کارشناسی است میتواند به خاطر آن موفقیت ورزشی، به مقطع کارشناسی ارشد هم راه یابد. خوشبختانه من دارای 3 طلای دانشجویان جهان در سالهای 2006، 2008 و 2009 و همچنین 2 نقره این مسابقهها در سالهای 2004 و 2007 هستم، بنابراین امیدوارم تحصیلاتم را تا بالاترین مقطع ادامه دهم.
هدف بعدیتان چیست و چه افتخارات تازهای را برای کشورمان وعده میدهید؟
من هیچ گاه نمیتوانم قول کسب مدال با رنگی مشخص را بدهم، ولی از صمیم دل قول میدهم با تمام وجود در خدمت افتخار و سرافرازی کشورم باشم و در این راه از هیچ تلاشی فروگذاری نکنم.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم