حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
4حرفی، قصه سادهای دارد: «تغییر در زندگی شخصیت اصلی فیلم به نام نادر (با بازی رحیم نوروزی) به سویی کشیده میشود تا او را به انجام معاملهای وا میدارد. در ادامه رحمت (رامین راستاد) به گونهای وارد میشود که این مساله بیشتر به سمت یک کلاهبرداری هدایت میشود...»
هملتی پشت فرمان
جایی در نزدیکی میدان فاطمی تهران محل یکی از لوکشینهای اصلی 4حرفی است که سکانسهای مربوط به آژانس مسکن یکی از شخصیتهای فیلم به نام رحمت در آن ضبط میشود.
صاحب این دفتر املاک محمد بابازاده است که در کنار عوامل تولید مشغول تماشای بازیگران است و به گفته خودش مکان کسب و کارش در آثار نمایشی دیگری چون «یک آسمان یک شهر» و «من بن لادن نیستم» مورد استفاده قرار گرفته است. کمی آن سوتر آقای کارگردان به همراه عوامل، تجهیزاتشان را در حاشیه پیادهرو چیدهاند. سیامک سرافت (دستیار اول کارگردان و برنامهریز) شروع کار بازیگران را با جمله به نام خدا اعلام میکند.
در گوشهای از بنگاه رحیم نوروزی ایستاده و از پشت شیشه خیابان را نگاه میکند. رامین راستاد نیز که پشت میزش نشسته است پاکت سندها را در دستش ورانداز میکند و در ذهنش افکار شومی را مرور میکند.
نوروزی ناگاه چرخی میزند، سندها را برمیدارد و از مغازه خارج میشود. کنار در اتومبیلش مکثی میکند و گویی تمام حس بازیاش را از چشمانش بیرون میریزد. اتومبیلش را روشن میکند. دوربین روی صورتش فوکوس میکند. اتومبیلی با شتاب حرکت میکند و چند قدم جلوتر متوقف میشود. نوروزی که تا چندی دیگر سریال «ستارههای سربی» را در نوبت پخش دارد این روزها در آثار متعدد تلویزیونی حضور داشته و «قفسی برای پرواز» از جمله آثار در حال پخش اوست.
وی در حالی که همراه ما در پیادهرو روی یکی از صندلیهای گروه مینشیند درباره نقش نادر چنین توضیح میدهد: «نادر انسانی از قشر فقیرنشین جامعه است و طبق روال فیلمنامهها گرفتاریهای مالی، فقیر و غنی و... باساختاری جذاب و متفاوت و با کارگردانی جمشید محمودی به تصویر کشیده شده است.»
وی ادامه میدهد: «نادر چندان آدم درونگرایی نیست آن هم به این دلیل که اصلا روشنفکر نیست. تحصیلات آن چنانی ندارد و فقط با یک اتومبیل قرضی دغدغه نان شب خود و خانوادهاش را برطرف میسازد و مانند بسیاری از افراد تفکر، فلسفه و معانی والای زندگی وی به گذران زندگی روزمره تنزل پیدا کرده است.»
تیزبینی در نوع بازی، حسگیری و گاهی تکنیکهای کلامی در بازی رحیم نوروزی بارها در کاراکترهای مختلف نمود داشته است. این بار نیز نادر با اینکه فردی کاملا عامی و ساده است، توانسته عمق بازی نوروزی را به منصه ظهور بگذارد.
وی معتقد است: «آرتیست باید پیش از آن که جامعه را نقد کند خودش را ابراز نماید. در حال حاضر داشتن یا نداشتن در جامعه تنگاتنگ فلسفه بودن یا نبودن است و به نظر من این یک مضمون فلسفی است. در اصل هر یک از کاراکترها جای هملت را گرفتهاند. در این کار مسافرکشی که برای حفظ مالخود با داشتن کمترین تفکر در پی معیشت است به هملت میماند که دنده عوض میکند و پشت فرمان مینشیند.»
وی میگوید: «شخصا به صورت مدون به نوع نگاه و حس بازیام فکر نمیکنم، چرا که هر بازیگری شیوه خاص خود را دارد و بنابه ضروریات مکان و زمان و نیز تکرار و ممارست در این حرفه به این توانایی میرسد که در چه زمان از نگاه به بدن و صورت بهره ببرد و این تجربیات غنی تنها در بطن کار است که بهدست میآید. در غیر این صورت بازیگر با دانستن برخی فنون تئوریک تنها به یک فرد دیالوگگو تبدیل میشود.»
این بار متفاوتتر میآیم
جمشید محمودی از جمله کارگردانان جوان تلویزیون است که طی ماههای اخیر تله فیلمی باعنوان «میتونه آخریش باشه» را بر دریچه جعبه جادویی به تصویر کشید و به گفته خودش یکی از آثار موفق عرصه فیلمهای تلویزیونی به حساب آمده است. وی که نگارش فیلمنامه 4?حرفی را نیز خود به عهده داشته است، میگوید: «این تله فیلم براساس کلمه 4 حرفی که جوابش جدولی در دل داستان است، نامگذاری شده که بازیگران ما با رسیدن به این رمز در حقیقت پیام داستان را در برابر نظر بیننده آشکار میسازند. در اصل ماجرای این تله فیلم در هالهای از ابهام قرار دارد که در پایان کار برطرف خواهد شد.»
تیزبینی در نوع بازی، حسگیری و گاهی تکنیکهای کلامی در بازی رحیم نوروزی بارها در کاراکترهای مختلف نمود داشته است. این بار نیز نادر با اینکه فردی کاملا عامی و ساده است، توانسته عمق بازی نوروزی را به منصه ظهور بگذارد
محمودی با بیان اینکه ژانر اجتماعی یکی از پرطرفدارترین و همچنین قدرتمندترین زمینههایی است که میتوان در آن معضلات جامعه را به تصویر کشید، میگوید: «در کارهای قبلیام نیز این ژانر را وارد کردم، چرا که فکر میکنم برای شفافسازی محتوای قصه بسیار به کار میآید. موفقیت تله فیلم قبلیام نیز تا حد زیادی مدیون همین عامل است ضمن اینکه داستان جدیدی داشت و گروه حرفهای ما را یاری میدادند. بعد از پایان 4?حرفی نیز این نوید را به خوانندگان شما میدهم که کاری بسیار متفاوتتر از آنچه تاکنون ساختهام با همین گروه تولید کنم.»
شراکت استاد و شاگرد در جرم
رامین راستاد از جمله بازیگرانی است که همواره بازی در نقشهای متفاوت و به چشم آمدن این تفاوت را بر کمیت ترجیح میدهد. این را خودش میگوید و معتقد است تا به حال هر کاراکتری را که ایفا کرده، نوع جدیدی از بازی را در کارش وارد ساخته است. رحمت با وجود سادگی و تفکر معمولی که در تلهفیلم 4?حرفی دارد، از نظر راستاد ویژگی خاصی را در وجودش پررنگتر ساخته که وی آن را به واژه قالتاق تعبیر کرده و میگوید: «رحمت را صرفا به دلیل زرنگبازیهایش پذیرفتم نه به این معنی که او را به عنوان نمایندهای از حرفه بنگاهداران جلوه دهم بلکه این فرد با کلاهبرداری قصد دارد کسبش را پیش برد و این فرآیند در ذات او نهادینه شده و ربطی به شغلش ندارد. فکر نمیکنم تا به حال چنین آدمی را بازی کرده باشم.»
راستاد که دومین همکاریاش را با جمشید محمودی تجربه میکند درخصوص همکاری قبلیاش میگوید: «فیلم «میتونه آخریش باشه» نه تنها به زعم من بلکه به گفته دیگران از جمله آثار خوشساخت و پرتکنیک در میان فیلمهای تلویزیونی بود. آنجا نیز نقش جوانی را داشتم که برای خوشحالی همسر و فرزندانش ماشینی را میدزدد تا برای یک بار هم که شده بساط تفریح آنها را فراهم آورد اما در پایان بر اثر تصادفی جان خود را از دست میدهد.»
راستاد که بیشترین بازیاش در تلهفیلم 4?حرفی در دفتر املاک تصویربرداری میشود، معتقد است این فضای همیشگی باعث نمیشود تا بازیام یکنواخت باشد درست مثل زن خانهداری که تمام فعالیتش در حوزه خانه محدود میشود. این مکان نیز محل کار و زندگی من است و بیشتر اتفاقات داستان در این چهاردیواری شیشهای برایم رقم میخورد.
رحمت در این کار دستیاری نیز دارد که نقش آن را رضا آحادی ایفا میکند. کریم که شاگرد بنگاه است، شخصیت سادهای دارد که معلوم نمیشود در جریان فیلم همدست رحمت است یا مخالف او!
رضا آحادی چندان این شخصیت را باز نمیکند و فقط میگوید: «کریم بنابه وضعیت شغلیاش، درگیر ماجرای صاحبکارش میشود و در این تلهفیلم شخصیتی خاکستری است که در دو موقعیت نصیحتگونه و شراکت در جرم غوطهور است.»
عوامل اصلی برنامه عبارتند از: نویسنده و کارگردان: جمشید محمودی/ تهیهکننده: نوید محمودی/ دستیار کارگردان و برنامهریز: سیامک سرافت/ مدیر تصویربرداری: عبدالله عبدینصب/ نورپرداز: محمد نعمتی/ صدابردار: هادی افشار/ صداگذار: محمد یوسفی/ طراح گریم: محسن دادسنج/ طراح صحنه و لباس: محمدرضا میرزا محمدی/ مدیر تولید: روحالله مهاجری/ ناظر کیفی: فاطمه حمیدی/ جلوههای ویژه یارانهای: محمدحسام فضلی، برهان دارابی و پدرام اختر خاوری/ بازیگران: رحیم نوروزی، شبنم مقدمی، مهسا پرورده، رضا آحادی و غفور صد خسروی/ با حضور: رامین راستاد و عباس غزالی/ با هنرمندی: علی اسیوند/ بازیگران خردسال: پارسا قرهخانلو و علی طاووسی
پروانه صدقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....