بازرگانان، به تحریم سیاستمداران اعتنا نمی‌کنند

چندی پیش تجار و بازرگانان دبی با جانشین حاکم دبی دیدار کرده و ضمن انتقاد از موانعی که به دلیل تحریم‌های غرب علیه ایران بر سر راه تجارت با ایران قرار گرفته است، از وی خواستند تا در این زمینه مانع از زیان دیدن بخش تجاری دبی شود.
کد خبر: ۳۷۰۹۷۵

تجار دبی ازجمله صادرکنندگان و واردکنندگان مواد غذایی، ساختمانی و دارویی در جریان دیدار با شیخ مکتوم بن محمد بن رشید آل مکتوم، نائب حاکم دبی از مشکلاتی که پس از وضع تحریم‌‌های بین‌المللی و محدودیت‌های بانکی علیه ایران بر سر راه تجارت با ایران قرار گرفته است، انتقاد کرده از وی خواستند تا در این مورد مداخله نموده و از زیان‌‌هایی که ممکن است به بخش تجارت دبی وارد شود، جلوگیری کند. به گفته این تجار اماراتی، تحریم‌‌های سازمان ملل متحد، موانعی را بر سر راه صادرات مواد غذایی و سایر محصولات و کالاها و همچنین محدودیت‌‌های بانکی ازجمله عدم امکان باز کردن حساب اعتباری دائم برای طرف ایرانی قرارداد و تامین منابع مالی لازم برای انجام قرارداد با ایران به وجود آورده است.

این انتقاد از اقدام امارات در حالی صورت می‌گیرد که 6 ماه پیش شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه 1929 را علیه ایران از تصویب گذراند. پس از آن نیز برخی از کشورها ازجمله امارات عربی اجرای این تحریم‌ها را عملی کردند.

امارات در همسویی با این تحریم‌‌ها از فعالیت 40 شرکت بین‌المللی و محلی در این کشور به دلیل نقض تحریم‌‌های سازمان ملل و ارسال مواد تجهیزات دارای کاربرد دوگانه به ایران جلوگیری کرده است.

چندی پس از آن نیز بانک مرکزی امارات عربی متحده در اجرای این تحریم‌ها دستور مسدود شدن 41 حساب بانکی مربوط به اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی را صادر کرد.

البته پس از این اقدام همسایه جنوبی و حاشیه‌نشین خلیج فارس، وزارت بازرگانی ایران اعلام کرد که امارات با تحریم‌‌ها علیه ایران همسو نشده است و مسدود شدن حساب‌های بانکی و فعالیت شرکت‌های ایرانی با موضوع تحریم‌ها ارتباطی ندارد.

نگرانی آمریکا از کنار کشیدن امارات

پس از رسانه‌ای شدن انتقادات بازرگانان اماراتی، نگاه‌ها به سوی واکنش این شیخ نشین عربی معطوف شد؛ واکنش شیخ‌نشین دبی از آنجا دارای اهمیت است که نبض امارات بر مولفه‌هایی از جنس اقتصاد و تجارت می‌تپد.

اما پیش از هر اقدام امارات، ایالات متحده در ادامه دیپلماسی تحریم منطقه‌ای علیه ایران به رایزنی با این کشور برای ماندن در جبهه تحریم‌ها پرداخت. در این قالب نیز سفر یک روزه تیموتی گایتنر، وزیر خزانه‌‌داری آمریکا به ابوظبی با هدف اطمینان از همراهی امارات با تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران صورت گرفت. استقبال امارات از این سفر نشان می‌دهد با وجود ضرری که تحریم‌های ایران بر بخش تجارت امارات وارد می‌‌کند، این کشور قصد ندارد از شدت تحریم‌ها علیه ایران بکاهد. البته این مساله با واکنش مثبت آمریکا همراه شده است؛ چنانچه گایتنر در دیدار با شیخ محمدبن زاید بن سلطان آل نهیان، حاکم ابوظبی ضمن تشکر از امارات به خاطر همسو شدن با تحریم‌ها علیه ایران خاطرنشان کرد، آمریکا می‌‌داند که امارات بیش از هر کشور دیگری برای همراهی با این تحریم‌ ها، متحمل فشار شده است.

البته پیش از این نیز وزیر امور خارجه امارات عربی متحده از تعهد کشورش به تحریم‌‌های سازمان ملل در ارتباط با ایران سخن گفته بود. چراکه پس از وضع تحریم‌‌هایی که بانک‌‌های ایرانی را با محدودیت مواجه کرده است، سطح تجارت 25 هزار شرکت مستقر در امارات عربی متحده که بیش از 40 سال به تجارت با ایران مشغول هستند به میزان 40 درصد کاهش پیدا کرده است.

پیوندهای ایران و امارات

امارات عربی متحده کشوری متشکل از 7 امارت یا شیخ ‌نشین در حاشیه جنوبی خلیج فارس است. امارات عربی متحده کشوری است که در سال 1971 با سازماندهی انگلیسی‌‌ها و پیوستن 7 شیخ‌‌نشین ابوظبی، عجمان، فجیره، شارجه، دبی، راس‌‌الخیمه و ام‌‌القوین ایجاد شد. وسعت سرزمینی این کشور 83600 کیلومتر مربع است و جمعیت آن حدود 7 میلیون نفر است، اما از این تعداد جمعیت تنها یک میلیون را جمعیت بومی و اصیل تشکیل می‌‌دهند و 6 میلیون نفر دیگر از سایر کشورها و مناطق جهان بخصوص جنوب آسیا و ایران هستند. امارات عربی متحده همچنین از نظر نرخ مهاجرت در جهان رتبه اول را داراست. هرچند این کشور در نماگرها و نمودارهای جغرافیایی و جمعیتی کوچک محسوب می‌شود، اما اهمیت سیاسی و اقتصادی آن در چند دهه گذشته به تدریج افزایش یافته است. با توجه به نوع روابط امارات عربی متحده با جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت این کشور برای ایران بسیار زیاد محسوب می‌شود.

این اهمیت با پیوندهایی از جنس تجارت و بازرگانی عجین شده است. به طوری که هر هفته حدود 300 پرواز 2 کشور ایران و امارات را به یکدیگر پیوند می‌زند و در حدود 9500 شرکت در امارات شریکی ایرانی دارند که تا 49 درصد سهام آن در اختیارشان است.

سطح تجارت ایران و امارات نیز در سال 2008 برابر با 12 میلیارد دلار و در سال 2009 این میزان 8 میلیارد دلار بوده است که بیشتر میزان آن به صادرات مجدد کالا از دبى به ایران مربوط مى‌ شود. در حال حاضر حدود 400 هزار ایرانی در دبی ساکن هستند و حدود 8 هزار شرکت ایرانی در دبی به ثبت رسیده است که اکثر آنها در حوزه تجارت امارات و ایران فعالیت می‌‌کنند.

ریشه‌های اختلاف

با وجود این نماگرها و نمودارهای اقتصادی امارات عربی متحده را می‌‌توان یکی از بازیگران یا همسایگان مهم برای جغرافیای جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد. این اهمیت و اولویت تا جایی است که به باور بسیاری، امارات یکی از 10 کشور با درجه اهمیت بالا برای ایران است. با این حال این کشور که در عمق جغرافیایی نفوذ ایران قرار دارد روابط متعادل و متوازنی را با ایران تجربه نکرده است.

به واقع پاندول روابط تهران و دبی دامنه‌ای پرفراز و نشیب را طی کرده است. در برد نشیب‌های این تابع مناسباتی، جزایر سه گانه قرار دارد؛ به طوری که می‌توان مساله جزایر سه گانه را مهم‌ترین تنش سیاسی بین ایران و امارات عربی متحده محسوب کرد که تاکنون چالش‌‌های عمده‌ای را در روابط دو کشور ایجاد کرده است. اگرچه بخش عمده‌ای از چنین چالش و تنش‌هایی ریشه در گذشته و رویکرد کشورهای غیربومی دارد، اما بخشی نیز معلول رویکردهای این کشور در قبال ایران است. با این حال بخش عمده‌ای از ادعاهای امارات در مورد جزایر سه‌ گانه به سیاست‌‌ها و رقابت‌‌های بازیگران فرامنطقه‌ای در خلیج فارس به گذشته‌ای برمی‌گردد که البته انگلیس در این مورد نقشی اساسی را داشته است.

از منظر تاریخی نیز این نقش انگلیس دارای سوءنیت و تفرقه‌افکنانه بوده است. چنان که از وقتی که ایران و روسیه در دهه 1880 مذاکراتی را برای حضور روسیه در خلیج فارس داشتند، انگلیس درصدد جدا کردن جزایر سه ‌گانه از ایران برآمده است. البته این رویای انگلیسی‌ها هیچ‌گاه تعبیر نشد و به موجب قرارداد و تفاهمنامه 1971 این موضوع بین ایران و شیخ‌نشین شارجه و راس‌الخیمه حل و فصل شد. اما در آغازین سال‌های دهه 1990 به مانند رژیم حقوقی دریای خزر، جزایر سه‌گانه نیز مورد بهانه‌تراشی‌های اماراتی‌ها قرار گرفت؛ این اختلافات که از این سال‌ها وارد مرحله جدیدی شد، تاکنون ادامه داشته و رایزنی‌ها و میانجیگری‌ها هم نتوانسته به حل و فصل این مساله کمکی کند.

دوشادوش عربستان

به طور معمول کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سیاست‌‌های منطقه‌ای خود را با سیاست‌‌های ایالات متحده و عربستان سعودی هماهنگ می‌کنند؛ سیاست‌هایی که در گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده است.

البته در این میان امارات عربی متحده همراستایی بیشتری را با سیاست‌های عربستان سعودی تجربه کرده است. عربستان بر این باور است که در طول چند سال اخیر هرگونه عادی شدن روابط ایران با منتقدان سیاست‌های جمهوری اسلامی نظیر مصر و آمریکا منافع و مصالح راهبردی این کشور را در منطقه به خطر خواهد انداخت. ایران در یمن، عراق، سوریه و لبنان نفوذ و جایگاه ویژه‌ای دارد؛ جایگاهی که موجب نگرانی عربستان و کاهش نفوذ سنتی این کشور در منطقه را فراهم ساخته است. البته در آن طرف هم امارات به دنباله‌روی از عربستان از محور ایران، ترکیه، سوریه و عراق به دلایلی نگران است.

این دوشادوشی سیاست‌های امارات با عربستان البته مطلق نبوده و در سال‌های اخیر تغییراتی را نیز شاهد بوده است. به واقع این کشور به دنباله‌روی صرف از ریاض اکتفا نکرده و همزمان سعی کرده تا خود را از زیر سایه این کشور بیرون آورد. جهتگیری کلان این کشور نشان می‌دهد که امارات عربی متحده در عرصه روابط و سیاست منطقه‌ای درصدد مدیریت این روابط برای کاهش تهدیدات محیطی و همچنین افزایش نقش منطقه‌ای خود است.

رویکرد تعاملی اعراب

با وجود این ریشه‌های اختلاف و جهتگیری‌های جانبدارانه، اما تعامل ایرانی و عربی در طول سال‌های اخیر تغییراتی را تجربه کرده است. چنان که محمود احمدی ‏نژاد به نخستین رئیس‌جمهور ایران در عمر انقلاب اسلامی بدل شده است که در نشست سال 2007 سران شورای همکاری خلیج فارس در دوحه شرکت کرد. به واقع احمدی‌نژاد نخستین رئیس‌جمهور ایران بود که از زمان تشکیل این شورا در 26 سال پیش از آن، در اجلاس سران آن شرکت می‌کرد.

در این اجلاس رئیس‌جمهور ایران اعلام کرد که ما خواهان صلح و امنیت بدون هرگونه نفوذ بیگانه هستیم و پیشنهاد برقراری پیمان‌ها و نهادهای اقتصادی و امنیتی را در میان این 7 دولت برای خدمت به مردم منطقه و برقراری صلح و شکوفایی برای همه، مطرح کرد.

این رویکرد در تقابل با تبلیغات کشورهای غیربومی بود که سعی ‌داشت ایران را در مقابل شورای همکاری خلیج فارس قرار دهد. وی همچنین تنها رئیس‌جمهور ایرانی بود که از کشور امارات عربی متحده بازدید کرد. از این رو اگر چه گاه به گاه انتقاد و اعتراض نازلی تحت فشار غرب از شورای همکاری خلیج فارس اعلام می‌شود، ولی کشورهای عربی در بیشتر برهه‌های بحران‌زای پرونده هسته‌ای ایران دیپلماسی سکوت را در پیش می‌گیرند. این سکوت و انفعال کشورهای عربی خلیج فارس درباره پرونده هسته‌ای ایران بی‌توجهی به سیاست غرب است که تلاش دارد فعالیت‌های هسته‌ای ایران را پیش از هر چیز برای همسایگان جنوبی‌اش خطرناک توصیف کند.

از این رو این سکوت و پرهیز از موضعگیری اعراب خلیج فارس، نگرانی آمریکا را در پی دارد؛ آمریکا سعی دارد تا به موازات فشار سیاسی و اقتصادی یک هجمه رسانه‌ای منطقه‌ای را علیه ایران ترتیب دهد. طرح پرونده‌هایی نظیر امپراتوری ایرانی، هلال شیعی، دخالت ایران در کشورهای عربی و اسلامی منطقه، زلزله‌خیز بودن ایران و خطر تشعشات هسته‌ای و دیگر القائات و اتهامات این‌چنینی تلاشی برای همراهی اعراب است.

با این وجود اعراب در یک رویکرد منفعت‌طلبانه و سودجویانه رویه‌ای دوگانه را در مواجهه با ایران نظیر روسیه در پیش گرفته‌اند. آنان انتظار دارند که در قبال این سکوت و انفعال ایران پاسخی درخور توجه به آنها بدهند.

روی دیگر این رویکرد دوگانه نحوه تعامل با غرب است. در چارچوب این سیاست در آغاز سال 2009 قرارداد استفاده و بکارگیری از انرژی هسته‌ای میان آمریکا و امارات عربی متحده منعقد شد. بر اساس این قرارداد ایالات متحده آمریکا به امارات عربی متحده کمک می‌کند تا این کشور به انرژی هسته‌ای دست پیدا کند. در صورت تحقق این امر امارات عربی متحده اولین کشور عربی خواهد بود که با استفاده از انرژی هسته‌ای می‌تواند برق تولید کند. رسیدن به این افق استفاده از انرژی هسته‌ای در گرو همکاری بیشتر با آمریکاست. این امر نشان می‌دهد که جهتگیری سیاست‌های منطقه‌ای امارات می‌بایست همخوانی و همنوایی بیشتری را با آمریکا تجربه کند. اعلام توقیف کشتی حامل تسلیحات از کره شمالی به مقصد ایران و محدودیت در بارگیری محموله‌ها از بنادر این کشور به مقصد ایران در این راستا قابل ارزیابی است.

امارات؛ متضرر اصلی

با بازخوانی دوباره رفتارهای اخیر خارج از چارچوب تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران می‌توان گفت که اعتراض و انتقاد تجار و بازرگانان اماراتی تنها نمونه‌ای است از این مساله که بازرگانان سخن سیاستمداران را گوش نمی‌کنند و جدی نمی‌گیرند. مساله‌ای که پیش از این در مورد شرکت‌هایی از روسیه، چین، ونزوئلا، ترکیه و هند رخ داده است؛ شرکت‌هایی که بر خلاف اصرارهای ایالات متحده و تحریم‌‌های یکجانبه بین‌المللی همچنان در حوزه تجاری و بازرگانی ایران فعالیت می‌کنند. این علاقه‌مندی تجارت با ایران تنها شامل شرکت‌های غیرآمریکایی نمی‌شود و در مورد شرکت‌های آمریکایی نیز صدق می‌کند.

پیامد محسوس این علاقه‌مندی سبب شده است تا در آمریکا تشدید تحریم‌ها علیه ایران با واکنش مثبت رو به ‌رو نشود؛ چنان که بخش خصوصی نگاهی منفی به این تشدید دایره تحریم‌ها دارد. در یک نمونه از این برخوردهای منفی بیش از 9 سازمان اقتصادی و تجاری از جمله اتاق بازرگانی، انجمن ملی تولیدکنندگان و نیز شورای تجارت خارجی آمریکا با ارسال‌نامه‌ای به کاخ سفید درباره پیامدهای تحریم‌های یکجانبه ابراز نگرانی کرده‌‌اند.

از این رو می‌توان گفت که بخش اقتصادی امارات نیز به خوبی نسبت به اهمیت روابط بازرگانی با ایران آگاهی داشته و توجه خاصی نیز به افزایش این مناسبات دارد. از این رو شاید تعهد و همکاری امارات نسبت به اجرای تحریم‌ها صرفا رویکردی رسانه‌ای و از سر اجبار سیاسی باشد.

آمارها نشان می‌دهد که بیش از 8 هزار شرکت ایرانی در امارات فعالیت می‌کنند و بر اساس آمار وزارت بازرگانی خارجی امارات، میزان صادرات مجدد امارات به ایران در سال 2009 با 16 درصد رشد به 26 میلیارد درهم معادل 7 میلیارد دلار رسیده است. این رقم میزانی چشمگیر و قابل توجه در تراز تجارت خارجی امارات است و همسویی با تحریم‌ها دست تجار اماراتی را از این دلارها کوتاه می‌کند. چنان که روزنامه خلیج تایمز از زیان 7 میلیارد دلاری امارات از سیاست تحریم آمریکا علیه ایران خبر داده و نوشته است که تحریم‌ها درآمد 7 میلیارد دلاری دبی از محل صادرات مجدد به ایران را به خطر می‌اندازد. از این رو ناگفته پیداست که اعمال تحریم‌های تجاری علیه ایران موجب کاهش مبادلات تجاری ایران و امارات و به زیان امارات تمام خواهد شد.

ارسلان مرشدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها