حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به دنبال ایجاد هراس از اسلام، اقدامات برنامهریزی شدهای برای اسلامستیزی در غرب صورت گرفت. در این پروژه، اسلامستیزی پدیدهای تکبعدی نبود بلکه به عنوان یک فرآیند، اشکال و مظاهر گوناگونی داشته است. با بررسی واقعیات و رخدادها میتوان نشانههای اسلامستیزی را اینگونه دستهبندی کرد:
تلاش در اشغال سرزمینهای اسلامی
آغاز این حرکت در گذشته، وقوع جنگهای صلیبی با جهان اسلام بود. این جنگها به بهانه آزادسازی شهر مقدس، یعنی قدس (اورشلیم) از دست مسلمانان به راه افتاد.
چنین روح صلیبی هنوز هم بر تفکرات گروههای تندرو مسیحی حاکم است که از آنها با عنوان مسیحیان صهیون نام برده میشود و شاید همین امر تفسیرگر بخشی از تلاش غرب به ستیز با مسلمانان و سلطهیافتن بر آنان است. این تفکرات افراطی، راه نجات را در حمله و اشغال سرزمینهای اسلامی بویژه بیتالمقدس میداند. اشغال عراق و افغانستان را نیز میتوان از این منظر تحلیل کرد.
فعالسازی فعالیتهای میسیونری
میتوان گفت نوعی رابطه مثبت میان افزایش هراس غربیها از اسلام و شدت فعالیتهای تبشیری (میسیونری) وجود دارد. گویا تلاش برای مسیحیکردن مسلمانان و واردکردن آنان به «محبت مسیحیت»، از ترفندهای دفاعی است که غربیها برای جبران نفرتشان انجام میدهند.
امروزه عملیات تبلیغی تبشیری مسیحی در جهان اسلام، بویژه در کشورهای فقیر علیالخصوص در آفریقا که از ثبات سیاسی و اقتصادی برخوردار نیستند، بشدت جریان دارد. در افغانستان و در سایه حضور نظامی ایالات متحده و همپیمانانش، سازمانهای کمکرسانی و توسعه آمریکایی و اروپایی وجود دارد که بسیاری از آنها تحت عنوان کمکرسانی، فعالیتهای تبشیری دارند.
تبلیغات رسانهای در زمینه اسلامهراسی
عملیات روانی از شگفتانگیزترین پدیدههای اجتماعی است و جزو تاثیرگذارترین، نافذترین، سریعترین و کمهزینهترین نوع عملیات به شمار میرود. غرب و در راس آن آمریکا با دارا بودن اندکی از جمعیت جهان، 75 درصد تبلیغات (و عملیات روانی) دنیا را انجام میدهد و تنها در آمریکا بنگاههای تبلیغاتی آن کشور سالانه بیش از 45 میلیارد دلار صرف تبلیغات کرده و هر سال بیش از 90 فیلم، 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامههای صدای آمریکا به 37 زبان برای چندین میلیون شنونده تولید و پخش میشود. همچنین منبع اصلی 80 درصد کل اخباری که در جهان منتشر میشود، شبکههای خبری غرب است، 70درصد تمام برنامههای تلویزیونی، 90 درصد اخبار دیداری، 82 درصد تجهیزات الکترونیکی و اطلاعاتی و 90 درصد اطلاعات ذخیره شده در رایانهها غربی است.
امروز جهان غرب با درک این واقعیت و پی بردن به سودمندی، نافذ بودن و کارساز بودن آن، با تمامی امکانات علیه جهان اسلام اقدام به عملیات روانی کرده و سعی در مخدوش جلوه دادن اسلام دارد. هدف از این اقدامات نیز تاثیر بر افکار عمومی غرب علیه جهان اسلام و برانگیختهکردن، حساس نمودن و بسیج اجتماعی و فکری علیه مسلمانان است. در اینجا به نمونههایی از بازنمایی اسلام و مسلمانان در رسانههای غرب میپردازیم:
الف) بازنمایی اسلام در رسانههای آمریکا
تحلیل محتوای بیش از 100 برنامه و مطلب منتشره شده در رسانههای عمده (اعم از شبکههای تلویزیونی و روزنامههای کثیرالانتشار) آمریکا طی سالهای 2003 ـ 2001 حاوی نکات زیر است: (شایان ذکر است در این بررسی تنها مطالبی برگزیده شده است که آشکارا یا تلویحی به مساله تروریسم و حادثه 11 سپتامبر پرداختهاند).
ـ در بیش از 80 درصد مطالب هر جا از تروریسم سخن به میان آمده است بیدرنگ نام اسلام یا مسلمانان ذکر شده است. گویی این دو، واژگانی متفاوت برای یک مفهوم یا منظورند.
ـ هر جا از 11 سپتامبر سخن گفته شده است بلافاصله بنیادگرایی اسلامی یا «تروریستهای مسلمان» با آن حادثه همبسته شده است. از مجموع یافتههای این تحقیق میتوان نتیجه گرفت که از نظر اغلب تحلیلگران رسانهای و نویسندگان غرب، تروریسم همان اسلام است و مسلمانان حامیان، عاملان و مروجان اصلی تروریسم در جهان هستند.
ب) بازنمایی اسلام در فیلمهای هالیوود
در این راستا فیلمهای هالیوودی نیز با کلیشهسازیها بهبازنمایی اسلام و مسلمانان میپردازند. در بررسی چگونگی بازنمایی بسیاری از فیلمهای هالیوود درخصوص اسلام میتوان به نکات زیر دست یافت:
ـ در تصاویر ارائه شده از مسلمانان، خشونت و تروریسم همنشین دین اسلام و آموزههای آن تصور شده است.
ـ اغلب تصاویر ارائه شده از مسلمانان مبتنی بر دیدگاههای تقابل بین شرق (بویژه مسلمانان) و غرب میباشد.
ـ در تصویرسازیها، یهودیان و مسیحیان در کنار یکدیگر به مثابه خودی به شمار میروند و مسلمانان «دیگری بد و شرور» هستند.
ـ زندگی مسلمانان، بیابانی و عقبمانده ترسیم شده است.
مخاطبان تبلیغات رسانههای غربی
عملیات روانی آمریکا و غرب برای پروژه اسلامستیزی دو گروه مخاطب اساسی را در بر میگیرد؛ افکار عمومی داخلی کشورهای غربی و افکار عمومی جهان اسلام. دستگاه عملیات روانی غرب با شگردها و فنون مختلف عملیات روانی میکوشد تا به افکار عمومی داخلی القا کند که دشمن اصلی دموکراسی، آزادی و تمدن غرب، جهان اسلام است.
دستگاه تبلیغاتی غرب برای هر یک از سنخهای افکار عمومی خود، پیامهای ویژهای را طراحی و اجرا میکند. دستگاه تبلیغاتی و عملیات روانی در پی آن است تا اولا افکار عمومی داخلی را مجاب کند که نبرد غرب با جهان اسلام نبرد میان دو اردوگاه
خیر و شر است. ثانیا نبرد میان این دو اردوگاه اجتنابناپذیر است؛ زیرا اردوگاه شر در صورت سرکوب نشدن، آرامش و امنیت را از جهان دموکراتیک سلب خواهد کرد و رفاه و آسایش را برای غرب حرام خواهد کرد.
گروه دوم مخاطبان عملیات روانی غرب، افکار عمومی جهان اسلام است. دستگاه عملیات غرب میکوشد تا غرب را دوستدار مسلمانان و حامی آزادی آنان معرفی کند و آنان را به دموکراسی، زندگی بهتر، آزادی و تمدن وعده میدهد و تمدن غرب را واجد همه این عناصر معرفی میکند و اسلام سکولار را بویژه در میان نخبگان ترویج و تبلیغ میکنند. این اقدامات از یک سو در پی وانهادن و صرفنظر کردن مسلمانان از آموزههای اسلام است و از سوی دیگر در پی جایگزینی اسلام غیرسیاسی به جای اسلام سیاسی است. نکات فوق آشکار میسازد که غربیها در عملیات روانی خود علیه جهان اسلام برای هر یک از دو گروه مخاطب پیشگفته از روشها و شگردهای مختلفی بهره میبرند و افکار عمومی داخلی خود را متقاعد میکنند که با نظر مثبت، هیات حاکمه غرب را در تعقیب اهدافش علیه اسلام و مسلمانان حمایت کند.
میزان تاثیر تبلیغات اسلامهراسانه بر افکار عمومی غرب
پرسش اصلی در این زمینه آن است که تلاشهای همهجانبه و گسترده دستگاههای تبلیغاتی و رسانههای غرب تا چه میزان توانسته است افکار عمومی خود را نسبت به جهان اسلام هراسان نموده و موجب بروز احساسات اسلامستیزانه در میان آنان شود؟ بررسی نتایج نظرسنجی صورت گرفته طی یک سال و نیم گذشته در کشورهای غربی (آمریکا و اروپا) که از سوی مرکز تحقیقات به 5زبان رصد و گزارش میشود حاوی نکات زیر است:
علیرغم تبلیغات گسترده و همهجانبه در زمینه اسلامستیزی و اسلامهراسی، مردم کشورهای اروپایی و نیز مردم آمریکا از اسلام و مسلمانان هراس چندانی ندارند و درواقع این تبلیغات و جنگ روانی تاثیر چندانی در افکار عمومی نداشته است. به عنوان نمونه نتایج نظرسنجی هفتهنامه آلمانی Die Zeit که در شهریور 89 انجام یافته نشان میدهد 78 درصد مردم آلمان گفتهاند از دین اسلام و مسلمانان نمیهراسند.
همچنین نتایج نظرسنجی مجله آلمانی اشترن که در مرداد 88 انجام شده نیز حکایت از آن دارد که اسلام اصلا جزو نگرانیها و تهدیدهای آنها نیست. نتایج نظرسنجی موسسه فورسا در اسفند 88 نیز نشان میدهد فقط 26 درصد از آنان رشد اسلامگرایی را دغدغه خود میدانند. نتایج نظرسنجی موسسه هلندی موریس دوهونر در دی 88 نیز حاکی از آن است که اکثریت افکار عمومی هلند (47 درصد) بر این باور است که مواضع رهبران احزاب تندرو صرفا جنبه منافع حزبی دارد و بیانگر یک نگرانی واقعی از گسترش اسلامگرایی نیست. علاوه بر این نتایج نظرسنجیهای دیگر در آلمان که گرایشهای نژادپرستانه در آنجا قوت دارد نشان میدهد که 70 درصد آلمانیها نسبت به شهروندان خارجی مسلمان هیچگونه تنفری ندارند. (موسسه آلمانی
Leleh?Bergers، ژوئن 2010).بنا بر آنچه گفته شد به نظر میرسد دولتمردان از یکسو با برجستهسازی خطر اسلام و انگارهسازی «اسلام معادل تروریسم» در پی جلوگیری از گسترش اسلام هستند و از سوی دیگر مایلند افکار عمومی کشورهای خود را قانع کنند که اسلام علاوه بر خشونت و تروریسم، تمدنسوز بوده و با مظاهر تمدن غرب در تضاد است تا از طریق وحشت بهوجود آمده، تایید لازم را از افکار عمومی کشورهای خود برای حضور در کشورهای اسلامی و بهرهبرداری مادی، اقتصادی و بازار مصرف وسیع بگیرند. آنچه در این میان موید و مقوم اقدامات مذکور است وجود بحران اقتصادی شدید در غرب است که راه برونرفت از آن دستیابی به بازار وسیع، دستیابی به منابع مالی و ثروت کشورهای اسلامی است.
عاصفه توکلی خمینی - محمدمهدی منصفپور / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....