بتدریج مفهوم خودروهای اسپرت معنای واقعی پیدا میکرد و شرکتهای نهچندان پرشمار خودروسازی آن دوران نیمنگاهی نیز به این مقوله هیجانانگیز پیدا کرده بودند.
جلب توجه جوانان به میدان اصلی رقابت میان این شرکتها تبدیل شده بود. خودروهایی که در این کلاس طراحی و ساخته میشدند جدای از اینکه قوارهای بزرگ و کشیده داشتند به واسطه اسپرت بودنشان از یکسری آپشنهای اضافی نیز برخوردار بودند، مثلا چراغهای بزرگ در قسمت عقب و جلو و برجستگیهای متنوع بر روی بدنه. Thunderbird شرکت فورد را میتوان نمونه بارزی از این نگرش دیدنی عنوان کرد که در ابتدای دهه 70 به یک محصول خبرساز تبدیل شده بود.
فورد سال 1960 خودروی Thunderbird را رونمایی کرد. البته نخستین سری این خودرو سال 1955 طراحی و ساخته شده بود، با این حال هر سال ابداعات تازهای در آن صورت میگرفت اما مدلی که سال 1955 ارائه شد یکی از بهترین نسخهها در نوع خود به شمار میآمد.
این خودرو در سالهای بعدی یعنی حتی در سالهای 1968، 1970 و آخرین بار در سال 2004 مفهومی و با 6 چرخ! ارائه شد تا پرونده Thunderbird در این سال رسما بسته شود. فورد این خودرو را با هدف به دست آوردن سهم قابل توجهی از بازار تازه رونق یافته خودروهای اسپرت آن دوران ارائه کرد.
البته بر خلاف خودروهای رقیب آن زمان نظیر Corvette ساخت شورلت، خودروی Thunderbird صرفا یک خودروی تمام عیار اسپرت نبود به طوری که فورد آن را یک خودروی لوکس شخصی عنوان کرده بود.
اما نکته جالب توجه این است که دقیقا از همان روزی که این توصیف ارائه شد، گویی مفهوم تازهای در دنیای خودروسازی شکل گرفته بود؛ خودروی لوکس شخصی! تا سال 1958 این خودرو تنها دارای 2 صندلی بود اما در این سال ردیف دوم نیز به آن اضافه شد.
فورد این ابتکار عمل را صرفا برای افزایش سطح عملکرد این خودرو به کار گرفت. به این ترتیب نسخههای بعدی این خودرو بزرگتر و البته لوکستر شدند تا اینکه سال 1977 و پس از آن سال 1980 خط تولید این خودرو دچار تغییر و تحولات اساسی شد. فروش این خودرو تا دهه 90 میلادی هم ادامه داشت و استقبال خوبی نیز از آن میشد.
نخستین جرقههای Thunderbird
تاریخ خودروسازی جهان نشان میدهد 3 نفر در شکلگیری خط تولید این خودرو نقش اساسی داشتند.
لوس دی کورس از مدیران ارشد اجرایی و بازنشسته جنرال موتورز، جورج والکر از معاونین ارشد در شرکت فورد و فرانک هرشی از طراحان فورد. کورس و والکر اکتبر 1951 دیداری در فرانسه داشتند.
آنها در حالی که در یکی از خیابانهای پاریس با یکدیگر قدم میزدند خودروهای اسپرتی که در خیابانهای شلوغ آن روزهای پایتخت فرانسه در تردد بودند را به یکدیگر نشان میدادند که در این لحظه والکر گفت: چرا ما نباید یکی شبیه آنها داشته باشیم؟! او بلافاصله با یکی از طراحان فورد تلفنی درباره این قضیه صحبت کند.
این شخص کسی نبود جز ضلع سوم این مثلث هیجانانگیز یعنی فرانک هرشی. او این ایده را بارها و بارها مورد بررسی قرار داد و در نهایت کار بر روی طراحی یک خودروی لوکس اسپرت را آغاز کرد.
طراحی مورد نظر وی برای یک خودروی 2 نفره با 1145 کیلوگرم وزن و موتوری 8 سیلندر بود که سرعتی حدود 160 کیلومتر در ساعت داشت.
مدلی از جنس خاک رس
ایده اولیه والکر در حال تبدیل شدن به واقعیت بود. هرشی بارها طراحی اولیه را اصلاح کرد و در نهایت در 18 می 1953 مدلی بر اساس آن که البته با استفاده از خاک رس تهیه شده بود ارائه کرد.
آنچه که وی به عنوان مدل نهایی ارائه کرد با مدلهای اسپرت و لوکس اروپایی توان رقابت داشت. البته پس از طراحی نهایی مشکل بعدی به سرعت خودنمایی کرد و آن چیزی نبود جز تعیین نام برای این محصول جدید. نامهای زیادی که عمدتا یا مضحک یا عجیب و غریب بودند برای آن پیشنهاد شد، نامهایی همچون
Hep Cat،Beaver (سگ آبی)، Runabout (سرگردان)، Detroiter وCoronado . در پیشنهاد این نامها همواره به نوعی تلاش میشد تا خبر از تولد محصولی متفاوت و هیجانبرانگیز داده شود.گفته میشود حدود 5000 نام مختلف و اکثرا عجیب برای این خودرو ارائه شد.
Whizzer (غژغژکننده) نیز یکی از اصلیترین پیشنهادات بود. کار به جایی رسید که کورس برای کسی که مناسبترین نام را پیشنهاد کند کت و شلواری به ارزش 250 دلار تعیین کرد.آلدین که یکی از طراحان بنام خودرو در آن زمان بود
Thunderbird به معنای (مرغ افسانهای رعد و برق) را پیشنهاد کرد. البته او هیچگاه درخواستی برای دریافت کت و شلوار تعیین شده مطرح نکرد اما در نهایت کت و شلواری به ارزش 95 دلار به همراه یک شلوار اضافه به دست آورد.تا زمانی که این خودرو به صورت 2 سرنشینه ساخته میشد استقبال چشمگیری از آن به عمل نمیآمد، هر چند گروه سنی جوان آن روزهای آمریکا به شدت به این خودرو علاقه نشان میدادند.
مدیران فورد همواره در این فکر بودند که چه فاکتورهایی موجب فروش نه چندان دلچسب این خودرو در سطح عموم مردم شده است.
در نهایت به این نتیجه رسیدند که 2 سرنشینه بودن آن و اینکه نمیتوان از این خودرو به عنوان یک خودروی خانوادگی استفاده کرد علت اصلی فروش نه چندان زیاد بوده است. از این رو نسل بعدی آن که در سال 1958 عرضه شد خودرویی با 4 صندلی و مناسب برای کاربردهای خانوادگی بود. بدنه
Thunderbird تقریبا یکپارچه بود تا به این ترتیب دست طراحان برای کار در قسمتهای داخلی خودرو باز باشد.یکی از نکات بارز در طراحی این خودرو گوشههای قائم در قسمتهای مختلف آن است، به طوری که لقب
Square Bird (پرنده چهارگوش) را به آن داده بودند.البته در آن دوران خودروهایی که چنین گوشههایی داشتند از محبوبیت خاصی نیز برخوردار بودند. استفاده از ترمزهای طبلی که در آن دوران مظهری از فناوریهای نوین بود بیش از پیش بر محبوبیت این خودرو افزوده بود.
نسخه جدید
Thunderbird از موتور بسیار قدرتمندی برخوردار بود، به طوریکه جایزه سال موتور خودروها در آمریکا به سازندگان آن اعطا شد.این خودرو آنچنان محبوبیتی پیدا کرده بود که زمانی نسخه 4 سرنشینه آن روانه بازار شد بسیاری از طرفداران نسخه 2سرنشینه آن ناراحت شدند. برای آنها
Thunderbird تنها با 2 صندلی معنا داشت.در سال 1959 برای نخستینبار استفاده از پوشش چرم در بخشهای مختلف داخل این خودرو باب شد تا فورد در ساخت
Thunderbird دست به تحولی بزرگ زده باشد.مهدی پیرگزی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم