او بعد از این تیم دوباره به پرسپولیس برگشت، اما هنوز نتوانسته بعد از 2 سال جایگاه ثابتی برای خود داشته باشد. او در مورد مهمترین اتفاق زندگیش میگوید: من سال 84 در حالی که تنها 17 سال داشتم موفق شدم در مقابل تیم بایرن مونیخ که به ایران آمده بود قرار بگیرم. در آن بازی که یک بازی دوستانه بود وقتی پدرم که آن موقع سرمربی تیم بود در دقیقه 55 گفت: به زمین برو باور نمیکردم که میخواهم در مقابل یکی از بهترین تیمهای دنیا بازی کنم. با تمام انرژی و انگیزه بازی کردم، اما واقعا گیج بودم و نمیدانستم دارم چه کاری میکنم. این بزرگترین اتفاق زندگیم بود و هیچگاه آن را فراموش نمیکنم. شاید اگر پدرم در آن زمان مربی تیم نبود این اتفاق برای من نمیافتاد و برای همین هم بارها از پدرم تشکر کردم. شاید این اتفاق دیگر در زندگی ورزشی من اتفاق نیفتد. شماره هفت پرسپولیس امیدوار است روزی با بازی در تیم ملی آرزوی پدرش را برآورده کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم