تو باز نامه نوشتی ‌ناشناس!

عرض به حضور انورتان، ما که کافه کاغذی باشیم حال خوش سرماخورده‌ای داریم ولی جرات نق زدن نداریم. حال و احوال شما چطوره؟ بله... بله... ما آدمی هستیم که دیگر مودب شده‌ایم و حال مشتری‌هایمان را می‌پرسیم. بله ما خیلی بچه خوبی هستیم. خیلی آدم حسابی هستیم و خیلی هم مردیم از بس از خودمان تعریف کردیم؟ خب دیگه چه خبر؟
کد خبر: ۳۶۹۰۸۱

علی زارع اشرفی از بهشهر، بله تهران هم باران بارید یک چند روزی، اما حالا دوباره همان آش و همان کاسه است. امضا: کافه کاغذی افسردگی گرفته.

‌سحر از اهواز راجع به سرماخوردگی اصلا حرف نزن که حالمان خراب است. بله... اولین سرمای امسال را نوش‌جان کرده‌ایم، آن هم از آن نوعی که تکلیف آدم باهاش روشن نیست و نمی‌داند چه کار کند.

‌دنیا خانم ایمیل قبلی‌ات که به دست ما نرسید، ولی ما هم داستان‌هایی درباره شنا کردن در اتوبان بابایی شنیدیم. فی‌الواقع خودمانیم جای ما چقدر آنجا خالی بوده. دوستان که راه رفتند و به ما گفتند باز بشین دعا کن باران بیاید. یعنی همه‌چیز را کلا از چشم ما می‌دیدند. در واقع ما مهم‌ترین گربه سیاه هستیم. یاه یاه یاه... .

‌هستی راستین شما خانمی کن از آن عکس‌ها برای ما نفرست. به اندازه کافی این مدت از این چیزها دیده‌ایم. چه درس‌های سختی دارید خدا به دادتان برسد. حالا یعنی از این به‌بعد ما باید شما را خانم دکتر صدا کنیم؟ تولدت هم مبارک. در مورد آن ماجرا هم به نظرمان استاد حرف غیرمنطقی می‌زند. از سوی دیگر دوستانت هم بی‌خود ناراحت می‌شوند. اصلا وضعیت بغرنجی است. حالا زیاد حرص نخور. کلا جدی نگیر حرف‌ها را.

‌اینها را هم که داش رضای فلاحتی نوشتند: «نرو. تو هم مثل مو نِمِتِنی دوام بیاری. آقا نرو! وقتی پِی بردم داری می‌ری، یک دفعه ته دلُم به هم ریخت. البته خودُم احتمال مِدادُم از همبرگر دیشب باشه! اصلا یک وضعی. خلاصه که کار ناجوری بود اگه می‌رفتی و این جوونا را به حال خودشان رها می‌کردی. (با گریه)... بعد کی می‌خواست زیر پر و بال ما را بگیره؟ سر به نیست شدن صفحه شتر را به همه، بویژه جامعه داوری تبریک مُگُم. اصولا مو رشته کامپیوتر نیستُم ولی این رشته را دوست دارُم. حالا پیدا کنید پرتقال‌فروش را! از اونجا که مو‌‌رو استادان خیلی دوست دارن، هی مو رو نگه می‌دارن. حالا بگو دوری و دوستی. مگه باور مُکُنن؟ البته مو و استاد آمار هم قسم شدیم تا این درس پاس شود. اهالی کافه هم‌ ترکاندن آمار رو. نمره نجومی گرفتم. جهنم ضرر. مجبورُم 20 بشم. خدا را شکر این انتگرال تا حدودی از ما دور شده. البته یک شیطنت‌هایی مُکُنه در سایر دروس. هوا هم طبق همیشه سمی. ظهرگرم، شب از سرما، حرکات موزون مزنی!!»

‌مهندس پویا خب قاعدتا دعاهایت مستجاب شده و ما سرما خورده‌ایم ناجور. دلمان هم برای دریاچه ارومیه ناجور می‌سوزد. ناجووووور.

‌ بابا مینا از مشهد اینقدر نگران نباش. حال ما خوب است. بد نگذرد؟ هی نامزدی، هی عروسی... راستش ما که از خدایمان است بیاییم مشهد ولی فعلا که قسمت نشده. تا ببینیم بالاخره کی می‌شود ما یک سفری چیزی برویم. خلاصه حال ما خوب است امیدوارم حال شما هم خوب باشد.

‌ادیسون بابت اشتباهمان معذرت می‌خواهیم. چند هفته‌ای حواسمان به خاطر یک سری اتفاقات پرت بود. به روی چشم. پیگیری می‌کنیم ببینیم چرا نامه شما به دست ما نرسیده است.

‌مهتاب از شمال به حرف مادرت گوش کن بشین برای ارشد بخوان. اعصابشان را که از سر راه نیاورده‌اند دخترم. چه گرفتاری شدیم با این وروجک‌ها.

‌بابا سکینه خانم بی‌خیااااال گریه برای چی؟ ما ماندیم. ای بابا ما جنبه نداریم اینقدر تحویلمان بگیرید. دیدید یکهو جوگیر شدیم خودمان را از جایی پرت کردیم پایین‌ها. کلاس‌هایت را هم به خاطر میل زدن به ما نپیچان. ما عذاب وجدان می‌گیریم. به هر حال از لطفی که به ما همیشه داشتی بسی ممنون و سپاسگزاریم.

‌ارس ایرانی اولا که ایمیلتان مبارک. دوما ما جواب ایمیل را همین جا می‌دهیم. بیشتر از این مزاحم نمی‌شویم.

‌«سلام کافه منم به نوبه خودم کوچ جنابعالی رو به یک صفحه جدید تبریک می‌گوییم ان‌شاءالله در این صفحه نام ما رو نیز چاپ کنید. ما دلمان باران می‌خواست ولی الان خدا به ما سرما می‌چشاند تا طعم گرما را بدانیم، راستی بدجوری منتظر چاپ شدن اسم خودم در صفحه جدید هستم ای کاش آرزو به دل نذاری ما را. به امید یک ایمیل دیگر.» شما در کل این نامه اسم می‌بینید؟ نه خدا وکیلی اسم می‌بینید؟ بعد بیایید بگویید اسممان را نوشته بودیم تو باز نوشتی ناشناس.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها