آقای میرباقری! ما را معاف کنید

این روزها دیگر دیدن شاهکار داود میرباقری کار سختی شده است. هرچه سریال جلوتر می‌رود نشستن و دیدن سکانس‌های مختلفش مشکل‌تر می‌شود. از ابتدا هم نمی‌شد به این فیلم با دید یک سریال عادی تاریخی نگاه کرد. آنجا که یک انسان (مختار ثقفی) میان احساس و عقل، نفس و ایمان، ظاهر و باطن، دنیا و آخرت، در امتحان انتخاب متحیر و مردد شد و در نهایت حسن ابن علی را تنها گذاشت و خسران و پشیمانی را برای خود به بار آورد. مختاری که عاشق علی (ع) بود، پسر علی را تنها گذاشت زیرا عقلش او را به آنجا کشاند که نباید در جنگی بی‌حاصل شمشیر بزنی و خود را بیهوده به هلاکت اندازی!و اما این روزها که صدای زنگ قافله امام حسین(ع) در بیابان‌ها پیچیده است دیدن حوادث و وقایع پیش از عاشورا از خلال یک فیلم این‌گونه عریان و حقیقی به واقع کاری دشوار است.
کد خبر: ۳۶۷۹۷۰

سیاهی و پلیدی عمال و وابستگان معاویه و یزید و نقشه‌های کثیفشان، خباثت و حماقت و بزدلی کوفیان عهدشکن که دل انسان را می‌لرزاند، مظلومیت و قلت یاران باوفای امام حسین در میان نامرد کوفیان همه و همه سبب می‌شود تا این سریال بیش از آن‌که به سریالی تاریخی شبیه باشد به مرثیه و تعزیه‌ای بدل شود که دیالوگ‌ها و گفت‌وگوهای بازیگرانش حجم زیادی از مصیبت را بر دل بیننده هوار کرده و فیلم را از هرگونه روضه و مداحی و آهنگ غم‌انگیز بی‌نیاز می‌کند.

به حتم هرچه به ماه محرم نزدیک‌تر شویم همراه شدن با این فیلم سخت‌تر خواهد شد، زیرا سال‌هاست که دل‌های ما به روضه و ذکر مصیبت عادت کرده است، اما حکایت چشمانمان به گونه‌ای دگر است. ما عادت به دیدن خیانت کوفیان و بیعت‌شکنی با حضرت مسلم را نداریم اگرچه سال‌ها اشک‌ریزان از زبان ایشان به سینه زده باشیم که: حسین نیا به کوفه، کوفه وفا ندارد! چشمان ما تاب نخواهد آورد صحنه‌ای را که لشکریان پسرمرجانه و حر ریاحی راه را بر اماممان ببندند اگرچه سال‌ها ناله کرده باشیم: عشق من! می‌میرم آخر از غم تو ! ما با صحنه‌های شارپ و عمیق این فیلم نمی‌توانیم تا تاسوعا و عاشورا همراه شویم و شاهد پستی‌های عمرسعد و شمر و کوفیان سیاه روی و شهادت فرزندان و یاران امام حسین باشیم اگرچه از کودکی اشک‌های بی‌امان مادرانمان در غم رقیه و علی‌اصغر را بر گونه‌هایمان حس کرده باشیم. ما نمی‌توانیم شاهد تنهایی و هتک حرمت حسین بن علی و اهل حرمش باشیم اگرچه سال‌ها مداحان خوانده باشند و ما زار زده باشیم که: زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست...آقای میرباقری! ما را از دیدن ادامه این شاهکار بدیع و ماندگارتان معاف کنید، چشمان ما طاقت «دیدن» شنیده‌هایمان از عاشورای امام عشق را ندارد... می‌رویم و آنگاه که جناب مختار به خونخواهی اماممان برخاست، برمی‌گردیم تا شاید مرهمی باشد بر زخم همیشگی دلمان از اشباه الرجال و لارجال!

وبلاگ «فانوس»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها