به گفته مالتبی «در دهههای 1920 و 1930 در میان جوانان خرده فرهنگی خودآگاه شکل گرفت که واکنشی بود عمدتا از سوی طبقه متوسط سفیدپوست شهرنشین و فرصتهای فزاینده تفریح که توسط دیدگاههای در حال تغییر اجتماعی ایجاد شده بود.» با وجود این، همان طور که خود مالتبی در ادامه استدلال میکند، در دهه 1950 در آمریکا تعداد زیادی جوان با درآمدهایی که میتوانستند خرج خود کنند و وقت آزادشان، برای نخستین بار در غرب ظهور کردند. برهمین اساس، هالیوود همیشه فیلمهایی درباره نوجوانان تهیه کرده است. یکی از شرایطی که زمینه ظهور این فیلمها را فراهم آورد، آگاهی رو به رشد هالیوود در مورد اهمیت مخاطب نوجوان بود. این یافتهها در دورهای ارائه شد که صنعت سینما با چالشها و تغییرات تازهای به شکل جدایی و محرومیت، رقابت با تلویزیون و دیگر برنامههای تفریحی، حومهنشینی و تغییر در جمعیت شناسی مخاطب و کاهش فروش بلیت و حضور مخاطب در سینما روبهرو بود، بنابراین بر اهمیت روزافزون بازار فیلمهای نوجوانان و هدف قرار دادن آن با استفاده از جنبههای فرهنگ نوجوانی و تغذیه علایق، سلایق و نگرانیهای نوجوانان تاکید ورزید.
آنچنان که استیو نیل در مقالهاش درباره فیلمهای نوجوانان عنوان کرده است، فیلمهای نوجوانان که انعکاسی بود از بیثباتیهای صنعت سینما، در این برهه از زمان از نظر فرم، دغدغهها و شیوههای پرداخت به مخاطب نامتجانس، چند بعدی و اغلب متناقض بودند. تعدادی از ژانرها، رسوم و شیوههای تولید ـ که بعضیاز آنها کاملا متمایز از فیلمهای نوجوانان بودند، به شکلگیری و توسعه اولیه این ژانر کمک کردند. در وهله اول، فیلمهای درام و مشکلات اجتماعی جریان غالب بودند، فیلمهایی مثل «وحشی» 1954، «جنگل تخته سیاه» و «شورش بیدلیل» 1955 که همه آنها توسط استودیوهای جریان غالب (به ترتیب کلمبیا، ام جی ام و برادران وارنر) تولید شده بودند و همه شان دنباله روی آن دسته فیلمهایی بودند که به بزهکاری نوجوانان، وحشیگری نوجوانان و جرائم نوجوانان میپرداختند و تاریخچهشان به دهه 1920 و 1930 میرسید که شامل فیلمهایی چون «جوانان خشمگین» 1923، «بیراهه جوانی» 1928، «بنبست» 1937 و «پسرهای یاغی جاده» 1933 میشد. با این حال ریشه اولیه آنها را میتوان در دو دوره مجزای فیلمهای بزهکاری نوجوانان یافت که در دوران جنگ جهانی دوم و بلافاصله بعد از آن ساخته شد و شامل فیلمهایی چون «فرزندانم کجا هستند؟» 1944 و «من پدر و مادرم را متهم میکنم» 1944 از یک سو و «شهر آن سوی رود» 1949 و «در هر خانهای را بزن» 1949 از سوی دیگر میشد. ایده و تصویر بزهکاری نوجوانان همچنان در همه انواع مختلف فیلمهایی که راجع به نوجوانان در دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ساخته شد، حضور داشت از درامهای جنایی جنجالی و فیلمهای مشکلات اجتماعی مثل «موج جرم نوجوانان» 1955، «دخترها در زندان» 1956 و «جنگل جوانی» 1958 گرفته تا موزیکالهایی چون «راک در زندان» 1957 و «داستان وست ساید» 1961.
در سالهای بعد این موج فیلمهای نوجوانان کمرمقتر شد و سپس به شکل فیلمهای فانتزی و علمی ـ تخیلی که مخاطب نوجوان را هدف قرار داده بودند، تغییر جهت داد. از جمله این جریانهای جدید میتوان به موج فیلمهایی اشاره کرد که براساس کمیک استریپها ساخته میشدند و در دهه اول هزاره جدید رونقی گرفتند. فیلمهایی چون مجموعههای «هری پاتر» یا «مرد عنکبوتی»، اما به این معنا نبود که فیلمهای ذکر شده در مورد بزهکاری نوجوانان کاملا نسلشان منقرض شد و دیگر فیلمی درباره ناهنجاریهای نوجوانان ساخته نشد.
فیلم «شرور» که این هفته از برنامه سینما 5 به نمایش درمی آید و مورد نقد و بررسی قرار میگیرد، یکی از این فیلمهاست که بر محور مشکلات و معضلات نوجوانان، داستان خود را بازگو میکند. این فیلم، البته سوئدی است و خاستگاههای متفاوتی نسبت به سینمای هالیوود دارد. همچنین این فیلم بیشتر به آن دسته از فیلمهای نوجوانان تعلق دارد که سعی دارند نوجوانان و مشکلات آنان را درک کنند و حتی برای رفع مشکلاتشان راه حلهایی معقول بیندیشند. فیلم شرور داستان نوجوانی به نام اریک را روایت میکند که ناپدری بدذاتش با وی بدرفتاری میکند و این موجب میشود اریک عقدههای درونیاش را به صورت رفتارهای ناهنجار و پرخاشگری در مدرسه فرافکنی کند و متعاقب آن از مدرسه اخراج شود. راهکاری که مادر اریک برای نجات فرزندش از این ورطه میاندیشد، فرستادن وی به یک مدرسه شبانه روزی است. اما اریک در واقع با رفتن به این مدرسه شبانهروزی از چاله به چاه میافتد، زیرا در این مدرسه قواعدی بسیار ناعادلانهتر از قوانین سنگدلانهای که ناپدری اریک در خانهشان وضع کرده بوده، حکمفرماست.
کارگردان فیلم شرور، محصول سال 2003، مایکل هافشتروم، متولد سال 1960 در شهر لوند سوئد است. وی فعالیتهای هنری خود را با ساخت فیلمهایی تلویزیونی و از سال 1989 آغاز کرده است. کارهای تلویزیونی و سینمایی هافشتروم تا امروز به این قرار است: فیلمهای تلویزیونی «ترونز فینگر» 1989 و «هسل ـ توبه کار» 1995، فیلم سینمایی «انتقام» 1995، مجموعه تلویزیونی «خانه سایهها» 1996، فیلم تلویزیونی «شوک یک ـ تودسینگل» 1997و فیلمهای سینمایی «روزهایی مثل این» 2001، «روح غرقکننده» 2004، «از خط خارج شده» 2005، «1408»2007 و «شانگهای» 2010.
تماشای فیلم شرور برای آنان که به سینمای منطقه اسکاندیناوی علاقهمند هستند، فرصت مغتنمی است، چراکه این فیلم سنتهای روایی سینمای کلاسیک آمریکا را با ویژگیهای اقلیمی منطقه اسکاندیناوی ترکیب کرده و حاصل کار هم فیلمی جالب توجه و عمیق از آب درآمده است. همچنین میتوان تماشای این فیلم را به تمام کسانی که به نوعی با آموزش و پرورش نوجوانان و جوانان سروکار دارند، توصیه کرد. چراکه این فیلم به بررسی ریشههای رفتار نابهنجار یک نوجوان نمونه در خانواده و مدرسه و اجتماع پرداخته و در بیان هدفش هم بسیار موفق عمل کرده است.
محمد هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم