در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما کار آهنگسازیتان را از گروه سرمد شروع کردید تاکنون که به همنوازان حصار رسیدید. از آن زمان تاکنون چقدر در کارهایتان تغییر ایجاد شده است و در این مدت چه روندی را طی کردید؟
من از 16 سالگی با تشکیل گروه سرمد فعالیتم را در حوزه اجرایی شروع کردم. از آن موقع تا امروز تاکید ثابتم حفظ اصول هنری و اهمیت به محتوا بوده، اما چگونگی و زاویه نگاهم مدام در حال تغییر است. تغییر چه در آهنگسازی یا نوع نوازندگی، احساس نو شدن به من میدهد. نمیشود روند را الان توضیح داد، اما زندگی و فکر پرنوسان در کشورمان که مرز بین تلخی و شیرینیاش نامشخص است به اندازه کافی برای یک هنرمند ناآرام ایدهساز و تغییرساز است.
بعد از انتشار نقش خیال، کارم را جدیتر دنبال کردم و به نوعی کوشیدم به موسیقی غربی و ایرانی به موازات همدیگر بپردازم. برای عمیق و کاربردی شدن راهی که در پیش گرفته بودم، گیتار فلامنکو را نیز در کنار تار به خاطر قرابت و در عین حال مکمل بودن دو نوع موسیقی یاد گرفتم.
بعد از تشکیل کوارتت زهی ایرانی، دغدغهام روی موسیقی ایرانی بیشتر شد، به گونهای که سعی کردم یک سری خلأهای موجود در موسیقی ایرانی را بتوانم پر کنم. بر این اساس بتدریج کارهایم حال و هوای ایرانیتر به خود گرفته تا این که در کار برفخوانی باز دوباره از این ژانر موسیقی فاصله گرفتم که شاید بتوان گفت برفخوانی راه جدیدی برای من بود و در این کار توانستم به یک سری تجربیات جدید در زمینه گفتوگوی موسیقی ایران و ملل دست پیدا کنم.
برنامهتان برای گروه همنوازان حصار نیز تلفیق موسیقی غربی با ایرانی بود؟
کاری که من با همنوازان حصار تا امروز انجام دادم کاملا روی موسیقی ایرانی بوده، البته نه موسیقی ایرانی متداول. ما سعی کردیم حوزه موسیقی ایرانی را گسترده کنیم و یک سری نشانههای جدیدی را به عنوان موسیقی ایرانی از دل آن استخراج کنیم تا یک مقدار دایرهاش گستردهتر شود که خوشبختانه این اتفاق در گروه همنوازان حصار افتاده است.
یکی از شاخصههای شما، نگاه نو به موسیقی سنتی است. به نظر شما موسیقی سنتی چقدر قابلیتهای لازم برای به روز شدن و ایجاد موسیقیهای جدید دارد؟
موسیقی ایران کاملا قابلیت دارد که موسیقی بسیار پیشرفته باشد. در هر موسیقی اگر ما فقط به گذشته و سنت بسنده کنیم، نمیتوانیم بگوییم آن موسیقی قابلیت زیادی دارد.
اگر موسیقی ایرانی را به صورت صرفا سنتی و دست نخورده داشته باشیم و به لحاظ اجرایی بکوشیم از کلیشههای قدیمی استفاده کنیم همیشه این نوع موسیقی کم قابلیت میماند که البته این قضیه در موسیقی غربی نیز صدق میکند.
من هماکنون ظرفیتهای چند صدایی موسیقی ایران را از خود ردیف دستگاهی و از منابع موسیقی ایرانی استخراج میکنم و مشغول تدوین هارمونی موسیقی ایرانی در قالب یک کتاب آموزشی هستم. در واقع میخواهم عنوان کنم موسیقی ایران حتی میتواند چند صدایی خاص خودش را به صورت هوموفونیک داشته باشد و نه صرفا پلیفونی سلیقهای.
به اعتقاد من هیچ موسیقیای به اندازه ایران قابلیت مانور ندارد چون ظرفیتهای استفاده نشده زیاد دارد.
این کتاب آموزشی تدوین هارمونی است. یعنی در واقع موسیقی ایرانی تا امروز این هارمونی را نداشته است؟
خیر. آهنگسازان ایرانی از پلیفونی (چندصدایی) سلیقهای خودشان استفاده میکنند. پلیفونی هم با هارمونی فرق میکند. بافت پلیفونیک ملودیهای متفاوتی است که با خلق وحدتی چندصدایی روی هم قرار میگیرند و به موازات همدیگر حرکت میکنند، ولی درموسیقی هوموفونیک، یک ملودی اصلی را به عنوان اصل به رسمیت میشناسیم و آن را با یک بافت عمودی بسیار قدرتمند ساپورت میکنیم که چنین چیزی فقط در موسیقی اروپایی وجود داشته و در موسیقی ایرانی نبوده و تاکنون آهنگسازان ایرانی هر زمان میخواستند ملودی ایرانی را هارمونیزه کنند، میآمدند از هارمونی غربی استفاده میکردند، پس در این میان هویت از بین میرفت، یعنی ملودی اصلی ایرانی و هارمونی غربی بود، بنابراین ما تا امروز خیلی موسیقی قدرتمندی را نمیشنیدیم.
این مساله خیلی مورد انتقاد سنتگراها واقع شد، البته اشتباه آنها این بود که میگفتند در موسیقی ایرانی اصلا هارمونی وجود ندارد و باید تکصدایی باشد، اما من میگویم از خود موسیقی ایرانی میشود هارمونی بسیار متفاوت، هارمونیای که اشتراک زیادی با هارمونی غربی ندارد استخراج و روی موسیقی ایرانی اعمال کرد.
این نو شدن و تجربههای جدید در موسیقی ایرانی باعث از بین رفتن مخاطبان موسیقی سنتی نمیشود؟
خیر. هماکنون به قدری تعداد موزیسینهای جدی در ایران کم است که این اتفاق جای کسی را تنگ نمیکند. اگر تفکر ما بر این باشد که هر کسی میتواند مخاطبهای خاص خودش را داشته باشد و حتی مخاطبها میتوانند به چند نوع موسیقی گوش و گرایش نشان دهند، مشکل حل میشود.
براساس این تفکر، سنتگراها و کسانی که صرفا رسالتشان را به حفظ آثار گذشتهها میدانند، میتوانند کار خودشان را انجام دهند و مخاطبهای خودشان را داشته باشند و امثال من نیز میتوانیم مخاطبان خود را داشته باشیم.
در بیشتر آثار شما دیده میشود که موسیقی ایرانی و غربی کنار هم قرار میگیرند. قصد ندارید از قابلیتهای موسیقی ایرانی و محلیمان نیز در تلفیقهایتان استفاده کنید؟
من خیلی دوست دارم در مورد موسیقی محلی کار کنم، ولی ترجیح میدهم زمانی این کار را انجام دهم که با مطالعه و اشراف بیشتر سراغش بروم. من تاکنون کارهایی کردهام که حس میکردم کاملا به آنها اشراف دارم. بر این اساس زمانی که احساس کنم به موسیقی محلی اشرافی بیشتر دارم و بتوانم کاری برای موسیقی انجام بدهم، حتما این کار را میکنم.
شما با خوانندگان مختلفی همچون همایون شجریان، علیرضا قربانی و محمد معتمدی کار کردهاید، جایگاه خوانندگان نسل دوم را چگونه میبینید؟
این سه خوانندهای که من تاکنون با آنها کار کردهام، به اعتقادم، جزو بهترینها هستند، ولی بعضی خوانندههای ایرانی که شناخته شده نیستند و به طور کامل به موفقیت نرسیدهاند چند نقطه قوت و چند نقطه ضعف دارند. نقطه قوتشان این است که بداههخوانیشان خوب است و در لحظه میتوانند بر مبنای موسیقی ردیف دستگاهی ملودی خلق کنند، ولی نقطه ضعف در علمشان است. از آنجا که متد آموزشیشان به صورت شنوایی بوده و صرفا از عنصر تقلید استفاده میکردند از علم یک مقدار فاصله دارند؛ البته به نظرم میتوانند با خواندن سلفژ و گرایش بیشتری به مطالعه و منابع موسیقی در این راه موفق شوند.
با توجه به گرایشتان به موسیقی غربی آیا قصد ندارید در کارهای تلفیقیتان از خوانندگان کلاسیک غربی هم استفاده کنید؟
من خیلی جاها از ارکستر غربی استفاده میکنم، ولی اصالت ایرانی بودن در کارم فاکتور اصلی است و تمرکزم بیشتر روی موسیقی ایرانی است، اما زمانی اگر بخواهم روی موسیقی غربی هم تمرکز کنم، حتما از این هنرمندان استفاده میکنم.
شما در جایی عنوان کرده بودید که بعد از آلبوم نقش خیال، تفکرتان تغییر کرده و دوست دارید در کارهایتان بیشتر از سازهای ایرانی استفاده کنید. این در واقع یک نوع تضاد بین کاری که انجام میدهید، با تفکرتان نیست؟
من سعی کردم بیشتر روی محتوای خود موسیقی ایرانی و خلأهای موجود در آن بیشتر کار کنم، ولی به آن معنا نیست که من هیچ وقت سراغ موسیقی غربی که به آن هم اشراف دارم، نروم. دغدغه گفتوگوی موسیقایی برای من این بوده که ابتدا برای این هنر مرز ملیتی تعیین شود، سپس به فرامرز شدن گرایش پیدا کند. آن وقت میشود برای موسیقی کشورمان مرز تعیین کنیم و میتوانیم به قدرت، این موسیقی را با موسیقی ملتهای مختلف تلفیق کنیم.
امیرسعید بورنگ / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: