در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مطلب زیر خوانش تابلوهای به نمایش درآمده از این هنرمند در این نمایشگاه است؛ نمایشگاهی که به بهانه 60 سالگی با 60 تابلوی نقاشی همراه بود.
هنر برای مردم زیباست
تازهترین آثار نیازی داستان سرگردانی مردم جهان است؛ انبوه ازدحام یا بیشماری. او دورههای مختلفی را تجربه کرده است. از امپرسیونیسم و فوتوریسم گرفته تا کوبیسم و سوررئالیسم. آثارش گاهی آرام و گاهی نشان از طغیانگری دارند پرشمارند و گاه تعدادشان به 50 هزار اثر هم میرسد.
آنهایی که نیازی را از نزدیک میشناسند با این موضوع همعقیدهاند که نیازی سبک ندارد. نه! اشتباه نکنید نیازی از آن دسته هنرمندانی نیست که به دنبال «ایسم»های رایج هنری برود و از خط اصلی جا بماند.
خودش هنر را برای مردم، هنر میداند. چه جمله نغزی که بسیاری از هنرمندان پرسابقه ما حتی آن را قبول ندارند، اما نیازی این طور نیست و اگر پای حرفهایش بنشینی مطمئنا با این جمله بارها و بارها روبهرو میشوی که تابلویی که روی دیوار به نمایش درنیاید به چه درد میخورد.
راهاندازی نخستین اکسپوی هنری ایران در فضای باز آن هم در سال 1356 که هنر نقاشی برای خواص معنی پیدا میکرد شاید بهترین گواه برای این امر باشد. او به صراحت در حرفهایش از قیمت بالای بسیاری از تابلوهای هنری انتقاد میکند. انتقادی به جا که این روزها معضلی برای هنر ایران شده است و شاید ریشههایش به سالیان پیشتر برگردد که بسیاری از همدورههای او میخواستند به جای فروش چندین تابلو به دیگران تنها با پول یک تابلو ارتزاق هنری کنند.
شخصیت هنری و نگاه نیازی در این شاخه شاید شکل گرفته در دوران تحصیلش در خارج از ایران باشد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته موسیقی ـ اپرا ـ و نقاشی بوده و فارغالتحصیل «کوئین کالج نیویورک» با درجه «مستر گرید» در رشته تاریخ هنر و هنرشناسی است. گرچه همنشینی او با بزرگان نقاشی جهان در دوران تحصیلش در آمریکا به این نگرش او نسبت به خلق آثار هنری برای مردم یا همان هنر برای مردم و نه هنر برای هنر برمیگردد، اما همیشه و همه حال به این موضوع تاکید میکند که او یک نقاش است و نقاش کسی است که در میان بیشمار شغلهای مختلف خلق آثار هنری برای نمایش آن در خانههای مردم را برگزیده است. پس چه فایدهای برای هنرمند وجود دارد که او نقاشی بکشد و روزهای متوالی و شاید سالها خاک آتلیهاش را بخورند. این نگاه شاید وجه اصلی تمایز آثار نیازی با دیگران باشد، آثاری که قرار است دیده شوند، آثاری که مانند سفرهای هر کس لقمهای از آن برمیچیند، اما به هر حال آدمهای زیادی دور آن سفره نشستهاند.
همان طور که گفته شد این روزها فروش آثار نقاشی در ایران صعود معکوس داشته است. باز همان طور که اشاره شد علت اصلی این امر به ایجاد نگاهی از سوی برخی از پیشکسوتان امروز نقاشی ایران و جوانان دیروز این هنر برگردد که نقاشیها را به سمت هنری «فانتزی» پیش بردند تا تنها آراستگی این هنر برای نگارخانهها باشد و بس. اما گویا این رشته باید با نگاه همسویی با خلقیات منوچهر نیازی روزی در ایران شکسته شود و نقاشیها ارزان فروخته شوند.
عشق به طبیعت با نقاشی درختان
طبیعت برای منوچهر نیازی همیشه بهانهای بوده برای آنچه که به تعبیر او در صندوقچه دلش است. همیشه با تاکید میگوید من نقاشی طبیعتگرا بوده و هستم اما در عین حال معتقد است که نقاش و به طور کلی هنرمند خودش را نباید اسیر محدودیتها کند.
چند سال پیشتر آنهایی که در خیابان میرداماد تهران تردد داشتند به خوبی با پیرمردی کلاه دار آشنا بودند که خاکهای کنار درختان را جمع میکرد تا در آتلیهاش به جان و دل تابلوهای نقاشی بچسباند.
منوچهر نیازی را شاید بتوان «پدر درختان ایرانی» نامید. وقتی از خاطراتش در مورد عشق و علاقه به کشیدن درختان میگوید یا آن که وقتی در کنارش میایستی و او در چند دقیقه درختی را برایت رسم میکند به خوبی این موضوع مشخص میشود.
درختان سمبل زایش و زندگی هستند پس ما چرا بیتفاوت از کنار آنها عبور میکنیم. این جمله مشهور از این هنرمند شاید پاسخ بسیاری از سوالاتی باشد که در نمایشگاههای مختلف او به دیگران میدهد.
درختان درهم تنیده، جنگلهایی که با توجه به روحیات روزانه او رنگ زمینهاشان تغییر میکند.
برگهایی که گاه آنقدر سبز هستند که انگار از تابلو قرار است به بیرون بیفتند. در روزشماری کارنامه هنری منوچهر نیازی فصل کشیدن درختان یا همان طبیعتگرایی آثار او شاید بیشتر از دورههای دیگر رخنمایی کند. با آن که تاکید میکند طبیعتگرا است، اما در کنه آثار وی به خوبی میتوان نوعی سوررئالیسم منحصر بفرد که ترکیب شده در فضایی واقعگرایانه است را مشاهده کرد، اما وقتی با خودش در این زمینه صحبت میکنی او هیچکدام از اینها را قبول ندارد و شاید به قول خودش منوچهر نیازی تنها شبیه خودش نقاشی میکند.
استفاده از قابهای غیرمتداول که نشان از جسارت هنری وی در این زمینه دارد شاید بهترین بیان هنری او برای ارائه ادراکش از طبیعت و بخصوص درختان باشد. امری که در بسیاری از آثارش بخوبی دیده میشود و البته در این زمینه نباید از «تلورانس» و استفاده از طیفهای مختلف رنگی نیز برای سرایش شعرهای رنگیاش از درختان غافل شد.
او در این زمینه حتی به استفاده از متریالهای متفاوت مانند همان خاکهایی که در چند سطر بالاتر به آن اشاره شد، روی آورد تا نگاهی مدرن را نیز همراه نگاه سنتیاش به درختان جاری سازد.
آدمهاییکه سرگردانند
هرچند برخی معتقدند دورهای که او با استفاده از کلیدهای قدیمی و چسباندن آنها به تابلو آثار جدیدی را خلق میکرد متفاوتترین دوره کاری این نقاش کهنسال است، اما به حق آثاری که او در نمایشگاه جدیدش به نمایش گذاشت را میتوان فصل جدیدی از نگاه او به دنیای هنر و به طور خاص زیباییشناسی هنری او برشمرد.
معمولا نقاشها وقتی به سنی میرسند که به قولی سبک کاری و امضای کاریشان را در شباهت چند اثر از آنها میتوان سراغ گرفت. کمتر آنها به دنبال ماجراجویی و خلق فضاهای نو در آثارشان میگردند.
اما جسارت ذاتی منوچهر نیازی حتی به او این قدرت را داده است که در شصتمین سال تولدش به نوآوری روی بیاورد.
در آثار جدید نیازی آدمها نقش پررنگی دارند و همانطور که گفته شد در این آثار او خواسته است به نوعی سرگردانی مردم جهان را به تصویر بکشد؛ آدمهایی که از هر سوی فضای تابلو به دنبال راه فراری برای غمها، غصهها و شاید شادیهایشان میگردند. آدمهای تابلوهای نیازی، هرگز چهرههایشان مشخص نیست. همین که جثهشان را میبینی و صورتهای محوشان را در قاب رنگی تابلو میبینی متوجه میشوی که نقاش خواسته است از اندوهی بزرگ سخن بگوید که در جهان این آدمها نهفته است. حتی شادیهایشان نیز در این ازدحام گم شده است. آدمهایی که با رنگها و نژادهای مختلف هریک به نحوی به دنبال بیان یک منظور واحد هستند.
آدمهای دوره جدید نقاشیهای منوچهر نیازی درواقع نگاه دغدغهآمیز این نقاش طبیعتگرا را نشان از جامعه مدرن میدهد. اتفاقی که با توجه به روحیات این هنرمند به خوبی بازگوکننده فصل جدیدی از آثاری است که او آن را فصل آدمها نامگذاری کرده است؛ اعتراضی رنگی نسبت به مدرنیته و در مقابل نگاهی صلحجویانه نسبت به شغل و پیشهای که منوچهر نیازی به عنوان یک نقاش آن را برگزیده است.
با توجه به آنکه او بیش از 50 هزار اثر هنری را خلق کرده است و حضور در یکصد نمایشگاه داخلی و خارجی را تجربه نموده بیشک این نمایشگاه را شاید بتوان فصل جدیدی برای این پیر نقاش کشورمان برشمرد.
نقاشی که بیش از 30 جایزه از کشورهای مختلف برای ارائه آثارش دریافت کرده است در حاشیه این نمایشگاه کماکان معتقد است که فکر هنرمند به جنینی میماند که او به عنوان یک هنرمند آبستن اثر هنری است.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: