به طور کلی فضای سبز برخلاف معنایی که ممکن است در ذهن ایجاد کند تنها محلی پر از دار و درخت و گل و گیاه نیست بلکه نمادی از تفکرات فرهنگی و اجتماعی یک جامعه است. متاسفانه آمارها نشان میدهد با وجود اقداماتی که طی سالهای اخیر شهرداریها به عنوان متولیان توسعه فضای سبز در شهرها انجام دادهاند اما هنوز سرانه 2/0 درصدی فضای سبز در شهرهای ما با میانگین جهانی 8/0 درصد فاصله بسیاری دارد. هرچند در کلانشهرها به جهت افزایش تعداد جمعیت و نیازی که شهرداریها از این بابت احساس میکنند تلاش میشود سرانه فضای سبز به میانگین جهانی نزدیک شود اما همچنان این فاصله در مناطق جنوبی با مناطق شمالی شهر کاملا محسوس است.
این وضعیت در مورد کلانشهرهای کشور با سایر شهرها و استانها نیز مصداق پیدا میکند به طوری که هماکنون سرانه فضای سبز در کلانشهرها با سرانه فضای سبز در سایر شهرها و استانهای کشور نیز کاملا خودنمایی میکند.
این در حالی است که طرحهای توسعه شهری امروز خود به عاملی برای تخریب فضاهای سبز موجود شهرها تبدیل شدهاند. این طرحها اغلب بدون توجه به توان موجود تهیه میشوند و همین دیدگاه باعث میشوند مسیرها یا فضاهای سبزی که به طور طبیعی در حاشیه آبراه، قناشت یا رودخانهای شکل گرفته است، تخریب شوند و به کاربریهای مسکونی یا کاربریهای دیگر اختصاص یابند و در عوض زمینهای دیگری به عنوان فضای سبز پیشبینی میشوند که گاه تملک و تخریب آنها سالها طول میکشد.
این وضعیت هنگامی نگرانکننده میشود که بدانیم 80?درصد شهرهای ما در فلات ایران قرار دارند و در واقع ارتفاع این شهرها از دریا، نوع آب و هوا و شرایط اقلیمی آنها موجب شده نتوان به رشد خود به خودی فضاهای سبز شهری در این شهرها تکیه کرد و رشد و توسعه فضاهای سبز شهری تنها با تکیه بر توجه ویژه سازمانهای متولی و هزینهکرد آنها در این بخش امکان پذیر شود؛ نکته مهمی که به نظر میرسد در گذشته کمتر به اهمیت و ضرورت آن توجه شده است.