در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نخستین نشست، «شب شعر اختصاصی محمود سنجری» نام داشت که سیدناصر هاشمزاده و سیداکبر میرجعفری در آن به بررسی سرودههای این شاعر پرداختند. در این نشست که در سرای اهل قلم برگزار شد، شاعرانی چون بیژن ارژن، سیدضیاءالدین شفیعی، دکتر صابر امامی، سیداحمد نادمی و مجید سعدآبادی حضور داشتند. دومین نشست به نقد و بررسی مجموعه «کاش کمی بودی» سروده عباس چشامی اختصاص داشت که در انجمن شاعران ایران برگزار شد. در این نشست که ساعد باقری، فاطمه سالاروند و زهیر توکلی به عنوان کارشناس در آن سخن گفتند؛ سهیل محمودی، بیژن ارژن، مریم جعفری آذرمانی و گروهی از شاعران جوان حضور داشتند.
شاعران غزلسرا
نخستین نکتهای که درباره شباهت میان «محمود سنجری» و «عباس چشامی» میتوان به آن اشاره کرد، این است که هر دو شاعر به توانمندی غزلسراییشان شناخته میشوند و اگرچه تجربیاتی در قالبهای دیگر نیز دارند، غزلهایشان بیشتر در ذهن و زبان علاقهمندان به شعر ماندگار مانده است.محمود سنجری در نشست سرای اهل قلم با تاکید بر این که خود را شاعری کلاسیک سرا میداند، گفت: به نظر من قالبهای کلاسیک هنوز توانایی بیان حرفهای ما را دارند و بهتر از هر قالب دیگری میتوانند روحیه و اندیشههای ما را منتقل کنند. ساعد باقری نیز با اشاره به توانمندیهای شعری عباس چشامی در غزل و استفادههای قدرتمندانهای که او از وزنهای جدید در این قالب کرده است، به تشریح ویژگیهای فنی و عروضی اینگونه غزلهای چشامی پرداخت و تاکید کرد: عدم توجه کافی به برخی ظرافتها و اختیارات شاعری باعث شده است بعضی از بزرگان نیز در استفاده از اینگونه اوزان دچار اشتباهاتی شوند در حالی که چشامی در اینگونه غزلهایش، نهتنها خطایی نکرده است، بلکه به دلیل آگاهی به ظرایف عروضی، ظرفیتهای تازهای برای خود گشوده است.
شاعران معناگرا
بخش عمدهای از تحلیلهایی که در 2 نشست یاد شده بر زبان کارشناسان آمد، در این یک جمله خلاصه میشود که با شاعرانی معناگرا سر و کار داریم که اگرچه متکی بر معیارهای زیباشناسانه شعر میگویند، دغدغه چه گفتن آنها بیشتر است تا چگونه گفتن. سیدناصر هاشمزاده در «شب شعر اختصاصی محمود سنجری» به تفاوتهای میان فلسفه و حکمت در تاریخ تفکر ایرانی و اسلامی پرداخت و گفت: فیلسوفان اسلامی در حقیقت مترجمان چیزی بودهاند که در یونان جریان داشته است و آن را به شکلی ترجمه و بومی کردهاند، در حالی که حکمت در طول تاریخ ما بر زبان شاعران جاری شده و از طریق آنان به ما رسیده است و به همین دلیل است که همیشه شاعران، قائدان ما بودهاند. هاشمزاده گفت: به همین دلیل است که به شعر گروهی از شاعران امروز ازجمله شعر سنجری که از این معناها هنوز بهرهمند هستند، بسیار امید بستهایم.
سیداحمد نادمی نیز با تقسیمبندی شاعران به شاعرانی که بازگوکننده «حقیقت» و «واقعیت» هستند، سنجری را از معدود شاعران معاصر دانست که از دسته نخست است. به اعتقاد او، شعر سنجری همتای دیگری دارد که آن هم، قربان ولیئی است و این در حالی است که ولیئی سعی در افشای اسرار دارد و سنجری سعی در پوشاندن رازها. در نشست نقد و بررسی مجموعه «کاش کمی بودی»، زهیر توکلی با خواندن تکبیتهایی که از سرودههای چشامی انتخاب کرده بود گفت: شعر چشامی از معدود شعرهایی است که با وجود داشتن وحدت حسی، توانمندی آن را دارد که به مخاطب «بیتالغزل» ارائه دهد و ویژگی مهم «بیتالغزل» آن است که اغلب ریشه در حکمت دارد. توکلی غزلهای چشامی را از جنس گفتوگوی شاعر با خود دانست و گفت: در این گونه شعرها شاهد آن هستیم که حیطهها و حوزههای مختلف درهم میآمیزند و به همین دلیل با وجود آن که شاهد عاشقانهسرایی هستیم، احساس میشود که در برخی جاها شعر به سمت عشق حقیقی و نیایش میل میکند.
شاعرانی گریزان از رسانهها
یکی دیگر از شباهتهای میان «محمود سنجری» و «عباس چشامی» که در نشستهای بررسی آثار این 2 شاعر به آنها توجه خاصی شد، گریزان بودن این شاعران از رسانهها، پناه بردن به خلوتهای شاعرانه و انتشار ندادن بخش مهمی از سرودههای هر دو شاعر بود.
محمود سنجری در شب شعر اختصاصی خود در سرای اهل قلم با بیان این که بیش از 4 دفتر شعر آماده انتشار دارد و حدود 10 سال است که سرودههای تازهاش کمتر مجال چاپ یافتهاند، پذیرفت که گریزان بودن از چاپ اثر و حضور رسانهای ضررهایی را به شاعری او وارد کرده است از جمله این که ترکیببند عاشورایی او که سالها قبل از رواج ترکیببندهای عاشورایی چند سال اخیر سروده شده است، به دلیل عدم انتشار (تنها بخشی از این اثر سالها قبل در یکی از روزنامهها چاپ شده بود) مهجور ماند. عباس چشامی که کمتر در مجامع ادبی و هنری حضور دارد و مصاحبه و خبر از او منتشر میشود، بیش از سنجری از رسانهها گریزان است و به اعتقاد ساعد باقری، همین مساله باعث شده است قدر و قیمت شعر او به درستی شناخته نشود و به قول سالاروند بیش از چهار پنجم سرودههایش هنوز منتشر نشده است. البته سهیل محمودی اعتقادی دیگر درخصوص رسانهگریزی چشامی داشت و آن را یک حسن برای او میدانست. محمودی گفت: در همان دورانی که آقای چشامی و دوستانش در خراسان شعر میگفتند، به دو دسته تقسیمبندی میشدند یک گروه اهل شیطنت و به دنبال تیترشدن در رسانهها بودند و گروهی دیگر آرام و بیادعا کارشان را میکردند و حرمت بزرگترهایشان را داشتند.
آرش شفاعی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: