ایشان در سفر اخیر خود به استان قم ضمن ارائه رهنمودهایی در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مطالباتی را از علما و طلاب حوزه علمیه قم مطرح و با ارائه برخی راهکارها آنان را در هدایت و راهبری بیشتر جامعه، به سوی ارزشها و اصول دینی توصیه کردند. در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین احمد مبلغی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و معاون پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به بررسی این مطالبات و چگونگی تحقق آن پرداختیم که اکنون گزارشی از آن از نظرتان میگذرد.
مقام معظم رهبری همواره مطالبات و خواستههایی از حوزه داشتند و در سفر اخیر هم به مواردی اشاره داشتند، جهتگیری و محور اصلی این خواستهها چه هستند؟
به نظر میرسد که نگاه مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) به حوزه و پیشنهادات و راهحلهای ارائه شده ایشان برای حوزه براساس 3 محور اصلی و مرکزی استوار شده است، یعنی تا مادامی که ما این سه محور را نشناسیم و دقیق مورد توجه قرار ندهیم شاید جهتگیریها، محتواها و نگاههای معظمله آشکار نمیشوند؛ محور اول هویت و حیثیت تاریخی حوزه، محور دوم علم بنیاد بودن حوزه و محور سوم توجه به اقتضائات تحولات جهانی و عمل به این اقتضائات و سعی بر همپایی با این اقتضائات و پاسخگو قرار دادن حوزه نسبت به این نیازهای جدید است. بنابراین چارچوبی که تفکر معظمله نشان میدهد چارچوبی است که تشکیلدهنده آن، این سه محور اساسی یاد شده است.
باید راهی را رفت که حیثیت و هویت تاریخی حوزه اقتضاء میکند و خروج از آن به هیچ وجه صورت نگیرد، بلکه خط مشی باید رعایتکننده این هویت تاریخی باشد و در عین حال این راه باید به سمت شکوفایی علمی معطوف شود تا بیشترین کوشش و تلاش را که متمرکز بر توسعه علم با همه اقتضائات است، استوار سازد و در عینحال این کوشش برای ارتقاء و توسعه علمی در حوزه براساس هویتی که دارد میباید با نگاه به اقتضائات جهانی و تحولات در حال شکلگیری یا شکل گرفته باشد، یعنی نباید توسعه علوم در خلأ و در فضای بیتوجه به نیازها یا در فضای توجه به پارهای از نیازها و وانهادن پارهای دیگر از نیازهای زمانه صورت گیرد، اگر ما این سه دال مرکزی را کشف و شناسایی کردیم به کشف نگاه ایشان نائل می شویم.
ضرورت داشتن هویت مستقل حوزه چیست؟!
وقتی که مقام معظم رهبری مسأله استقلال حوزه را مطرح میکنند، در حقیقت استقلال حوزه معطوف شدن نگاه به هویت تاریخی حوزه است، حوزه در گذشته هم همواره به عنوان یک نهاد مستقل زیسته، بالیده و به پیش رفته است و تمام قدرت و توانایی حوزه و کارکرد و نقشآفرینی آن به خاطر همین هویت مستقل حوزه بوده است، اگر این استقلال مخدوش شود اگرچه ممکن است برای کوتاهمدت به نظر خوش آید، ولی در درازمدت حوزه دیگر قادر نیست که کارکرد درست همیشگی خود را داشته باشد و رفتهرفته به یک ضعف و انحطاط فرو میغلتد، البته استقلال حوزه هیچگاه به معنای جدا شدن از نظام و مردم یا بیاعتنا بودن نسبت به سرنوشت جامعه یا انقلاب نیست، بلکه استقلال خاستگاهی برای پرداختن هرچه بیشتر و حمایتکردن قدرتمندانه و نگهدارنده و پوششدهنده است.
نسبت استقلال حوزه و انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی چگونه برقرار میشود، آیا به این معناست که حوزه به فرجام انقلاب و نظام بیتفاوت باشد؟
حوزه و انقلاب اسلامی به همدیگر گره خوردهاند، بویژه آنکه انقلاب اسلامی زاده مستقیم حوزه است، باید توجه داشته باشیم که این اتفاق افتاد که ظرفیتهای حوزه در یک مقطع زمانی تجمیع شود و معجزهای به نام انقلاب اسلامی ایران آفریده شود، لذا این فرزند بیش از آنچه که تحت حمایت نهادهای دیگر قرار گیرد تحت حمایت نهاد حوزوی قرار دارد و البته حمایت، حمایتی همراه با نصیحت و با پشتیبانی علمی و برآوردهسازی نیازهای واقعی است. بنابراین نقش حوزه در مقابل نظام یک نقش چندلایهای است، از یکسو حمایت و از یکسو نصیحت و از یکسو ارائه خدمات پشتیبانیکننده از حیث علمی و به تعبیر دیگر هدایت است.
این بخش از سخنان مقام معظم رهبری را میتوان براساس محور نخست که قبلا مطرح کردم یعنی هویت و حیثیت تاریخی حوزه توضیح داد و تعریف کرد.
مقام معظم رهبری در مطالبات گذشته مانند جنبش نرمافزاری و همچنین خواستههای اخیر مانند اسلامی سازی علوم انسانی به حوزه بسیار توجه داشتند که با توجه به پیشینه علمی حوزه است در ارتباط با اسلامی سازی علوم انسانی، حوزه مسوولیت مهمی در رابطه با این مطالبه بر عهده دارد، این انتظارات چگونه تحقق یافتنی است؟
در نام و عنوانی که حوزه علمیه با خود به یدک میکشد علم را با خود همراه دارد، اصلیترین و اساسیترین عنصر مطرح در حوزه «علم» است. به تعبیر امروزی فلسفه وجودی حوزه پرداختن قدرتمندانه و توسعهمدارانه و رو به گسترش نهاده شده به سمت علم است، یعنی باید علم را توسعه و اصل قرار داد و بر پایه آن همه تصمیمها و تلاشها، مناسبات درون حوزوی و حتی برونحوزوی همه باید بر این محور شکل گیرد.
خاستگاه علوم اسلامی در گذشته حوزه بوده است و بیش از هزار سال علوم اسلامی و شیعی در یک حرکت مدام و رو به پیش قرار داشتند. گشودن زوایای هرچه بیشتر در هر یک از این علوم و تبیین روشها و ورود در روششناسی این علوم و تألیف کتب و توجه به اینکه این علوم به سمت نیازهای جامعه حرکت کند در حوزه همواره وجود داشته است، امروزه رسالت ما در قبال این محور مرکزی و اصلی یعنی «علم» رسالت پیچیدهای است، به دلیل اینکه امروزه علوم با توجه به نیاز جامعه که محور سوم بحث قبلی را تشکیل میدهند معنا پیدا میکند، اگر ما این قوانین را نسبت به علوم بپذیریم که اگر علم دچار ایستایی شد باز میایستد و در یک مسیر رو به حاشیه و منفعل قرار میگیرد، اگر علم با جامعه خود و نیازهای اجتماعی رابطه برقرار نکند یک کالبد بیخاصیت و یک موجود کماثر یا بیاثر است و طبیعی است که جایگاه خود را از دست میدهد و حوزه علمیهای هم که متولی آن است آن هم جایگاه خود را از دست میدهد و نیز ابزار این شکوفایی، نقد و بررسی و ابتکار و ابداع است اگر علم در حرکت خود از این ابزار، فرصتها بهره نگیرد هرچند بخواهد به جامعه بپردازد و هر چقدر بخواهد توسعه پیدا کند، توسعه نخواهد یافت، لذا این اتفاق باید درون عالمان و دانشپژوهان در حوزه علمیه رخ دهد که بخواهند و بتوانند حوزههای ناگشوده را کشف کنند، نمیشود با حالت تقلید به توسعه علوم دست زد یا علوم را متوجه به نیازهای جامعه کرد. بنابراین امروزه ما باید عناصر گذشته مربوط به علوم را که همواره توجه به نقد و مجال دادن به ناقدان و گشودن فرصتها برای نظریهپردازان است باید صدها برابر پررنگتر کنیم، چون فرصتها کم و نیازها بسیار است و ما از پس تحولات جهانی با یک حرکت کند بر نمیآییم، لذا اینکه معظمله بر ابتکار و ابداع، نوآوری و گشودن فضای نقد به صورت جدی و محوری اصرار میکنند به همین دلیل است که عرض کردم، یعنی علم بنیاد بودن حوزه اگر امروزه بخواهد مصداق واقعی پیدا کند و لباس عینی بر تن بپوشد و واقعا علم بنیاد باشد باید تن به اقتضائات دهد و ما باید علم را با توجه به شرایط پیچیده امروزی باز تعریف کنیم، این هم بخشی از سخنان مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) است.
در تحقق تولید علم و اسلامیسازی علوم انسانی نقش و جایگاه نظام آموزشی حوزه چقدر است، در این زمینه نیاز به چه تحولاتی است؟
در زمینه علم بنیاد بودن حوزه سایر مسائل خود به خود مفهوم و معنای درست خود را پیدا میکنند. فرض کنید نظام آموزشی که شما بیان کردید، اصولا درست است که بر دوش نظام آموزشی ابتکار نخوابیده است و بر دوش نظام آموزشی توسعه علم نهفته نیست، بلکه این پژوهش است که این کار را برعهده دارد، ولی نظام آموزشی به دلیل اینکه اولا فرصتهای بیشتر مواجهه علم را به خود اختصاص میدهد یا عمده فرصتهای زمانی را به خود اختصاص میدهد و ثانیا در حکم نقطههای عزیمت و شروع و دروازه نخستین به علم است و مسیرهای نخستین را پهن میکند، اگر نظام آموزشی دقیق و منقح نباشد مسیر طولانیتر میشود و در نتیجه ممکن است دیگر مجالی برای پژوهش و توسعه علم و پرداختن به نیازهای اجتماعی باقی نماند. ثانیا ممکن است نظام آموزشی در صورت عدم تنقیح نگاهها، ذهنیتها و نوع پرداختنها را از آغاز آنچنان شکل دهد که در نتیجه حوزهای که بناست در پس نظام آموزشی دست به یک فعالیت اصلیتری بزند به دلیل ذهنیتهای خاص آن آمادگی لازم و استعداد فراتر و بهتر را برای دست زدن به کار اصلیتر پیدا نکند.
نظام آموزشی گاه آنچنان بر جامعه علمی سیطره میافکند که حرف اول و آخر را از آن خود میکند و به آن جهت که نظام آموزشی اصولا گذشته و وضع موجود علم را ارائه میکند ممکن است جامعه را دچار ایستایی کند، چون فرض این است که وضع گذشته و وضع موجود علم کافی نیست. باید آن را توسعه داد، لذا بحث نظام آموزشی از حساسترین مباحث در حوزه هست و نظام آموزشی امر مهم اصلی اساسی در حوزه و تأثیرگذار سرنوشتساز است که پرداختن به آن هم بسیار حساس است، چون فرو ریختن یک نظام آموزشی به صورت مطلق کاملا اشتباه است و توقف و جمود بر یک وضعیت هم امری غلط است، بنابراین اینکه یک نهاد به صورت خودکفا و به صورت خودپویا در حوزه بتواند دائما این مسأله را بررسی و تلاش کند تا به سرانجامی برسد و نظام آموزشی را بازسازی و بازتعریف کند و مرتب طرحهای جدید ایجاد کند، لازم است.
در این سیر چگونه ارزشهای گذشته نظام آموزشی حفظ می شوند؟
از واجبات است که ارزشهای گذشته نظـام آموزشی به هیچ وجه از بین نرود، چون در حوزه هزار ساله، یک عناصر اصلی داریم که این عناصر اصلی در هیچ نظام آموزشی نیست؛ اینکه هزار سال حوزهای دوام پیدا میکند و میماند، نشاندهنده این است که پایهها و بسترهایی در این نظام آموزشی فعال است که ضامن بقا، دوام و پویایی است. بنابراین دائما باید آن بخشهای اصلی و ثابت یا قابل پویایی بیشتر را شناسایی کرد و متناسب با آن زمان این نظام آموزشی را توانمند و پرنشاط نگه داشت و در خدمت پژوهش، گشاینده راه برای پژوهش و فرصتدهنده راه پژوهش نه فرصتگیرنده از آن قرار داد؛ لذا این بحث حساسی است و مقام معظم رهبری به این مسأله در سالهای پیش توجه جدی داشتند و شاید به همین خاطر محوریترین صحبتهای معظمله معطوف به این موضوع و همین بخش بود.
شما محور سوم فرمایشات مقام معظم رهبری را توجه به اقتضائات تحولات جهانی و پاسخگو قرار دادن حوزه نسبت به این نیازهای جدید دانستید. این خواسته چگونه دستیافتنی است؟
محور سوم سخنان مقام معظم رهبری نگاه مدام، مستمر و همیشگی به تحولات زمانه است، مگر ما حوزه علمیه یا علماندوزی و علمسازی در حوزه را برای چه میخواهیم، علم به ماهو علم که اصالتی ندارد، علم برای پاسخگو قرار دادن دین است. باید دین را پاسخگو قرار داد و دین که پر از ظرفیتها و آموزههای انسانی و فطری و جوابگو و پاسخگو است را باید شناخت و شناساند و باید آن را به صحنه اجتماع آورد، اگر حوزه علمیه چشم به روی واقعیتها و تحولات فرو بندد یا چشم را نبندد، اما بهدرستی تحولات را نشناسد یا بهدرستی تحولات را بشناسد، ولی تحولات را با سرعت تحولات نشناسد یا حتی با سرعت مناسب و به موقع و به هنگام بشناسد، ولی در واقع نتواند همه این تحولات را آنچنان که هست به صورت منظومهای و جغرافیای کامل نشناسد یا همه اینها را انجام دهد، ولی کوششی برای پل زدن بین دین و این تحولات و انتقال سریع دادهها و داشتههای دین به دنیای تشنه و چشم دوخته به جوابهای درست، انجام ندهد، باز مانده است و به حاشیه رفته است و این حوزه در یک مسیر رو به زوال قرار گرفته است. لذا بحث خیلی پیچیده است و موضوع تحول که هم در حوزه مطرح شده است از همین خاستگاه است.
تحول در حوزه متناسب با تحول زمان و جهان است، یعنی میان ایجاد تحول در حوزه و تحولات علمی و در حال وقوع در عرصه گیتی یک رابطه تنگاتنگ برقرار است. ما که نمیخواهیم تحولی در حوزه ایجاد کنیم که به گذشته برگردیم و نیازهای 2 قرن پیش را جواب و پاسخ دهیم، ما میخواهیم تحولی در حوزه ایجاد کنیم که بتواند با جهان امروز حرف بزند، حرفی که برای آنها مفهوم باشد، سخن و پاسخی که آنها احساس کنند این سخن جوابی برای مشکلات و پیشنهادی برای نیازها و نه تنها برای جهان امروز است، اصولا تحولی که در حوزه بنا میکنیم حتی باید از این هم فراتر رود. باید پاسخ آینده را هم بدرستی دهد، یعنی امروزه بحث نسبت زمان حال و آینده دگرگون شده است و چنان نیست که تصور کنیم زمان حال عمری طولانی دارد. زمان حال قبل از اینکه شکل گیرد زمان آینده او را فراگرفته و جای او را گرفته است، لذا باید مرتب چشم را به آینده دوخت، چون آینده به سرعت جای حال را میگیرد. فاصله نسلها کم و عمر نسلها کوتاه شده است، پدیدهها به سرعت درحال اضمحلال هستند؛ لذا به نظر میرسد که مقام معظم رهبری بر اساس این سه پایه اصلی که عرض کردم فرمایشات خود را در قبال حوزه تنظیم کردهاند.
یکی از مهمترین موضوعاتی که مقام معظم رهبری در سفر اخیر خود به آن توجه داشتند و در چندین سخنرانی بر روی آن تأکید کردند، توجه به فلسفه بوده است. به نظر میرسد پاسخگویی به شبهات دینی و قرآنی اهمیت این توجه را بیشتر میکند که در کلام ایشان هم وجود داشت. در این ارتباط به چه نکاتی باید توجه شود؟
امروزه آنچه در جهان در حال وقوع است، چند چیز است؛ یکی پدیدههاست، همواره پدیدههایی به وقوع میپیوندد و تحولاتی رخ میدهد، در عالم صنعت و تکنولوژی و.... بخشی از تحولات در عرصه مناسبات اجتماعی است، بخشی از تحولات هم در نگاهها و ذهنیتهاست که البته اینها با هم ارتباط دارند. گاهی مناسبات اجتماعی خودش خاستگاه و بروز و ظهور یکسری اندیشههاست، اندیشهها، ایدهها، افکار و...، گاه دربردارنده و بسترساز نگاههای منفی است که به دین افکنده میشود. مناسبات گاهی مادی است و مناسبات مادی متضمن و دربردارنده شبهاتی میشود. دنیا، دنیای فلسفه است و همه جا را فلسفه فراگرفته است.
از پنجره فلسفه و در قالب مفاهیم فلسفی همه چیز تحلیل میشود، حتی زندگی بشری، خواه در اقتصاد، خواه در سیاست و خواه در هر عرصه دیگری، فرهنگ و... همه چیز قالبهای فلسفی پیدا کرده است و نگاهها و ذهنیتها نه به صورت عادی بلکه در قالب مفاهیم فلسفی شکل گرفته است. بسیاری از ذهنیتهای شکل گرفته معطوف به دین است، خواه در جهت اثبات دین و خواه در جهت نفی دین. در چنین معرکهآرایی و در چنین دنیای پرغوغای فلسفی که نمیتوان بشر را از نگاه فلسفی دور کرد و نمیتوان جریانها و حرکتها را به صورت جدای از فلسفه ارزیابی کرد و اصولا ما، انقلاب، حوزه و دین ما را با ابزارهای فلسفی تفکیک شده و مفصل بررسی و ارزش داوری میکنند، در چنین دنیایی ما بیاییم و باب فلسفه و نگاه فلسفی را بر روی خویش فروبندیم. با این کار از پس آنها بر نمیآییم، نمیتوان دیگر کالایی را عرضه کرد و نه تنها نمیتوان عرضه کرد که صحبتها و نگاههای ما خود منشأ تشدید شبهات میشود و به مثابه خوراکهایی برای تقویت آنها پا به میدان میگذارد؛ لذا این بحث، موضوع حساسی است.
سید حسین امامی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم