در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برونو از همان ابتدای ماجرا به ما ثابت میکند که چه قدرتی برای نفوذ به درون افراد و تسلط آنها دارد. او به ما نشان میدهد که چقدر در راه باطل خودش سختکوش و ثابتقدم است و چه راحت با سوءاستفاده از رودربایستی افراد، خودش را به آنها تحمیل میکند. آنقدر که قادر است در یک دیدار تصادفی در قطار و پس از گفتوگویی کوتاه و مختصر به طرف مقابلش پیشنهاد قتل بدهد و هیچ نگرانی هم از چیزی و کسی نداشته باشد. از مهمترین ویژگیهای شخصیتی برونو همین روابط عمومی بالایش است و این که در کمترین زمان ممکن با دیگران صمیمی میشود.
اعتقاد برونو درباره آدمها این است که آنها همه به جنایت علاقه دارند. همه کسی را دارند که بخواهند از شرش خلاص شوند. همین اعتقاد بیمارگونه برونو درباره بشریت است که او را از یک انسان عاقل و فهمیده به یک بیمار روانی و به یک مار خوشخط و خال تبدیل میکند. و البته شناخت هویت واقعی برونو خودش نیازمند هوش و ذکاوت بالاست.
بجز پدر برونو هیچکس به اندازه شخصیت دیگر این فیلم یعنی «گای» قادر نیست این هویت واقعی را دریابد. خود گای هم بهای سنگینی برای این شناخت میدهد، اما فقط اوست که درباره گای میگوید: «او به سختی بیمار است و نیاز به درمان دارد.» و اوست که در پایان وقتی نگهبان شهربازی از او درباره برونو میپرسد: «اون کی بود رفیق؟»، پاسخ میدهد: «برونو، برونو آنتونی. یه مرد زرنگ.» زرنگی و در عین حال بیماری. این بهترین معرفی از شخصیت پیچیده برونو است.
ماندگاری شخصیت برونو، بیش از هر چیز مرهون همین پیچیدگیاش است. اینکه نه میتوان عاقل خطابش کرد نه دیوانه. نه میتوان از او متنفر بود و نه میتوان دوستش داشت. باهوش و بامزه و زیرک و زرنگ است و در عین حال روانی و جانی و حیلهگر. اما مساله اصلی اینجاست که یک عامل مهم وجود دارد که برونو به سختی مقهور آن است؛ مرگ که در نهایت مشت بسته او را برای فریبخوردگانش باز میکند.
* محصول 1951 آمریکا، کارگردان: آلفرد هیچکاک، بازیگران: رابرت واکر، فارلی گرینجر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: