آلفرد نوبل دانشمندی است که تمام داراییهایش را وقف جایزهای کرد که به رشد علم، ادبیات و صلح در جهان کمک کند. در طول یک هفته کمیتههای مشخص شده در وصیتنامه نوبل برندگان جوایز پزشکی، فیزیک، شیمی، ادبیات و صلح را اعلام میکنند و چند روز بعد نیز جایزهای به یاد آلفرد نوبل در رشته اقتصاد به برگزیدگان کمیته اهدا میشود.در بین جوایز نوبل و با وجود اینکه 2 جایزه ادبیات و صلح همیشه بیشترین جنجالهای خبری را برمیانگیزند و همیشه بالاترین بحثها و مخالفتها و انتقادها و یا حمایتها و تشویقها را برای آکادمی نوبل به همراه میآورند اما اهمیت این جایزه بیشتر به واسطه اهدای جوایز علمیاش است. شاید یکی از دلایل این امر این است که نوبلهای ادبیات و صلح به مجموعه عملکردهای یک فرد اهدا میشود و مثلا نویسندهای به دلیل نوشتن یک کتاب خاص یا یک ابتکار مشخص در نویسندگی که در یک اثر دیده شده است نوبل نمیگیرد اما در جوایز علمی نوبل دانشمندان به دلیل یک پروژه مشخص و یک دستاورد خاص که در جامعه علمی تاثیرگذار بوده است انتخاب میشوند. به همین دلیل راحتتر میتوان این جوایز را مورد انتقاد قرار داد و بررسی کرد که آیا آن دستاورد علمی تا چه حد در پیشرفت آن شاخه از علم نقش داشته است و به عبارت دیگر این جوایز از کلیگوییهایی که در باره دو جایزه نوبل صلح و ادبیات وجود دارد دور است.
اما داستان گرانترین و معتبرترین جایزه علمی جهان از یک روز پاییزی در شهر پاریس فرانسه آغاز شد. روز 27 نوامبر 1895 بود که آلفرد نوبل، مخترع سالخورده دینامیت، به کلوب سوئد نروژ در پاریس رفت تا وصیتنامه خود را امضا کند؛ وصیتنامهای که سنگ بنای معروفترین جایزه جهان را بگذارد. پیرمرد مخترع در آن روزها احساس توامانی از امید و ناامیدی داشت.
بزرگترین اختراع او یعنی دینامیت که قرار بود کمکی برای بهبود زندگی انسان روی سیاره ما باشد توانسته بود بازار بسیار خوبی به دست آورد و ثروت زیادی را برای او به ارمغان آورد اما از سوی دیگر سوءاستفاده از این اختراع باعث شده بود تا یکی از مرگبارترین اسلحهها در آن زمان شکل بگیرد و وسیلهای که قرار بود زندگی ما روی زمین را راحتتر کند باعث مرگ بسیاری در میدانهای جنگ میشد.
آلفرد نوبل شاید در آن روزها به این میاندیشید که در برابر رشد فناوریها و دانش بشر باید مسیری هم پیش پای انسان و دانشمندان گذاشت تا بدانند در چه مسیری باید حرکت کرد. همین اندیشهها و فکر کردن درباره نتایج استفاده از دینامیت بود که شاید او را نسبت به خاطرهای که از او در تاریخ باقی میماند نگران میکرد و تصمیم او مبنی بر انشای وصیتنامه تاریخیاش را جدیتر مینمود.
اینگونه بود که در آن روز پاییزی پای سندی را امضا کرد که تکلیف 94 درصد داراییهای او را که معادل 31 میلیون کرون سوئد میشد، مشخص میکرد (این مبلغ براساس محاسبه ارزش پول در طول زمان معادل با 186 میلیون دلار آمریکای امروز بود.) متن این سند چنین است:
«تمام داراییهای قابل تبدیل به پول من باید در راههای زیر مورد استفاده قرار گیرد:
دارایی من باید توسط ماموران اجرای این وصیت در بازارهای امن سرمایهگذاری شود و با کمک آن بنیادی تاسیس شود که وظیفه آن توزیع سالانه سود سرمایهام در قالب جوایزی به کسانی است که در خلال سال قبل، دستاوردهایی به دست آوردهاند که به بشریت سود کلانی میرساند. این سود باید به 5 قسمت مساوی تقسیم و به شرح زیر توزیع شود: یک سهم به کسی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست پیدا کرده است، یک سهم به کسی که به مهمترین کشف یا توسعه علمی در زمینه شیمی دست پیدا کرده است، یک سهم به کسی که دستاورد مهمی در حوزه پزشکی یا زیستشناسی رسیده است، یک سهم به کسی که دستاورد ارزشمندی در زمینه ادبیات و گرایش کمالگرایانه آن داشته است و یک سهم به کسی که بیشترین یا موثرترین فعالیت در زمینه ایجاد برادری میان ملتها و برای برانداختن یا کاهش نیروهای نظامی و برای ایجاد و توسعه صلح را به انجام رسانده باشد.»
درجوایز علمی نوبل که هر ساله در ماه مهر اعلام میشود دانشمندان به دلیل یک پروژه مشخص و یک دستاورد خاص که در جامعه علمی تاثیرگذار بوده است انتخاب میشوند
این سند ساده اما ساز و کار پیچیدهای را برای اجرا طلب میکرد و همین ساز و کار پیچیده است که باعث شده این جایزه اعتبار بسیار بالا و غیرقابل رقابتی را در زمینههای علمی به دست آورد.
آلفرد نوبل در ادامه وصیتنامهاش این ساز و کار را اینگونه توصیف کرده است:
«جوایز فیزیک و شیمی باید از سوی بنیاد علوم سوئد، جایزه پزشکی از سوی موسسه کارولینسکا در استکهلم، جایزه ادبی از سوی آکادمی استکهلم و برنده جایزه صلح باید از سوی کمیتهای 5 نفره که از سوی استورتینگ (پارلمان نروژ) انتخاب میشوند اهدا شود.
بصراحت اعلام میکنم این جوایز باید بدون در نظر گرفتن ملیت و شرایط افراد اهدا شود. فارغ از اینکه آنها اهالی اسکاندیناوی هستند یا نه، به شایستهترین فرد تقدیم شود.»
آلفرد نوبل، در روز 10 دسامبر 1896 و حدود یک سال پس از امضای وصیتنامهاش، در 63 سالگی دیده از جهان فروبست. اما آماده کردن مقدمات اهدای این جایزه 5 سال طول کشید و سرانجام بنیاد نوبل از سال 1901 اهدای جوایز خود را آغاز کرد. تاریخ اهدای جوایز روز 10 دسامبر مصادف با سالروز وفات نوبل معین شد و جوایز فیزیک، شیمی، پزشکی، اقتصاد و ادبیات با حضور اعضای خانواده سلطنتی سوئد در استکهلم و جایزه صلح در نروژ و در همان روز به برندگان اهدا میشود و هر یک از برندگان هنگام دریافت جایزه خود خطابهای ایراد میکنند که شاید مهمترین خطابه زندگی آنها به حساب آید.
علت اهدای جایزه در نروژ و سوئد به این موضوع تاریخی بر میگردد که در زمان وصیت نوبل نروژ و سوئد اتحادیهای میان خود ایجاد کرده بودند و در واقع دو کشور خود را در قالب اتحادیه سوئد نروژ تعریف میکردند.
جایزه دیگری که به نام نوبل اهدا میشود جایزه علوم اقتصاد به یاد آلفرد نوبل است. این جایزه در وصیتنامه اصلی آلفرد نوبل وجود نداشت، اما از سال 1969 این جایزه تکمیلی با نام کامل جایزه اسوریجیز ریکسبانک در علوم اقتصادی به یاد آلفرد نوبل، از سوی بنیاد نوبل به کسانی که دستاوردی ممتاز در زمینه علوم اقتصادی داشتهاند اهدا میشود. ارزش مالی این جایزه حدود 4/1 میلیون دلار آمریکاست که هر سال به فرد یا افرادی که پژوهشهای برجستهای داشته باشند اهدا میشود. اگر چند نفر به طور مشترک روی مساله مهمی کار کرده باشند، جایزه به طور مساوی میان آنها تقسیم میشوند همچنین اگر بیش از یک دستاورد در سال مورد توجه قرار گیرد، آن دستاوردها به طور مشترک جایزه آن سال را دریافت میکنند.
یکی از نکات بسیار بحثبرانگیزی که در باره جوایز علمی نوبل وجود دارد این سوال است که چرا نوبل جایزهای به دستاوردهای ریاضیات که از آن به ملکه علوم یاد میکنند و رشد و پیشرفت سایر علوم وابسته به رشد و پیشرفت این دانش است اختصاص نداده است؟ هیچ کس نمیتواند در اهمیت حیاتی و بنیادی ریاضیات در رشد علوم شک کند و به همین دلیل این موضوع دستمایهای برای داستانهای بسیاری حول و حوش شخصیت آلفرد نوبل شده است یکی از معروفترین این افسانهها به رقابت آلفرد نوبل و یک ریاضیدان در ماجرایی عاطفی اشاره میکند که در نتیجه شکست نوبل در آن وی کینه ریاضیات را به دل گرفته بود.
البته هیچ سندی که این داستان را تایید کند وجود ندارد و شاید کل ماجرا به این مساله معطوف گردد که در ذهن مهندس و مبتکری مانند نوبل تاثیر و نقش ریاضیات در جامعه به طور مستقیم چندان مورد قبول نبوده است.
به هرحال ریاضیدانان البته برای خود جایزه دیگری به نام مدال فیلدز تاسیس کردهاند که البته از نظر مالی به هیچ وجه قابل مقایسه با نوبل نیست ولی هر از گاهی ریاضیدانان برجستهای به واسطه فعالیتهای خود در رشته علوم اقتصادی برنده جایزه میشوند که نمونه برجسته آنها جان نش بود، ریاضیدان برجستهای که فیلمی نیز با نام یک ذهن زیبا از زندگی وی ساخته شده است.
نامزدیجایزهنوبل
فرآیند انتخاب نامزدها و اهدای نوبل نیز فرآیندی طولانی و پیچیده است. در رشتههای فیزیک، شیمی و اقتصاد کمیتههای 5 نفره مستقلی از سوی آکادمی علوم سوئد انتخاب میشوند تا بررسی نامزدها را انجام دهند برای رشته پزشکی کمیته نوبل 5 نفر از میان 50 نفر منتخب موسسه کارولینسکا را برای بررسی صلاحیتها انتخاب میکند و برای جایزه صلح پارلمان نروژ اعضای کمیته 5 نفره بررسیکننده صلاحیتها را اعلام میکند. در این جایزه کسی نمیتواند خود را کاندیدا کند، بلکه کمیتههای گزینش دعوتنامههایی را برای حدود 3 هزار شخص و سازمان و از جمله برندگان پیشین جایزه میفرستد تا آنها نامزدهای خود را معرفی کنند به این ترتیب تنها نامزدهایی به مرحله نهایی راه مییابند که برجستهترین چهرههای مطرح در آن رشته کار آنها را شایسته این جایزه تشخیص داده باشد.
کمیته در نهایت از میان این نامزدهای معرفیشده برندگان خود را معرفی میکند. هیچگاه نام نامزدها منتشر نمیشود و طبق قانون تنها 50 سال پس از اهدای جایزه اسامی نامزدهای آن رشته اعلام میشود. چنین ساز و کار پیشرفتهای است که نوبل را به جایزهای بینظیر تبدیل کرده است؛ جایزهای که در 109 سال عمر خود که البته چند بار به دلیل وقوع جنگ جهانی و چند بار در برخی از رشتهها به دلیل عدم یافتن شخصی که صاحب درجه لازم برای کسب آن باشد اهدا نشده است بیشترین توجه ممکن را به خود جلب کرده است.
پوریا ناظمی