در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برزیده نیز مانند هم نسلها و همشهریهای خود زمان جنگ با تمام وجود اتفاقات ناگزیر آن را درک کرده و به سهم خود با این ماجراها بشدت درگیر شده است. او مهمترین اتفاق زندگی خود را وقوع جنگ تحمیلی عنوان میکند: با توجه به اینکه من بچه آبادان هستم و خانه و دوستانم همه آنجا بودند، جنگ برای ما مقداری متفاوتتر از شهرهای دیگر بود. مهاجرت و اتفاقاتی که میافتاد و بچههایی که شهید میشدند مسائلی بود که از ذهن مان پاک نشد. آن موقع 20 سالم بود و توفیق داشتم که در جنگ شرکت کنم، چون اهل آنجا بودم. در دوران جنگ چند بار مجروح شدم با اینکه سختی و رنج کشیدم اما اینها برایم جزو سوانح بد محسوب نمیشود بلکه جزو خاطرات ویژه زندگی من است. از آن دوران بیشتر ضایعات روحی و روانی با من همراه است تا اتفاقات فیزیکی.
اما در کنار مشکلات جنگ برای برزیده اتفاقی به وقوع پیوست که نیروی مقاومت و امید وافر را در او زنده کرد. این اتفاق به سال62 برمیگردد: در شرایط جنگ از درس فاصله گرفته بودم و از طرفی هم نمیخواستم از سهمیه رزمندگان استفاده کنم و کار سختی بود که بتوانم در کنکور پذیرفته شوم، در بوشهر بودم و در آن زمان روزنامهها به شهرستانها یک روز دیرتر میرسید. در عین حال میخواستم از نتیجه مطلع شوم. تلفنی خبردار شدم که در 2 رشته تئاتر و سینما قبول شدهام. همان موقع فهمیدم که مسیر زندگیام در حال تغییر است. الان فیلمساز هستم و اگر بمیرم و روزی دوباره زنده شوم، مجددا همین مسیر را انتخاب میکنم.
یکی از مسائل ویژه زندگی برزیده ماجرای قطعنامه صلح زمان جنگ است: آزادی حصر آبادان و اعلام قطعنامه صلح توسط امام هیچوقت از یادم نمیرود. آن زمان در حال ساخت فیلم «در جستجوی قهرمان» بودیم و با شنیدن این خبر همگی گریه کردیم. لحظه عجیب و غریبی بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: