نمی‌خواهم ‌شما ‌را‌ نصیحت ‌کنم

دهم ‌پندی،‌ بکن‌ آویزه ‌گوش!

شاید اسمش را بگذارید نصیحت، پند و اندرز یا یک چیزی از این قبیل‌! شاید هم پیش خودتان بگویید «ای بابا، بس نیست از صبح تا شب باید پند و اندرز و راهکار این و آن را بشنویم. حالا هم که اومده‌ایم 2 دقیقه نسل 3 بخوانیم، مجبوریم به راه و روش‌های ایشان گوش کنیم! بابا به کی بگم که خسته شدم؟!»
کد خبر: ۳۶۱۳۵۸

اما همین جا صبر کنید، تند نروید. من نه می‌خواهم شما را نصیحت کنم نه اصلا می‌توانم این کار را انجام بدهم. من هم یک جوانم مثل خود شما! می‌دانم که از نصیحت خوشتان نمی‌آید. از شما چه پنهان، خودم هم اصلا ازش دل خوشی ندارم، اما مطمئن باشید که اینها نصیحت نیست. اینها درس زندگی است. اینها راه‌حل‌هایی است که از جاهای مختلف جمع کرده‌ایم تا بتوانید با استفاده از آنها، به یک جایی توی زندگی برسید. می‌توانید فقط اینها را سرسری بخوانید و رد شوید یا نه، آنها را آویزه گوشتان کنید و به آنها عمل کنید. مطمئن باشید پشیمان نمی‌شوید. اول از همه چند توصیه ایمنی را جدی بگیرید:

ـ با شناخته‌ها به چالش بپردازید و ناشناخته‌ها را در آغوش بگیرید.

ـ یاد بگیرید که به یک زبان خارجی صحبت کنید، یک ساز بنوازید و یک ورزش خاص را دنبال کنید.

ـ یادگیری را همیشه ادامه دهید.

ـ بیاموزید که خود را دوست داشته باشید یا خود را تا جایی تغییر دهید که بتوانید خودتان را دوست بدارید.

ـ خیلی زود ازدواج نکنید (البته دیرش هم اصلا خوب نیست! به موقع!)

ـ همیشه به روش برنده ـ برنده بازی کنید.

ـ قبل از این که دوستان، اقوام و خانواده‌تان را از دست بدهید از بودن با آنها لذت ببرید.

ـ بهترین نصیحت‌به جوانان این است که شغلی را پیدا کنید که دوستش دارید و می‌توانید در آن خوب کار کنید و کسی را پیدا کنید که در قبال انجام آن کار به شما پول بدهد!

ـ از قدرت و زیبایی و جوانی خود لذت ببرید. البته شاید معنای این حرف را تا زمانی که نیرو و جلوه جوانی را از دست ندهید، متوجه نشوید.

ـ در مورد آینده نگران نباشید. بدانید که نگران بودن هیچ سودی ندارد. مشکلات واقعی در زندگی شما، احتمالا چیزهایی است که هرگز ذهن شما را نگران نمی‌کند.

ـ والدینتان را به خوبی بشناسید. شما نمی‌دانید که چه زمانی آنها را از دست خواهید داد.

ـ با خواهر و برادرتان مهربان باشید. آنها بهترین وسیله ارتباطی‌شما با گذشته و حتی آینده هستند.

ـ بدانید که در زندگی هر کسی دوستان زیادی می‌آیند و می‌روند، فقط تعداد کمی از آنها ارزش ماندن دارند. البته سعی کنید با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. چون در زمان پیری نیاز به ارتباط با افراد بیشتری دارید، اما در جوانی اهمیت این مساله را نمی‌دانید.

ـ در مقابل دیگران و روحشان بی‌تفاوت نباشید و سعی کنید با افرادی که نسبت به روح شما بی‌تفاوتند، ارتباط نداشته باشید.

ـ وقت خود را در راه حسادت ورزیدن هدر ندهید. زندگی یک مسابقه طولانی است که گاهی شما در آن پیشرو و گاهی دیگران پیشرو هستند. در نهایت و در آخر راه، شما فقط و فقط با خودتان سنجیده می‌شوید.

ـ شاید ازدواج کرده باشید، شاید هم مجرد باشید. شاید فرزند داشته باشید، شاید هم نداشته باشید. شاید از همسرتان جدا شده باشید یا شاید در کنار هم زندگی خوبی داشته باشید. به هر حال، هر کاری که می‌کنید و هر شرایطی که دارید خیلی به خودتان مغرور نشوید و به خود تبریک نگویید یا خیلی از دست خود عصبانی نباشید و خود را سرزنش نکنید. چون این انتخاب‌های شما فقط نیمی از شانس شما بوده است، مثل بقیه افراد!

ـ اگر نمی‌دانید که چه چیزی از زندگی می‌خواهید، احساس گناه نکنید.

ـ حقایق موجود را بپذیرید. قیمت‌ها مرتب افزایش می‌یابند و شما هم پیر می‌شوید. وقتی که پیر شدید برای بقیه تعریف می‌کنید که وقتی جوان بودید، قیمت‌ها منطقی بود و بچه‌ها به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشتند!

ـ از دیگران انتظار نداشته باشید که شما را حمایت کنند.

ـ به افراد مسن احترام بگذارید.

پندهای یک فرد موفق

همه‌تان حتما بیل گیتس را می‌شناسید: مرد اول کامپیوتر در دنیا!‌ همه هم می‌دانید که آدم موفقی است. این جملات یا به اصطلاح قوانینی که در ادامه آمده من نمی‌گویم بلکه بیل گیتس به عنوان فردی موفق به جوان‌ها توصیه کرده است:

قانون اول ـ زندگی منصف نیست. سعی کنید به این موضوع عادت کنید!

قانون دوم ـ دنیا به اعتماد به نفس شما توجهی ندارد. تنها از شما انتظار دارد که قبل از این که احساس خوبی راجع به خودتان داشته باشید، کاری را به انجام برسانید.

قانون سوم ‌ـ اگر فکر می‌کنید که استادتان سختگیر است، صبر کنید تا خودتان رئیس شوید.

قانون چهارم ـ اگر فرد موفقی نیستید، تقصیر والدین‌تان نیست، پس به جای غر زدن و شکایت کردن از اشتباهات‌تان سعی کنید ‌درس بگیرید.

قانون پنجم ـ مدرسه شما ممکن است پر از برنده و بازنده باشد، اما زندگی این‌طور نیست. در برخی مدارس به شما آنقدر فرصت داده می‌شود تا به جواب درست برسید، اما در زندگی این فرصت، همیشه در اختیارتان قرار ندارد.

قانون ششم ـ زندگی به ترم تقسیم‌بندی نمی‌شود و شما تابستان‌هایی را ندارید که تعطیل باشید و کسانی که به شما کمک کنند تا خود را پیدا کنید وجود ندارند. پس این کار را خودتان انجام دهید.

قانون هفتم ـ زندگی واقعی مثل سریال‌های تلویزیونی نیست. در زندگی حقیقی مردم باید کافی‌شاپ‌ها را ترک کرده و به سر کار بروند!

خب، چطور بود؟ پند و اندرزها را می‌گویم! حالا خود می‌دانید. می‌توانید این حر‌ف‌ها را آویزه گوشتان کنید تا نه به همان سعی و خطای قبلی خود ادامه دهید، اما اگر از من می‌پرسید استفاده از تجربیات دیگران، آدم را زودتر به نتیجه مطلوب می‌رساند. پس آنها را در زندگی به کار بگیرید تا زودتر به پیروزی برسید!

الهه عیوض‌زاده / منبع: bighow‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها